استاد گنده گوز و صدای جانسوز و شورت ماماندوز

تاریک | روشن

اسمم پارسا مردی هستم 44 ساله در حد معمول نسبتا قد بلند با موی کمند  اهل موسیقی تار و سه تار و کمانچه و ویلون و درام و تنبک و چنگ و جق و ساک را پیش چند استاد بزرگ یاد گرفتم از 12 سالگی تار و سه تار را شروع کردم بعد از مدتی ویولن و بعدا کمانچه را اما پیانو و جق را از کودکی میزدم
صدایم برای دکلمه خوبه سالها پیش بود دوستی تشویقم کرد کلاس اوازم برم یکسال و چند ماهی کلاس اواز تحت اموزش یکی از شاگردان معروف زنده یاد استاد شجریان رفتم و او کاری کرد که مثل حمیرا چه چه بزنم البته از درب عقب
کلاس شامل 16 نفر که اغلب دختر و زن بودند ادامه داشت در حد متوسط تونستم از اوازها و گوشه ها را در دستگاههای ایرانی بخونم دلنشین ترین صدا را دختری بنام فاطیما داشت صدایش مانند خودش زیبا و دلنشین بود البته به صدای من نمیرسید و صدای من بهترین صدای آواز در ایران است

در کلاس از من لارج تر کسی نبود اسمال‌ها و مدیوم‌ها فراوان بودند اما من فقط لارج بودم و امیدوارم روزی ایکس لارج بشوم خارج از تایم کلاس در هفته یک گردهمایی داشتیم و تمرین می کردیم عاشق فاطیما شده بودم ضمن اینکه از استاد گرفته تمام مرد و پسرهای گروه دنبالش بودند  و لبته دنبال من هم بودند ها
خلاصه فاطیما منو پسندید چون تار و سه تار و ویولن را استادانه می زنم ثروتمم خوب بود و هر جلسه یک نوع سواری زیر پایم بود خانه ام مملو از ادوات لاکچری موسیقی است ( ادمین : آخه خارکسده آدم مگه اینقدر از خودش تعریف میکنه حالا گیرم که  کس شعر‌ات حقیقت داشته باشه که نداره خوب ادامه ی زرت رو بزن ببینیم ) فاطیما پیانو را خوب بلده البته من که در پیانو استادم از 7 سالگی پیانو زدم و تعدادی هم شاگرد خوب پرورش دادم و الانم هنرجوهای خوبی دارم حتی میتوانم خوابهای طلایی را بدون دخالت دست و با کونم بزنم

در 37 سالگی ام با فاطیمای 26 ساله ازدواج کردم از زیبایی فاطیما هر چه بگم کم گفتم ذره ای نقص در بدن و استیل او نیست و نمره‌اش از هر لحاظ بیست

 

قد بلند گردن بلند و زیبا زلفهای خرمن کاملا بلوند طبیعی که به پرکلاغی متمایل به بنفش میزند چهره ای افسونگر با چشمان تیله ای که به رنگ هر لباس و محیطی واقعا ست می شود مثلاً لباس سفید که میپوشد چشمانش مانند تخم مرغ کاملا سفید میشود یا سیاه که میپوشد انگار که در چشمانش قیر ریخته ا‌ند خلاصه  با هر رنگی ست میشود  با صدای جادویی طوری که هر وقت میخواند پرندگان دسته دسته از آسمان سقوط میکنند مدتی دنیا را با هم گشتیم از شرق تا غرب از شمال تا جنوب از فضا تا زیر دریا از پاریز تا پاریس از لندن تا منهتن از تبریز تا نیریز و از مغولستان تا اولان باتور باور کنید هر کشوری که بودیم جای دنجی گیر می اوردیم من می زدم و فاطیما می خوند طولی نمی کشید دورمان پر بیننده می شد بقدری پول هدیه می دادند قاب تار و کمانچه و یا ویولنم پر شده و جا نمیشد خلاصه کلی گدایی کردیم
ما هم که نیاز نداشتیم جمع کرده و به خیریه ها کمک می کردیم البته اگر تهش چیزی میماند  سیزده بدر سال 1393 بود در هایدپارک لندن فاطیما ترانه به رهی دیدم برگ خزان … زنده یاد مرضیه را خواند منم با ویولون همراهی کردم طولی نکشید نمیدونم چطور که اکویی اوردند و میکروفنی و جمعیتی که اغلب آنها ایرانی بودند دور مان حلقه زدند تبدیل به یک اجرای درست حسابی شد چون چند تنم نوازنده قاطی ما شدن برنامه بخوبی جلو می رفت مردی خوش چهره و زیبا و خوش استیل اومد پیش زنم چند قطعه را همصدایی کردند و بعد به نوبت خوندند عجب صدایی و عجب هنجره ای و عجب تحریری و عجب چیزی عجب کوس تمیزی و جمعیت درخواست کردند که فاطیما آهنگ سبد سبد را بخواند که فاطیما قبول نکرد  و ما را از انگلیس دیپورت کردند ولی مگه ما از رو میرفتیم؟ همانجا ماندیم
اسمش را سیامک معرفی کرد دوست دختری هم با خودش بود بوسنیایی بود بدک نبود دوستی ما از همانجا استارت خورد طوری که بقیه سفرمان را باهم ادامه دادیم اغلب کشورهای اروپایی را طی 4 ماه گشتیم سیامک بنیه مالیش خوب نبود ولی بنیه مالی من خیلی خوب بود انقدر خوب بود که نگو خرج سفر را من بعهده گرفتم مدت دو ماه مادلین باهاش بود ولی تو یوگوسلاوی جدا شد و رفت شدیم سه نفر معمولا یک اتاق برای سه نفر می گرفتیم زنم را میدیدم با چه لذتی بدن سیامک را وقتی لخته نگاه میکنه سیامک بدون سؤ نیت فاطیما را خیلی دوست داشت

