بوزدوم

تاریک | روشن

من تازه با این سایت آشنا شده ام دیدم از اولین سکس مطالبی مینویسند من هم گفتم تا اونمقدار که یادمه برایتان بنویسم البته من سوسن هستم 35سالمه مجردم و اهل اطراف ؟؟؟ و ترک زبان و ظاهرا دیگه بخت ازدواجم بسته است اسم این خاطره را میزارم بوزدوم بوزدوم در زبان ترکی یعنی آخرین قسمت از مهره های پشت انسان البته بوزدوم مثل خیلی از کلمات ترکی معانی دیگری هم دارد در اینجا منظور من همان قسمت آخر مهره هاست چون علت اولین سکس من همان بوزدوم بود
18 سالم بود که با یه موتورسیکلت تصادف کردم و کمرم آسیب دید پزشک و بیمارستان و اینا از مشکلاتم کاست اما همیشه یه درد در اون قسمت آخر مهره هام احساس میکردم گاهی امانم را می برید ولیکن پزشکان چیزی سر در نیاوردند تا اینکه به توصیه یکی از همسایه ها بردیم توی شهر ؟؟؟ به اوستا @@ – اوستا @@ شکسته بند بود و این را از پدرش یاد گرفته بود خودش بالای 80 سالش بود اوستا @@ یه پسر داشت باسم **که در پیش اوستا @@ شکسته بندی یادگرفته بود و چون اوستا @@ دیگر پیر شده بود او مغازه را میچرخاند
 
مامانم منو برد پیش اونا و هردو نظرشان این شد که بوزدوم من ضربه دیده و راه درمانش استفاده از دارو های گیاهی جهت نرم کردن محل و بعدش استفاده از انگشت اوستا در داخل مقعد مریض جهت جاگذاری اون مهره که ما هم به این عمل تن دادیم 3 جلسه من و مادرم باهم میرفتیم مغازه ولی موقع معاینه من تنها میرفتم پشت پرده معاینه من تو جلسه سوم احساس میکردم که مهره ام جا افتاده و خوب شده ام اما ** تاکید داشت ادامه بدم تا مطمئن بشه که عود نخواهد کردو چون 3 سال دارو و درمان افاده نکرده بود واکنون 21 سالم شده بود و توی یکماه و خرده ای آثار بهبود را میدیدم با اطمینان به تشخیص ** تن دادم جلسه چهارم را تنهائی رفتم و بعد از 10روز جلسه پنجم را باز تنهائی رفتم
جلسه چهارم مامانم گفت دخترم خودت که شناختی مطب رو ضمنا من هم موقع معاینه بیرون می مانم خودت میری تو و خوب هم که شده ای پس خودت برو من هم به کارام برسم جلسه چهارم را تنهائی رفتم و بعد از 10روز جلسه پنجم را باز تنهائی رفتم
این جلسه که رفتم اوستا ** منو معاینه ام کرد و کمی روغن ژل مانند به مقعدم و پشتم مالید و گفت بیرون استراحت کن روغن خوب جذب بشه بعدش بیا بقیه مهره رو بکشم سر جاش فکر کنم شاید آخرین جلسه باشه و کاملا خوب بشی و من این کار رو کردم من توی مغازه حوصله ام سر رفت رفتم بیرون و گشتی توی اطراف زدم و مغازه هارو دیدم و وقتی برگشتم همه مریضا رفته بودند و اوستا ** میخواست مغازه رو ببنده که گفت دختر پس کجا بودی ؟ ماجرا را بهش گفتم و گفت باشه بیا تو ببینم با اینکه کار دارم اما خوب تو واجب تری
 
من تشکر کردم و رفتم توی مغازه و پشت پرده احساس کردم او درب مغازه رو از پشت قفل کرد اما مطمئن نبودم ولی کمی نگران شدم میخواستم عکس العملی نشون بدم ولی فکر میکردم چی بگم که اوستااومد پشت پرده و قبل از اینکه من تصمیمی بگیرم رفت سراغ در کوچک مغازه و اونرو که به حیاط خونه شون باز میشد بازکردمن نگرانیم رفع شد که خلوت نیست اما نگو خونه شون کسی نبود
حالا من مونده بودم و اوستا ** که بطور معمول هرجلسه معاینه شلوارم رو کشیده بودم پائین و رو به شکم روی تخت خوابیده بودم اوستا با دستش شورتم را هم کشید پائین و بعدش گفت چون روغن میزنم شورتت الوده میشه بزار در بیارمش و برای اینکه شورتم کاملا در بیاد من کمی کمرم را زدم بالا و او دستش را آورد زیرم و قسمت جلوی شورتم را کشید و از پام انداخت بیرون
حالا اوستا انگشت را مثل همیشه با سفیده تخم مرغ خیس نمود و به آرامی به مقعد من وارد نمود
اوستا در جلسات قبل بلافاصله بعد از وارد کردن انگشتش در مقعدم قسمت پشت بدنم و مهره ها رو مالش میداد وجابجا میکرد اما ایندفعه انگشتش را به طرف پائین و طرف واژنم خم نموده بود و اونجارو مالش میداد و من هم فکر میکردم مهره های اون قسمت رو میخواد جابجا کنه خوب مالش قسمت پائین مقعدم که بعدا فهمیدم مسیر رحم من میشود باعث گردید من یه جورائی تحریک شوم اوستا هم مدت کار را زیاد کرده بود و چند بار انگشتش رو از مقعدم در آورد و باز خیسش کرد و دوباره وارد نمود البته موقع وارد کردن انگشتش در مقعدم کمی پائینتر را هم مالش داد دیگه من تحریک شده بودم و نا خود آگاه باسنم را به طرف انگشت و دست او فشار میدادم اوستا بهم گفت ماشاله خوب شده و مشکل خاصی نمونده همین جلسه با کمی حوصله کار رو تمام میکنیم
من هم با خیال اینکه بدلیل اتمام کار معاینه و عملیات طول میکشد و هم بدلیل اینکه بعلت تحریک از اینکارش لذت میبردم عجله ای نداشتم و شاید هم دلم میخواست زیاد طول بکشه
اوستا بهم گفت برو تو دستشوئی روغن که زده ام بشوی بیا این دفعه کار داره تموم میشه
دستشوئی توی حیاط خونه شون نشونم داد گفتم بد نمیشه گفت نه مریضا اینکار رو خیلی میکنند خانواده مون نمیان اونجا اون مخصوص مریضاست
 
من رفتم خوب خودمو شستم چون تحریک شده بودم چند بار دستم رو لای واژنم کشیدم که این باعث تحریک بیشتر من شد آرزو میکردم انگشت اوستا باعث بشه من ارضا بشم لازمه توضیح بدم که قبلا که خود ارضائی داشتم اینطور ولی با انگشت خودم ارضا میشدم
وقتی برگشتم رفتم روی تخت دراز کشیدم اوستا اومد و گفت گفت بصورت سگی بخواب من این جمله رو قبلا نشنیده بودم پرسیدم یعنی چگونه که دستش رو برد زیر شکمم و منو کشید به طرف خودش و باسنم رو برد بالاتر وگفت اینطور فهمیدم که منظورش چهار دست و پاست من با کمی جابجائی در وضعیت چهار دست و پا خوابیدم حالا مقعدم و واژنم کاملا در دید او قرار داشت اما خوب برای معالجه باید قبول میکردم ضمنا همه میگن دکتر محرمه و از طرفی تحریک شدن من باعث میشد از اینکه او واژ«م را می بیند هم احساس لذت کنم دیگر مریضیم از یادم رفته بود
خوب زیا طولش ندم من که چهار دست و پا خوابیدم اوستا اومد عقبم قرار گرفت و با دو دستش باسنم را گرفت و کمی فشار داد و این هم جزوی از معاینه و مداوا باید باشد؟
من احساس کردم یک چیز خیلی نرمی ایندفعه به سوراخ مقعدم مالیده میشود فکر کردم مقعدم در اثر ورود قبلی انگشت اوستا گشاد شده وانگشتش رو نرم احساس میکنم یا اینکه بعلت تحریک من انگشت اوستا نرم بنظر میرسد و این احساس دوم خوشایند بود
بعد از کمی متوجه شدم نه دو دستن اوستا باسنم را مالش میدهد و این نوک زبان اوستاست که داره اون قسمت های منو لیس میزنه خوب تحریک قبلی مانع از اعتراض شد و حتی خودم را هم راضی به اینکار کردحالا من تسلیم اعمال او شده بودم و او داشت نوک زباش را به طرف پائین یعنی بسوی واژنم میبرد تا رسید زمانی که با دوانگشتش لبهای واژنم را باز کرد و زبانش را وارد اون قسمت نمود من ترسیدم و گفتم دکتر من دخترم ها یه وقت …. گفت نگران نباش اگه ** شبانه میدونه گوسفنداشو کجا بخوابانه گفتم باشه فقط جهت اطلاع عرض کردم کمی مواضب باشین
با این عمل و با حرکات بدن من در اثر تحریک اوستا فهمیده بود که من آمادگی دارم که درصورت سکس کردن او باهاش همراهی نمایم گفت حالا ارام بیا عقب و پاهاتو از میز بینداز پائین و من انجام دادم در حالی که من داشتم عقب عقب میرفتم نگو او شلوارش را کشیده پائین تا من پاهام به زمین رسید نوک الت او ما من تماس پیدا کرد من یه جورائی شدم اولین بار بود که یه الت با پوست من برخورد میکرد
 
اوستا کمی جلو آمد در حالی که التش لای پام قرا رگرفته بود خم شد و ازم پرسید خانم خانما یه سوال فنی دارم گفتم بفرما گفت راستشو میگی گفتم حتما گفت مثل اینکه تحریک شده ای گفتم خودتون که بیشتر از من گفت خوب درسته ترا پرسیدم گفتم خوب دیگه اون انگشت یه مقدار….
اوستا گفت به مبارکی اتمام معالجه و شیرینی سلامتیت میخوام اگه اجازه داشته باشم تحریک رو کامل کنم البته میدونی که وقتی اب مرد در داخل مقعد بریزه مرحمی برای درد فوق میباشد و ما اگر اینطور نتونیم برای مریضا میگیم بصورت مصنوعی اب مرد را داخل مقعدشان بریزندولی خوشبختانه خلوتی مطب و رضایت خودت باعث شد بتونیم بصورت طبیعی اینکار را بکنیم من چیزی نگفتم او فهمید که من راضی هستم البته من که راضی تر بودمولی یه دفعه یادم افتاد در حیاط بازه و ممکنه خانواده او بیان که وقتی بهش گفتم گفت همه رفتند خونه عموم من هم داشتم میرفتم نگران نباش
تا اینجا کار مقدمه بود ولی طولانی شد حال اصل ماجرا که خیلی کوتاه خواهم نوشت
اوستا منو به روی پشت خواباند وقتی چهره اوستا و التش را دیدم خجالت زده شدم چشمامو بستم
اوستا با ولع افتاد به جون واژن من حالا بخور کی بخور و من دیگه اف اوفم در اومده بود زبان اوستا در لای واژنم و انگشت او در سوراخ مقعدم گاهی هم پستان هامو میخورد مخصوصا نوک پستان هام حشرم میکرد دیگه دیوانه شده بودم یادم رفته بود که من دارم به یه مرد غریبه سکس میدم اگر خجالت کشیدن اجازه میداد بهش میگفتم آلتت رو بکن داخل مقعدم اما نمیتونستم
گفتم که انگشت اوستا چندین بار وارد مقعدم شده بود و مقعدم امادگی قبول الت او را تقریبا داشت و اوستا هم در کارش وارد بود دوباره منو برگرداند به روی شکم و باز پاهام افتاد پائین حالا مقعد من درست در مقابل آلت او قرار گرفته بود اوستا با کمی فشار آلتش را فرستاد داخل مقعدم
 
الت اوستا از انگشتش نرم تر بود و لذت بخشتر در نتیجه اون در کمی هم که ایجاد شد اثر نداشت
وای او داشت از عقب منو میگائید و من نه از پدرم ترس داشتم نه از مادرم نه از هیچ چیز دیگه شهوت چنان جلوی چشمامو گرفته بود که احتمال اینکه یه وقت آلتش به جلوی من لیز بخوره و برام مشکل ساز بشه رو هم نمیکردم بعدها فهمیدم که اونائی که پرده شون رو از دست میدن اینجوری میشه براشون اما خوشبختانه من پردم اونروز سالم موند
خوب بگذریم الت او داخل مقعدم بود یه دستش زیر پستانهام و داشت اونارو می مالید دست دیگرش لای لبهای واژنم که بر آمدگی – چوچولو_ را مالش میداد
وااااای من خودرا در اوج آسمانها احساس میکردم چندین بار که او آلتش را از مقعدم بیرون کشید من خودمو به طرفش فشار دادم و مانع شدم اوووخ که چه لذت بخش بود
او داشت با سرعت زیاد آلتش را در داخل مقعد من عقب و جلو میکرد که یه دفعه بافشار زیاد همه آلتش را فرستاد داخل مقعدم و کمی بی حرکت ایستاد اما یه دفعه ابش بافشار عجیبی داخل مقعدم واریز شد و من هم در این زمان به اوج لذت رسیده بود و ارضا شدم
 
جند بار به ارامی آلتش را داخل مقعدم عقب جلو کرد ولی دیکر آلتنش خوابیده بود و داشت از مقعدم بیرون می رفت اوستا خم شد چن بوسه از گونه هایم برداشت ازم تشکر کرد
و گفت اگر برات لذت بخش بود بنام مریضی بیا در خدمت باشم ولی مریضیت کاملا خوب شده است
این بود اولین سکس من
نوشته: سوسن

2 دیدگاه دربارهٔ «بوزدوم»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 + 18 =