گی‌

داستانهای جدید سکسی گی اختصاصی سایت شهوتناک

تشنه ی کیر

توجه: داستان گی طولانی با غلط‌های املایی و انشایی مقدمه_ وضع اقتصادی خانوادم خوبه در شهرستان استان شمالی هم بابام مغازه کلی فروشی هم مامانم یه مغازه لوازم ارایشی و کلا وسایل مصرفی زنانه داره _من تک پسرم و بچه اول و دو خواهر که یکی یک سال کوچیکتر و دیگری چند سال ولی از …

تشنه ی کیر ادامه »

فقط میخواستم این لذت رو بفهمم و حس کنم

سلام اسم من رضا هستش ۲۸ سال دارم بچه جنوب شهرم شهرری صبح ها ساعت هفت با مترو میرم شهید حقانی عصرها هم ساعت هفت از حقانی سوار میشم میرم شهرری مدتی بود که یه احساس عجیبی داشتم و البته هنوز هم دارم احساس سکس کردن با یه نفر احساس اینکه مزه کیر چطوریه لمسش …

فقط میخواستم این لذت رو بفهمم و حس کنم ادامه »

حسام سوراخ طلا

سلام اسم من حسامه داستانی که میگم برمیگرده به کلاس هفتمم از خودم بگم یه پسره سفید با هیکل توپر و موهای فر و بدن کم مو. اول سال تحصیلی بود چون مدرسه رو عوض کرده بودم و از طرفی هم تازه به خونه جدیدمون اسباب کشی کرده بودیم کسی رو نمیشناختم توی حیاط منتظر …

حسام سوراخ طلا ادامه »

کونی‌ها هم دل دارند

سلام بابک هستم ۳۷ ساله متاهل همسرم یه دوست دارد که همکار هم هستن و ایشان را یکبار دعوت کردیم منزل برای شام تو باغمون البته من تجربه رابطه گی را خارج از ایران داشتم ولی بعد از ازدواج نه بعد از چند جلسه رفت و امد حس کردم ایشان که اسمشان بابک هم هست …

کونی‌ها هم دل دارند ادامه »

پوریا کون پنبه ای

سلام من حسامم ١٨سالمه و اين داستان مربوط ميشه به دو سال پيش.١٧٥قدمه ٧٥كيلو وزنمه و از بچگى فوتبال بازى ميكنم و بدن خوبى دارم.سال دهم بوديم كه يه پسره تازه وارد كلاسمون شد اسمش پوريا بود ١٧٠قدش بود ٧٨-٨٠وزنش مثل برف سفيد بود با اينكه تپل و چاق نبود ولى سينه داشت و يه …

پوریا کون پنبه ای ادامه »

خواستم کون بکنم ولی بجاش کون دادم

شایان رو میآوردم زیرزمینمون بکنمش ، ولی چون زود ارضا بودم ، خوشم نمیومد زود کارمون رو تموم کنم ، چند بار امتحان کردم کیرمو تا میاوردم سوراخ کونش تا بره توش آبم میریخت . کونش باز باز بود و سوراخش صورتی رنگ بود ولمبرهای کونش وای بهتون نگم که گوشتی تر و سرخ . …

خواستم کون بکنم ولی بجاش کون دادم ادامه »

ایستگاه شهوت

سلام رضا هستم امیدوارم خوشتان بیاد و این اتفاقق قشنگ برای هر کدومتون بیافته بدیم سر اصل اتفاق قشنگی که مدتها منتظرش بودم و برای من افتاد تا براتون تعریف کنم: هر روز صبح پیاده میرم مترو همیشه از ایستگاه ترمینال جنوب سوار خط تجریش میشم و ایستگاه حقانی پیاده میشم میرم شرکت و آغاز …

ایستگاه شهوت ادامه »

زندگی کوتاهه

من یه پسر معمولی با قد متوسط، موهای تقریبا مشکی هستم. داستانی که می خوام روایت کنم مربوط می شه به زمانی که دانشگاه می رفتم. تو دانشگاه ما پسرها معمولی بودن به جز ۲-۳ نفر. یادمه اولین بار تو زمستون دیدمش. پسری بود که به خاطر موهای بلوندش به چشم می اومد هم قد …

زندگی کوتاهه ادامه »

شاهکون شهر

سلام من احسانم و این داستان برمیگرده به سه چار سال پیش که تقریبا 16 سالم بود . ما تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم از اینایی که همه داخلش همدیگه رو میشناسن ،میشه گف شبیه یه روستای بزرگ . خب بریم سر ماجرا : مدرسه ما یطوری بود که دوره اول و دوم #قاطی …

شاهکون شهر ادامه »

منو میکنه و ازش ممنونم

سلام، من علی هستم و ۲۰ سالم هست، ۵ سال پیش دوستم کامران که الان هم خیلی ایاغ هستیم، خونه شون خالی شده بود،و من از هیچی خبر نداشتم، گفت بیا خونه درس بخونیم،من هم قبول کردم که باهاش خصوصی کار کنم،خلاصه رفتیم خونه شون دیدم که انگار کسی بر عکس همیشه خونه شون نیست، …

منو میکنه و ازش ممنونم ادامه »