میخوام تا صبح زنمو بکنین

تاریک | روشن

سلام این داستانی که میخوام تعریف کنم دوماه پیش اتفاق افتاده
اسمم بیتاست ۲۳سالمه
قیافه ی خیلییی خوبی دارم قد متوسط و هیکلم خیلی پر نیس و ظریفم ولی سینه و کون پر و خوش فرم و بزرگی دارم وکمرم باریکه با پوست سفید
من یک ساله ک ازدواج کردم شوهرم ۷سال ازم بزرگتره
اوایل ازدواج میدیدم ک شوهرم حساسیتی روی لباس پوشیدن من نداره و منم واسه اینکه مطمئن شم کم کم لباسای باز تر وسکسی تری واسه مهمونیا و دورهمیا انتخاب میکردم
تا اینکه یه شب یکی از دوستای شوهرم دعوتمون کرد خونشون ..من یه تاپه نیم تنه سفید تنگگ پوشیدم که خط سینه های پر و خوش فرممو نشون میداد با شلوارک سفید خیلییی کوتاه که تا روی خط کونم بود و جنس نازک و لطیفی داشت جوری که هرکی دست ب کسم میزد میتونست کامل کسمو حس کنه
و خط شرت مشکیم مشخص بود از روی شلوارکم

 

شوهرم اولش یکم تعجب کرد از انتخاب لباسم ولی هیچی نگفت و رفتیم خونه دوستش
وقتی نشستم تو سالن همه نگاهشون به من بود اینم بگم ک جدا از دوستش دوتا از دوستای دیگشونم بودن منو زن دوستم تنها دختر بودیم
وقتی دیدم همه زل زدن ب من خیلی حال کردم و برای جلب توجه بیشتر و اینکه بیشتر حشریشون کنم پا شدم از جامو با قر از کنار سامان (صاحبخونه) ک یه میز جلوش بود رد شدم خم شدم سمتشو یه کم میوه برداشتم
حالا سینه هام جلوی سامان کامل مشخص شده بودو اونم با تعجب همه حواسش به سینه هام بود
پشتمم هومن(یکی از دوستاشون ک اونجا بود )نشسته بود که چون من خم شده بودمو کونمو داده بودم بیرون کامل داشت خط شرتمو دید میزد
از روی شلوارشون ک تنگ شده بودو داشت میترکید فهمیدم بدجور واسم راست کردن. شوهرم متوجه رفتارم شده بود واسه همین رفت تو راهرو مشغول صحبت با گوشیش شد
من اینقدری زده بود بالا ک اصلا نتونستم توجه کنم و کرم ریختن ادامه میدادم
یجا شوهرم رفت تو اتاق من زود از فرصت استفاده کردم بلند شدم سمت سامانو تا خواستم از کنارش رد شم یجوری وانمود کردم ک انگار پام سر خورده افتادم روش
کیرش دقیقا لای پام بود
معذرت خواهی کردمو خواستم پاشم دستو اروم گذاشت رو سینم ک مثلا کمکم کنه
من ک دیگه خمار شده بودم دستمو گذاشتم رو دستشو ی فشار اروم دادم
اون ک متوجه شد من پایم کمرمو گرفت و بدنمو محکم تر چسبوند ب کیرش و کامل کیرشون لای کسم با وجود شلوارک حس میکردم
پارسا با زن سامان تو اشپزخونه مشغول حرف زدن درباره غذا بودن و متوجه ما نبودن اما هومن ک کنارشون ایستاده بود کاملا حواسشون ب ما بود و همه چیو میدید.منم ترسیدم جلو تر برم و همه چیو بفهمن همه

 

خواستم پاشم دیدم سامان سعی داره کیرشو از تو شلوارش در بیارو همونجا بکنه تو کسم
بدجورییی تو کف بود
دیدم دیوونه شده خودمو کج کردم طرفش ک با این کار کونم کامل کشیده شد رو کیرشو بیشتر تحریک شد
گفتم چیکار داری میکنی و پاشدم
رفتم سمت اتاق پیش شوهرم ک دیدم عصبی گوشیو قطع کرد گفتم چیشده گفت یکاری پیش اومده باید بریم و زود برمیگردیم
خواستم بپوشم ک زن سامان اومد و با کلی اصرار گفت ک من بمونم پیشش و اون بره وبیاد و شوهرم ناچار قبول کرد
منم کلی خوشحاللل
شوهرم رفتو حالا راحت بودم
هومن ک همه چیو دیده بود رفت سمت یکی از اتاقا و از تو اتاق صدام زد گفت بیتاا بیا موبایلت داره زنگ میخوره منم رفتم
تا رفتم تو اتاق درو بستو منو چسبوند ب دیوار
گفت دیوونم کردی خوشگلم با این هیکل بی نقص و سکسیت دیدمت با سامان چیکار کردی دیگه کیرم دار میترکه دختر
داشت شلوارشو باز میکرد ک سامان اومد تو