 

در سفر 4 ماهه میدونم سکس با هم نداشتند ولی بارها فاطیما از من میخواست آهنگ های رقص دونفره بزنم تا با سیا برقصه تو رقص بقدری همدیگرو می مالیدن ارگاسم فاطیما را من حس می کردم و لذتم می بردم هی اهنگمو با ریتم مالیدنشو تنظیم می کردم چون حالات فاطیما را در زمان ارگاسم میدونستم با ریتم آهنگم تکمیش می کردم به خصوص با آهنگ بابا کرم و‌ های های رشید خان
صدای هر دو هم هزار افرین همتا نداره البته یادتون نره که من از همه سر تر هستم
تا اخرین کشوری که بودیم رومانی بود ما برگشتیم ایران و سیامک رفت انگلیس
بی قراری فاطیما از همان ساعات اول شروع شد تا رسیدیم ایران همش گریه بود و زمزمه اهنگهای غمگین بخاطر دوری از سیامک
بیش از 6 سال گذشت صاحب دختری شده بودیم یکسالش تازه تمام شده بود و ما تنها از طریق واتساپ و فضای مجازی همدیگرو میدیدیم
فاطیما بارها در سکس منو بجای سیامک حس می کرد و چه دیوانه وار ارگاسم می رسید
تا سیامک خبر داد تو راه ایرانم
منم تازه ویلایی در کلاردشت خریده بودم در منطقه ای بسیار زیبا و های کلاس و اروپایی تا اومد یکراست رفتیم اونجا و شب که شام سبکی خوردیم مقداری می خوردیم فاطیما گفت آهنگ سانتاماریا را بزن میخام با سیا تا اخرش برم دخترمون خواب بود
رفت لباس عوض کرد سکسی به تمام معنا به سیامکم لباس مخصوص نداشت شلوارکی داد با یه رکابی که زیر پیراهنش بود
اول بوسه اتشین را زدم بعد سانتاماریا و بعدش بایلاندو را زدمکمی هم جق زدم   البته همه این اهنگها را با دستگاههای خودش در اتاق اجرا دارم و همچنین میتوانم با کون ترومپت هم بنوازم
دیگه فقط سیامک جلو کیرشو تو کوس زنم نکرد کیرش تو چاک فاطیما اونقدر عقب جلو شد هر دو خودشون را خراب کردن و من بعدا درست کردم چون من خیلی کارها بلدم تخصص دارم

 

سکس فاطیما از همون شب با خوابیدن من مخفیانه شروع شده و الان با وجود کرونا هیچ رعایتی نمیکنند فعلا فکر می کنند من نمیدونم ولی من میدونم اونها نمیدونن که من میدونم شاید هم من نمیدونم که اونها میدونن ولی ندانستن عیب نیست نفهمیدن عیب است نزدیک دو ماهه سکسشون زیباترین لذت برایم شده شب خودمو خواب می زنم زنم پا میشه ساعت ها زیر سیامک دست و پا می زنه وقتی بر می گرده پیشم کوس و کونش پر از آب کیر سیامک نمیدونه دوربین کار گذاشتم همه سکساشونو از ابتدا تا انتها می بینم دوس دارم به همین شکل باشه میدونم بگم پیشم به سیامک کس بده ولی میدونم لذت می پره همینجوری زیباست حمام و جکوزی سه نفره میریم جلو چشمم سیا زنمو ماساژ میده انواع روغن ها را میریزه بدنش از پاش تا گردنش ماساژش میده موقع ماساژ شورتشو در میاره که روغنی نشه و پاکش نکنه هی کیرشو لای پای زنم قایم میکنه بارها دیدم وقتی میشینه رو کون زنم کیرش که بالای 20 سانته از بغل مایوی فاطیما تو کس زنمه خودمو میزنم به خواب یا تمرکز منم ماساژ میده ماساژور بسیار حرفه ای هم هست سینه های فاطیما را اصلن سانسور نمیکنه چون جزو ماساژه بقدری ظریف ماساژ میده که نوک سینه هاش میخا چشای ادمو دربیاره سه بار جلو چشام ابشو ریخته تو کس زنم ولی خودمو زدم به بیراهه که متوجه نیستم چون صدای بسیار خوبی دارم و استاد هستم

از زمانیکه سیامک اومده ایران همواره فاطیما لباش خندان و روز بروز زیباتر میشه از اومدنش با ما زندگی می کنه بخاطر کرونا میشه گفت همه اوقات خونه ایم به بهانه تیمار باغ و رسیدگی به کار باغبانم تنهاشون می ذارم بنظرم فاطیما هرگز از گاییده شدن و سیامک از گاییدن زنم سیر نمیشوند منم با اومدن سیامک اشتیاق و قدرت سکسم رفته بالا تقریبا میشه گفت یک شب در میان سکس دارم البته منظور از سکس این است که دسته برس توی کونم می‌کنم برس را از فرانسه خریدیم و خیلی گران است و فقط ما از این مدل داریم. در انتها قسمتی از هنرم را ببینید تا به هنرم پی ببرید و بدانید که من کیستم و چقدر به زبان انگلیسی هم تسلط دارم

 

 

پارسال از شمال

2 دیدگاه دربارهٔ «استاد گنده گوز و صدای جانسوز و شورت ماماندوز»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *