سکس با دختر باکلاس

تاریک | روشن

ساعت حدود ٤ بود زدم بيرون ، طبق معمول مقصد نداشتم و بايد خيابان ها را گز ميكردم تا اخر شب شه برم كپه مرگم رو بزارم ، اينطور زندگي كردن برام خيلي بهتر بود لااقل تو جمع دوستام نبودم كه كون به كون سيگار بكشم و شبا تو مستي و چتي بخوابم .
پول كافي نداشتم كه تكي خونه بگيرم بايد همينجوري سر ميكردم با هم خونه اي هام .از خوابگاه هم كه با همين هم خونه اي هام انداختنمون بيرون به خاطر مشروب و سيگار. هيچ راهي نداشتم بايد تو همون شرايط سر ميكردم بايد ترك ميكردم ، هر شب وقتي ميرفتم خونه يه تعداد لندهور جديد ميديدم كه اولش از قيافشون ترس ميباريد كه من كليد انداختم يهو اومدم تو ، بعدش هم خنده و خنده و خنده …
به زور خوابم ميبرد با صداي خنده هاشون و بلند بلند حرف زدنشون
تا اينكه شب اومدم خونه ديدم ٣ تا دختر و ٢ تا هم خونم نشتن اينقدر كشيدن كه متوجه اومدن من نشدن ! قفل قفل بودن ! اصلا نديده بودمشون دخترا اصلا به تريپ ما نميخوردن، خوشگل نبودن زياد ولي تيپشون ميخورد كه خيلي وضع خوبن …
 
همينجوري كه داشتم نگاشون ميكردم يكي از دخترا از قفل دراومد منو ديد گفت اين كيه ديگه؟؟؟ بعد همشون زدن زير خنده . دوستم گفت هم خونه ايم ،بيا بشين پيشمون بچه هاي باحالين
نميدونم چرا اصلا بدم نيومد و رفتم نشتم پيششون و شروع كردم به رول كردن واسه خودم . يه رول رو خودم كشيدم …بعد از ١ ماه چت شدم … خيلي كشيدم يه رول زياد بود واسم بعد ١ ماه ترك
همه چيز اروم شد …
صداي تيك تيك ساعتو ديگه واضح ميشنيدم
صداي قلبمو … صداي نفس هاي بچه ها …
زمان كند شد …
نميدونم چرا هيشكي حرف نميزد . همه قفل بوديم
به زور يه نخ سيگار از پاكت دراوردم گذاشتم گوشه لبم و فندك زدم … واااااااي ١ ساعت واسم گذشت اين پروسه!!!
نميدونم چرا رفتم كف اشپزخونه نشستم سيگار بكشم ، يه چند كامي كه گرفتم ديدم يكي از دخترا اومد پيشم سيگارشو روشن كرد و گفت اسمت چيه ؟ گفتم حامد شما چي ؟
اسمشو گفت … ولي يادم رفت همون موقع ! دوباره پرسيدم بازم گفت ولي بازم يادم رفت
اون موقع بود كه فهميدم خيليييي چتم
خوشگل نبود ولي قيافش و تيپش خيلي با كلاس بود، يهو دستشو گذاشت رو كيرم گفت اشكالي نداره ؟ نگاش كردم ميخواستم بگم نه ولي دهنم قفل شده بود چند باري حرفشو تكرار كرد و من نتونستم جواب بدم . خلاصه خودش كارشو ادامه داد هم سيگار ميكشيديم هم با كيرم بازي ميكرد از رو شلوار.
 
سيگارمون تموم شد پاشد دست منم گرفت تا پاشم ، وقتي وايسادم يه چيزي ديدم يهو جا خوردم ديدم اون ٢ تا دختره دارن ساك ميزنن واسه دوستام !
وايساده بودم و نگاه ميكردم مثل احمقا ! انگار داشتم فيلم ميديدم
با چنان ذوقي داشتم تو چتي اونا رو نگاه ميكردم كه يكي نميفهميد چتم فكر ميكرد تازه بعد از ٢٥ سال تو عمرم فهميدم سكس چيه !
خلاصه ساك زدنشون داشت تموم ميشد كه تازه به خودم اومدم يهو يادم اومد يه دختر ديگه هم بود داشت با كير من بازي ميكرد ! به خودم گفتم چقدر احمقي تو كه يادت رفت !
برگشتم ديدم تكيه داده به ديوار اشپزخونه داره اونا رو نگاه ميكنه و با كسش بازي ميكنه ! بهش گفتم تو هم مثل من خيلييي چتي
چيزي نگفت دستشو گرفتم بردمش تو اتاقم تا درو بستم از پشت بقلش كردم و شروع كردم به خوردن پشت گردنش… اونم انقدر حشري شده بود كه گردنشو ميكشيد جلو كه من نخورم
بوي موهاش و بوي عطرش داشت ديوونم ميكرد
اروم بردمش سمت تختم و دراز كشيد روش ، اول بدنشو كلي بو كردم بعد لبامو گذاشتم رو لباش اروم لب ميگرفتيم لب پايينشو مك ميزدم بعد زبونامونو ميزديم به هم بعد شروع كردم به خوردن گردنش ، گفت اسمتو يادم رفت گفتم منم اسمتو يادم رفته
هيچي نگفت ولي دستاشو كشيد رو صورتم نازم كرد ، منم پيرهنشو زدم بالا و دستمو گذاشتم رو كسش خيس خيس بود شرتش ، شرتشو دراوردم
گفت ببخشيد …
چيو ببخشم…
كه خيلي خيسم…بذار برم دستمال بيارم
گفتم اتفاقا اينجوري بهتره راحتتر ميره تو
 
پيرهنشو در اوردم اصلا نميتونستم صبر كنم خودم هم لخت شدم و پاهاشو گذاشتم رو شونه هام اونم تو حال خودش بد فقط كيرمو گرفت گذاشت دم سوراخ كسش . اروم كردم تو …
خيلي حس خوبي بود واقعا با سكس موقع عادي فرق داشت
تا ته نگه داشتم كيرمو تو كسش … اه ميكشيد …
كفش پاشنه بلندي كه پاش بودو دراوردم و انگشتاي پاشو گذاشتم تو دهنم همونجوري اروم كيرمو جلو عقب ميكردم بدنشو خيلي دوس داشتم ازش خيلي خوشم اومده بود
همينجوري كه ميكردمش نازش ميكردم نميدونم چرا فاز مهربون داشتم … ميكردمش خم ميشدم صورتشو ناز ميكردم دستمو ميكردم تو موهاش . پاهاشو ناز ميكردم و ميبوسيدم ديگه خيلي داشت ديوونه ميشد تند تند نفس نفس ميزد
بعد گفتم ميشه برگردي ؟ برگشت كمرشو گرفتم اروم كشيدمش بالا رفتم زبونمو گذاشم رو كسش ليس ميزدم … ديگه نفس نفس زدنش تبديل شد به جيغ هاي اروم … صداش تو گوشم ميپيچيد اومدم بالا و كيرمو كردم تو كسش ،تا شروع كردم به تلمبه زدن شروع كرد به چنگ زدن بالش
وااااااي خيلي زود بود واسه ارضا شدنش
جلو عقب كردنمو ارومتر كردم تا ارضا نشه الان،
 
دوس نداشتم ارضا شيم چون تا حالا سكس اينقدر واسم لذتبخش نبود ، دستامو ميكشيدم رو كمرش، صداي جيغ اون دوتا دختره از تو هال ميومد دوس داشتم بگم خفه شين ميخواستم فقط صداي اون باشه تو گوشم ديگه تلمبم تندتر شده بود با لاله ي گوشش بازي ميكردم تا يهو دستمو گرفت بوسيد يه حس خيلي خوب بهم داد اون موقع كه الان نميتونم توصيفش كنم ، سرش رو بالشم بود گونه هاشو نوازش ميكردم ديگه عرق كرده بوديم جفتمون ،اومدم بالا شروع كردم به تند تند تلمبه زدن سينه هاشو از زير گرفته بودم و ميكردمش
داشتم به ارگاسم ميرسيدم تندتر كردم اونم ديگه با هر تلمبه من ميگفت تندتر تندتر تندتر تندترررررر….جيييييغ زد
جفتمون با هم ارضا شديم انقدر بهم حال داده بود كه موقع ارضا شدن كيرمو از كسش در نياوردم بيرون …
ابمو ريخته بودم توش ولي هنوز داشتم جلو عقب ميكردم … كيرم شل شده بود ولي نميخواستم تموم شه …
بالاخره كشيدم بيرون دراز كشيدم پيشش تا وقتي بيدار بوديم داشتيم صورت همو نوازش ميكرديم و تو چشاي هم نگاه ميكرديم بدون اينكه ١ كلمه حرف بزنيم تا وقتي خوابمون برد .
 
صبح بيدار شدم ديدم هنوز خوابه رفتم ديدم بقيه نيستن ، رفتم واسه صبحانه خريد كردم اومدم تو اتاق ديدم خوابه هنوز رفتم لبه تختم نشستم و كلي نگاش كردم تا وقتي بيدار شد دستشو انداخت دور گردنم بغلم كرد و بوسيدم شماره همو گرفتيم صبحانه رو خورد و رفت.
اين بهترين سكس من بود كه هيچ وقت هم تكرار نشد …
 
نوشته: حامد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شانزده − چهارده =