 

با دیدن ما تو این صحنه اول تعجب کرد بعدش لبخند زدو درو بست
رو ب هومن گفت اول من ک زنم شک میکنه زیاد بمونم
بعدم هومن گفت باشه عوضی و خندید
سامان اومد رو به روم من همونجا چسبیده بودم ب دیوار
سینمو محکم با دست گرفت اینقد فشار داد سینمو انگار تا حالا سینه ندیده مثل گشنه ها وحشیانه افتاد ب جونم و سینمو میمکید و همزمان شلوارکمو در می اورد بدون اینکه شلوارکو کامل از پام در بیاره فقط کشیدش پایین وبا یه حرکت منو برگردوند سمت دیوارو حالا پشتم بهش بود
شرت نخیو زد کنارو زیپ شلوارشو باز کرد
کیرشو از لای زیپ در اورد یه تف زد ب سرش
برگشتم ببینم کیرش چقدره
دیدم ی کیر حدودا ۱۸سانته کلفتتت داره
وایی داشتم دیوونه میشدم ک بکنه منو
اروم با صدای نازم ناله کردم بکن توش دیگه
بدون هیچ مکثی یه دفعه کرد توکسم نزدیک بوپ جیغ بکشم ک هومن سریع جلوی دهنمو گرفت
و دیگه دستشو برنداشت

 

سامانم پشتش ب من بودو کمرمو محکم گرفته بوده سفت وتند داشت تلمبه میزد
هومن منو گرفت و بدون اینکه سامان کیرش از تو کسم دربیاد منو برگردوند سمت خودش چسبوند ب خودش حالا من بین هومن سامان بودم
هومنم بالای کمرمو گرفتو کیرشو میمالوند ب شکمو بالای کسم با یه دستشم سینمو میمالید و ازم لب میگرفت
سامان اروم دم گوشم گفت بیشتررر دوست دارم ببینم جلو چشمم داره میماله بدن خوشگلتو اخ
منم ک بینشون ایستاده بودم داشتم ضعفف میکردم
و شروع کردم ب لرزیدنو ارضا شدم
ولی سامان هنوز ارضا نشده بود هومن دستشو میبرد لای پام میزاشت رو کس منو زیر کیر سامان تا رفت و برگشت کیر سامان تو کسمو حس کنه
بیچاره بدجور تو کف بودو داشت دیوونه میشد با دستم کیرشو میمالیدم تا اینکه سامان ارضا شدو ریخت روی رونم و ی لب محکم ازم گرفتو سینمو فشار داد کمرمو گرفت چسبوند ب خودشو گفت هرطور شده امشب اینجا نگهت میدارم
بازم میخوامت و رفت
برگشتم سمت هومن ک حریصانه نگام میکرد
منو پرت کرد تقریبا رو تختو اومد روم افتاد ب جون سینه هام
تاپمم در اوردو شروع کرد ب لیسیدن
گفتم زود باشش شوهرم گفت زود برمیگرده ها
پاهامو باز کرد اورد بالا گذاشت روی شونشو محکم کیرشو کرد تو کسم
کیرش خیلی کلفت بود ولی ی ذره از سامان کوتاه تر

 

اینقد محکم منو میکرد ک دیگه نمیتونستم بی سروصدا باشم اروم ناله میکردمو میگفتم :عالییییه جرم بده کاش شوهرم اینجا بود میدید چجوری دارم ب دوستاش میدم وااای میخوام جلو اون منو بکنی
اونم میگفت :جلو خودشم یبار میکنمت به وقتش من ک دیگه ازت نمیگذرم..و مدام میگفت کست چقد تنگ وداغه اخ
من دوبار دیگه هم ارضا شدم و اونم بالاخره ارضا شدو رفتیم بیرون
شوهرم رسید و دیدم سامان داره با شوهرم اروم حرف میزنه
نگران بودم ک چیزی بگه
ولی شوهرم انگار داشت سامانو اروم میکرد
رفتم پشت اپن یجوری ک صداشونو بشنوم
دیدم سامان داره میگه زنشو دیده ک با پارسا بوده و درحال سکس بودنو خواسته چیزی بگه ولی با دیدن اون صحنه بیشتر جذبش شده و قایمکی نگاشون کرده
وای پس نگو ما ک تو اتاق بودیم پارسا و سحرم اره
چ بکن بکنی بوده
ولی چرا سامان برای شوهرم داره اینا رو میگه
یه دفعه شنیدم ک شوهرم گفت راستش حالا ک اینو گفتی نمیتونم نگم بهت
منم ی وقتایی حس میکنم دوست دارم ببینم زنم جلو چشمم دارن باهاش حال میکننو گاییدنشو جلو چشمم دوست دارم ولی هی جلو خودمو میگیرم ک نه بقیه چی میگن زنم چی میگه ابروم میره و اینا
وااای ک چقد تو دلم قند اب میشد
سامان گفت کمکت میکنم اگه واقعا میخوای
گفت:چجوری .سامی هم گفت اول بگو میخوای یا نه ،شوهرم با شک و تردید گفت اره،سامان رفت تو اتاقو منو هومنو صدا زد
رفتیم تو اتاق
درو باز نگه داشت اینبار

 

گفتم :داری چیکار میکنیی؟؟؟ گفت :نگران نباش فقط اعتراض نکن
منو محکم گرفتو شروع کرد ب لب گرفتن نمیدونستم باید چیکار کنم
حرفاشونو شنیده بودم ولی بازم میترسیدم
دیدم شوهرم تو درگاه اتاق ایستاده داره ب ما نگاه میکنه با حسرت
از کنارم رد شدو نشست رو صندلی
هومن تاپمو و سامان شلوارکمو در میورد
شوهرمم حریصانه داشت نگاشون میکردو منو دید میزد
خیس خیس شده بودممم
منو خوابوندن رو تخت یکی اومد روم یکی زیرم
من بینشون داشتم له میشدممم یادم میفته بازممم خیس میشم
فهمیدم میخوان دوتاشون همزمان منو بکن
وای کس من تنگه سخت میشد
اول سامان کیرشو کرد تو کسم

 

هومن تلاش کرد اونم کیرشو بچپونه تو کسم ولی فقط سرش میرفت رفت سمت سوراخ کونمو اروم کرد تو کونم
وای اولش خیلی عجیب بود ولی هردوش همزمان باهم هم عجیب بود هم عالیییی
شوهرم اومدو بود نزدیک تا از نزدیک ببینه که یه کیر تو کون زنشه یه کیر تو کسش کیرشو گرفته بودو باهاش بازی میکرد به اونا میگفت :امشب زن قشنگم برای شماست حال کنید باهاش ،میخوام تاصبح زنمو بکنین
نفس نفس میزد از هیجان
سامان و هومنم ک انگار خوششون اومده بود محکم تلمبه میزدنو میگفتن چه زنی داری تو کثافت اخ میخوام تا صبح زنتو بگام اجازه هست؟شوهرم گفت امشب شما شوهرشین ن من! اگه اجازه بدی منم بعدش ی دست بکنمش داره میترکه کیرم
سامانم خندید و گفت من اجازه نمیدم
هومنم میگفت فقط همین امشب؟نمیشه که
اینقد منو کردن ک ابشون اومدو هومن ک ریخت تو کونم
سامانم ریخت رو شکمم

 

#چند #دقیقه تو همون حالت موندیمو رفتیم پیش سحر وپارسا ک همه چیو هم شنیده بودن هم دیده بودن در باز بود دیگه حتما دیدن
پارسا دلخورانه ب شوهرم گفت پس من چی این دلبرو چرا به من نمیدی بکنم؟شوهرمم گفت تو خودت رفته بودی تو #سوراخ ب من چه بعدم ب #سحر اشاره کرد و خندیدیم
تا صبح بازم با #سامان و #هومن و ایندفعه #پارسا سکس داشتم
اخرش شوهرمم اومد و منو کرد و بعدم همونجا لخت خوابیدم بین چهار تاشون
سحرم چون هنوز باورش نشده بود زود رفت قایم کرد خودشو‌ خوابید
منم تا صبح میکردن …

4 دیدگاه دربارهٔ «میخوام تا صبح زنمو بکنین»

  1. سلام هر کس میخواد زنشو جلو خودش یا تنهایی بکنم من درخدمتم عرب هستم باکیری کلفت وبزرگ البته کیر عرب نیازی به تعریف نداره هر کس میخواد که بکنمش ‌ارضاش کنم ویه دوست پایه برای زنش باشم من درخدمتم این شماره منه فقط پی ام جوابگو هستم تماس جوابگو نیستم09215460348

  2. داستان زیبایی بود من پسرم ۲۶ اصفهان هر کی کون مفت میخواد بزنگه یا واتس پیام بده فقط کونم پر از که که هستش گفته باشما ۰۹۳۷۳۷۸۱۴۵۱فقط اصفهان یا نزدیکاش باشه ممنون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *