گی‌

داستانهای جدید سکسی گی اختصاصی سایت شهوتناک

کونی‌ها هم دل دارند

سلام بابک هستم ۳۷ ساله متاهل همسرم یه دوست دارد که همکار هم هستن و ایشان را یکبار دعوت کردیم منزل برای شام تو باغمون البته من تجربه رابطه گی را خارج از ایران داشتم ولی بعد از ازدواج نه بعد از چند جلسه رفت و امد حس کردم ایشان که اسمشان بابک هم هست …

کونی‌ها هم دل دارند ادامه »

پوریا کون پنبه ای

سلام من حسامم ١٨سالمه و اين داستان مربوط ميشه به دو سال پيش.١٧٥قدمه ٧٥كيلو وزنمه و از بچگى فوتبال بازى ميكنم و بدن خوبى دارم.سال دهم بوديم كه يه پسره تازه وارد كلاسمون شد اسمش پوريا بود ١٧٠قدش بود ٧٨-٨٠وزنش مثل برف سفيد بود با اينكه تپل و چاق نبود ولى سينه داشت و يه …

پوریا کون پنبه ای ادامه »

خواستم کون بکنم ولی بجاش کون دادم

شایان رو میآوردم زیرزمینمون بکنمش ، ولی چون زود ارضا بودم ، خوشم نمیومد زود کارمون رو تموم کنم ، چند بار امتحان کردم کیرمو تا میاوردم سوراخ کونش تا بره توش آبم میریخت . کونش باز باز بود و سوراخش صورتی رنگ بود ولمبرهای کونش وای بهتون نگم که گوشتی تر و سرخ . …

خواستم کون بکنم ولی بجاش کون دادم ادامه »

ایستگاه شهوت

سلام رضا هستم امیدوارم خوشتان بیاد و این اتفاقق قشنگ برای هر کدومتون بیافته بدیم سر اصل اتفاق قشنگی که مدتها منتظرش بودم و برای من افتاد تا براتون تعریف کنم: هر روز صبح پیاده میرم مترو همیشه از ایستگاه ترمینال جنوب سوار خط تجریش میشم و ایستگاه حقانی پیاده میشم میرم شرکت و آغاز …

ایستگاه شهوت ادامه »

زندگی کوتاهه

من یه پسر معمولی با قد متوسط، موهای تقریبا مشکی هستم. داستانی که می خوام روایت کنم مربوط می شه به زمانی که دانشگاه می رفتم. تو دانشگاه ما پسرها معمولی بودن به جز ۲-۳ نفر. یادمه اولین بار تو زمستون دیدمش. پسری بود که به خاطر موهای بلوندش به چشم می اومد هم قد …

زندگی کوتاهه ادامه »

شاهکون شهر

سلام من احسانم و این داستان برمیگرده به سه چار سال پیش که تقریبا 16 سالم بود . ما تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم از اینایی که همه داخلش همدیگه رو میشناسن ،میشه گف شبیه یه روستای بزرگ . خب بریم سر ماجرا : مدرسه ما یطوری بود که دوره اول و دوم #قاطی …

شاهکون شهر ادامه »

منو میکنه و ازش ممنونم

سلام، من علی هستم و ۲۰ سالم هست، ۵ سال پیش دوستم کامران که الان هم خیلی ایاغ هستیم، خونه شون خالی شده بود،و من از هیچی خبر نداشتم، گفت بیا خونه درس بخونیم،من هم قبول کردم که باهاش خصوصی کار کنم،خلاصه رفتیم خونه شون دیدم که انگار کسی بر عکس همیشه خونه شون نیست، …

منو میکنه و ازش ممنونم ادامه »

مردی که کون ها را میشناخت

حدود 30 سالم بود و حدود 60 کیلو وزن داشتم . ظاهرم ولی #کمتر نشون میداد . برای انجام یه کاری رفته بودم به یه شهر دیگه و چند روزی یه اتاق تو #هتل گرفته بودم . #شهر تقریباً کوچیک بود و خسته کننده . عصری اومده بودم تو حیاط هتل نشسته بودم متوجه یه …

مردی که کون ها را میشناخت ادامه »

داستان چاغال شدن من

تف زد به سوراخ من و کیر خودش، هرکاری کرد نرفت تو ، سوراخم داشت میسوخت و خیلی داغ شده بود و خیلی دوست داشتم، گذاشت لای پاهام و پاهامو جمع کرد یکم عقب جلو کرد آبش اومد ریخت رو کونم بعد افتاد روم، حس سنگینیش و داغی آبش دیونم کرد.
چند روز گذشت و بهم پیام داد و گفت بازم خونشون خالی میشه منم اوکی دادم، گفت تو اینترنت یه چیزای خونده و ازم خواست تا با خیار و انگشت سوراخم رو تمرین بدم گشاد بشه، منم مو به مو حرفاش رو اجرا کردم تا اینکه

یکبار فقط یکبار امتحان کنید

کونش مقابل کیرم بود. باور کنید آنقدر نرم بود که احساس میکردی تمام بدنش ژله هست، سرکیرم را آرام به سوراخش نزدیک کردم.، خیلی ترسیده بود ومرتب بدنش می لرزید، گفت از بزرگی کیرت میترسم جر بخورم وپاره بشم، قوطی وازلین کنارم بود، حسابی کونش را چرب کردم و مقداری هم به  کیرم زدم، خیلی آرام شروع به فرو بردن کردم. خیلی درد داشت ولی تحمل مبکرد، نفسش بند آمده بود ، محکم ران هام را گرفته بود تا بهش فشار نیاد ، ساعدم را جلو دهانش قرار دادم وگفتم گاز بگیرد. گفتم  هرچه بیشتر درد داشتی ببشتر گاز بگیر ، نرمی، گرمی و داغی کونش آدمو حشری میکرد، ولی خیلی درد داشت، معلوم بود سکس زیادی نداشته بود، حدود ۱۰ دقیقه طول کشید تا نصف کیرم را وارد کونش کردم ، علنی داشت گریه میکرد و حرف نمیزد. دستش را به کیرم رساندومتوجه شد که هنوز نصفش فرو رفته، آهی عمیق کشید وگفت غلط کردم، تورا خدا ادامه نده، گفتم خیالت راحت اذیتت نمیکنم، بدنش کامل عرق کرده بود و می لرزید،