سکس با زن مردم

تاریک | روشن

اسمم امید هست 29 سال دارم ) یه روز تنهایی رفته بودم نمایشگاه بین المللی شهرمون موقع برگشت 4 تا خانوم به همراه یه بچه پیاده به سمت خروجی نمایشگاه در حرکت بودن وقتی رسیدم بهشون یه بوق زدم و کمی جلوتر وایسادم ، یکیشون که از همه کوچکتره اومد و گفت اگه ممکنه تا یه جایی برسونمشون . سوارشون کردم اونی که کوچکتر بود جلو نشست و سه تا دیگه عقب نشستن . تو راه خودشون سر حرف رو باز کردن و کمی حرف زدیم و از خودشون گفتن 3 تای عقبی شوهر داشتن و جلویی دختر بود . یکیشون که پشت من نشسته بود چهره زیبایی داشت با موهای فر ریز با اندام عالی (بعدا دیدم) از همون اول چشمو گرفته بود اسمش شیما بود ، وسطی قدش کمی کوتاه بود و با کون تپل و سینه های درشت اسمش فاطمه بود . این یکی هم لاغر اندام و خوشکل بود و اسمش مینا بود . جلویی هم که ریزه بود دلارا بود. شیما و مینا و دلارا خواهر بودن و فاطمه زن داداششون بود و یه شهر دیگه زندگی میکرد(بچه هم مال فاطمه بود) . وقتی به مقصدشون رسیدن من شمارمو گفتم تا شیما بنویسه . نوشت و رفتن امید زیادی نداشتم که زنگ بزنه و لی بر خلاف فکر من فرداش زنگ زد ولی به جای اینکه شیما زنگ بزنه ، فاطمه زنگ زده بود و کمی حرف زدیم و گفت که شیما خودش دوس پسر داره و مینا هم اهلش نیست و دلارا هم که بچه بود پس من زنگ زدم ، فاطمه اینجا چند روزی مهمون بود پس من فرصت زیادی نداشتم که بکنمش .
 
 
بعد چند روز حرف زدن باهاش قرار گذاشتم و لی باز 5 تایی اومده بودن . منم فاطمه رو راضی کرده بودم که باهاش سکس داشته باشم . ولی حالاچطوری 3 تای دیگه رو بپیچونیم . رفتیم یه کافی شاپ که صاحبش دوستم بود و من قبلش باهاش هماهنگ کرده بودم که کلید خونش رو بده تا اگه جور شد فاطمه رو ببرم اونجا . این دوست کوسخل منم آورد کلید خونه رو جلو روی همه داد به من . همه متوجه شدن جریان از چه قراره . به بهونه دارو خریدن منو فاطمه و بچه اش از کافی شاپ زدیم بیرون و رفتیم (فکرشو بکن سه تا خواهر نشستن و من دارم میبرم زن داداششون رو بکنم ، فکر کن ببین چه رویی میخواد، کلی متلک بارمون کردن تا از کافی شاپ اومدیم بیرون) خدا روشکر خونه نزدیک بود زود رسیدیم و رفتیم تو، خونه خالی بود و فقط موکت داشت . رفتیم یکی از اطاق ها ، فاطمه بچه رو گذاشت پشت درو گفت بازی کن الان میام . رفتیم تو اطاق سریع لختش کردم و اونم منو لخت کرد . انقدر حشری بود که افتاده بو روم و داشت گردنم رو میک میزد آخرشم کبودش کرد . دیدم اگه ولش کنم این منو میکنه ، اومدم روش و شروع کردم سینه هاشه خوردن و مالیدن کوسش ، کمی اینکارو کردم و لی فاطمه نمیزاشت ادامه بدم سرمو هل میداد طرف کوسش . فاطمه بدن خیلی سفیدی داشت ، کوسشم سفید و بی مو بود . رفتم پایین تا رسیدم به کوسش ، سرمو فشار میداد به کوسش . منم اول با نوک زبونم میخواستم دیوونش کنم ولی جنده خانوم داشت میمرد از حشر .
 
سرمو فشار داد رو کوسش و داشت با کوسش خفم میکرد منم کوسش و کشیدم به دهن و محکم میخوردم میک میزدم . انگشتمو کردم تو کوسش و چوچولش رو میک زدم ، حالش خرابتر شد دیگه خوردن آرومش نمیکرد میگفت زود باش بکن توش . منم پاشدم بین پاهاش نشستم و کیرمو گذاشتم رو کوسشو مالیدم به کوسش ولی اون با دستش کیرمو گرفت و هدایتش کرد به طرف کوسش . اولش آروم کردم تو ، فکر میکردم تنگ باشه ولی برعکس جنده خانوم انقدر جندگی کرده بود که راحت رفت توکوسش و همه کیرمو یه جا فرستادم تو درآوردم و دوباره یه جا کردم تو کوسش . این کارو دوس دارم ، دوس دارم طرف رو دیوونش کنم . کیرم تا ته تو کوسش بود که یهو بچش اومد محکم زد به دره اطاق و مامانش رو صدا میکرد .(فکر کن چه جنده ای بود که پیش بچه خودش کوس میداد، بچه هم بزرگ بشه میشه مثل مامان جندش، گفت برو بازی کن دارم میام) همه چی پرید از ترس . کیرم داشت میخوابید در آوردم از کوسش نشستم رو سینش کردم تو دهنش کمی عقب جلو کردم تا کیرم دوباره راست شد . رفتم سراغ کوسش و گفت چهاردست و پا بشه تا از پشت بزارم تو کوسش ، یه لیس به کوسش زدم کیرمو یه جا فرستادم تو کوسش و شروع کردم تلمبه زدن ، از اونجا که کوس مفت بود ، تا اونجا که میتونستم محکم تلمبه میزدم و صدای خوردن رونام به کونش بیشتر تحریکم میکرد دیگه نزدیک اومدنم بود همراهم کاندومم نداشتم بهش گفتم دارم میام چیکار کنم ، گفت بریز توش منم بدون فکر کردن به عواقبش ریختم تو کوسش و ارضا شدم(البته بعدا گفت که لوله هاش رو بسته) . ازش پرسیدم ارضا شدی که گفت دوبار ارضا شده ، پاشدیم لباس تنمون کردیم و برگشتیم کافی شاپ . چند روز دیگه که میخواست بره بردم دوباره کردمش ، بهش گفتم از خواهر شوهرات خجالت نمیکشی که گفت نه و اونا هم خودشون به دوس پسراشون کوس میدن و برام تعریف میکنن. بعدا بدون اینکه فاطمه بفهمه من با شیما و دلارا تلفنی حرف میزدیم ، دلارا بچه بود ولی شیما چون با شوهرش مشکل داشت باهام درد دل میکرد ولی هیچ وقت راضی نشد باهام سکس کنه چون میدونست من فاطمه رو کردم. فاطمه هم رفت شهر خودش و از اون به بعد من جواب تلفن هاش رو ندادم.
 
نوشته:‌ ابلیس عاشق

1 دیدگاه دربارهٔ «سکس با زن مردم»

  1. 09366909774
    کون می‌دم و به گی‌ بودن افتخار می‌کنم. هر کیری‌ مزه خودشو داره برای کردن کون من همین الان زنگ بزنید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

17 + 10 =