کنتور نداره که ما هم میبافیم

تاریک | روشن

اخطار : این کوستان به دست یک متوهم خودشیفته نوشته شده اگه اعصاب ندارید و این چیزا براتون حالت جوک نداره برید سر یه داستان دیگه اگه هم دانشجوی روانشناسی هستید تجزیه و تحلیل این کوستان رو به عنوان یه کار پژوهشی یا پایان نامه ی دکترا میتونید به اساتیغ تقدیم کنید

 

دوست دخترم ازدواج کرد رفت مالزی منم اخلاقم خاصه
اولن خیلی مشکل پسند و خوشگل پسندم خودمم هر که نشناسه فکر میکنه اهل سکس و دختر بازی که نیستم بلکه فقط دنبال شیک پوشی و شیک زندگی کردنم تیپم بسیار عالیست خیلی جنتلمن می گردم هر روز با یک نوع لباس و کراوات ست سر کارم هستم هر چه حراست شرکت خصولتی که هستم گیر میدن کروات نزن گوش نمیکنم از انجا که با همه خوبم و کارمم تخصصی است مجبورن نگهم دارند
بد جوری دنبال جایگزین بهار بودم دوستام چند دختر و زن رامعرفی کردن حتی حاضر به یکبار سکس هم باهاشون نشدم
بارها به سایت های سکسی سر میزنم و خیلی مشغول نمیشم
چند تا خاطره از همین سایت خوندم خیلی جالب بود

 

چند باری با ناشناسی چت کرده بودم خیلی پا نمیداد میگفت شوهر دارم ولی خوشم میاد با پسر خوشتیپی با سایز کیر بزرگ رابطه برقرار کنم عکس کیرمو تا دید عاشفش شد ولی گفت میترسم
شماره اش را گرفتم اونم شماره سکرت داشت گفت شوهرم نمیدونه تا حالا هم با کسی نبودم
خونه مجردی عباس بودم دنبال سایت و تو تلگرام تبلیغات صیغه و اینها عکس پروفایلی را دیدم که همون دختره بود
ادد شدم لیست اعضا را نگاه گردم چند نفری از بر بچه ها و همکارها هم بودند منتهی منو نمیتونستن بشناسند چون شماره سکرتم بود
رفتم پی وی دختره دیدم دقیقا خودشه ِگفتم چندتا از بدنت عکس بده با اکراه داد گفتم الکی میگی بدن خودت نیست گفت از کجام بجز صورتم میخای بدم ؟
گفتم از کوست گفت باشه زود یه عکس گرفت و فرستاد واقعا زیبا بود سفید مثل برف بود داغ شورت داشت بقیه برونزه مثل عقیق بود گفتم گل سر داری چیه عکسشو بفرست
فرستاد گفتم یک بار دیگه عکس از رون و باسنت بفرست ولی همون گل سر را هم بذار تو عکس ببینم بعد چند دقیقه 5 تا عکس فرستاد از سینه هاشو ناف وشکم ، بام کوسشو رونهاشو باسنش لب و دماغش که اوکی بود!!
هر چه مخ زنی کردم بیاد پیشم گفت نه شوهر دارم هر چند دوسش ندارم ولی خیانت خوشم نمیاد
دیگه داشتم از دیدن عکساش دیونه میشدم سنشو پرشسدم دیدم دو سال از من کوچکتره 27 سالش بود ولی بدنش انگار دست نخورده و 14 ساله است
نشد که نشد
چند روز گذشت دیدم پیام داده چطوری دوس دختر پیدا کردی

 

نوشتم نه بیا تو را خدا دیونم کردی از اون شبی فکر و ذکرم فقط با توئه منو ببینی عاشقم میشی گقت عکستو بفرست گفتم بجز چهره از هر جام بخای میفرستم گقت رو یا کنارکیرت یه قاشق غذا خوری بذار عکس بگیر ببینم مال خودته گفتم کیرم خوابه بلند بشه خیلی بزرگ میشه 26 سانته خیلیم کلفته چندتا گرفتم قاشق و خودکار و یک بارم عینک آفتابی گذاشتم روش عکس گرفتمو فرستادم
گفت معلومه خیلی بزرگه ولی من الان پول لازم دارم اولا باید بدی دوم اگه ازت خوشم نیومد فقط بخاطر پوله یک بار بیشتر نمیدم
گفتم شوهرت چی؟ گفت خسیسه پول نمیده لباس دیدم بیعانه دادم نمیتونم بقیشو بدم یک تومن کسری دارم داره مغازه دار گفته تا جمعه نیای میفروشم لباس تکیه
گفتم من هم میخام دهنتو بگام هم کوستو هم کونت هر چه پولم بخای میدم بجای یک میلیون دو میلیون میدم
بدش اومد گفت من جنده نیستم این دومین بارمه نمیخام به اون مرده پیام بدم وگر نه هر چقدر بخام میده گفتم دروغگو گفتی تا حالا فقط شوهرم دستش به من خورده قسم خورد گفت مرده گولم زد کیر خودش نبود هوس کیر درشتشو خوردم نگو مال خودش نبوده ولی کیفمو پر پول کرد سن بالا هم بود 50 سالش بود الانم دیگه قطع کن نمیخام منو سین جیم کنی هر چه فکر می کنی باشه منو اونجوری تصور کن نخواستم الانم بلاکت می کنم و تمام

 

 

گوه خوردن افنادم گفتم شوخی کردم به دل نگیر بیا اگه دوس داشتی سکس کن پولتو می دم اگه اجازه دادی فقط یک بار اونم از کوس میکنم آدرس دادم گفت کی بیام گفتم من دارم میرم اونچا یکساعت طول می کشه تو هم حرکت کن نشانی دادم گفت باشه خونم خیلی نزدیک اونجاس رسیدی زنگ بزن من 5 دقیقه می رسم
الکی گفتم یکساعته می رسم می خواستم بی حسی بزنم زود ابم نیاد میخواستم وقت داشته باشم تو خونه اسپری تاخیری داشتیم رفتم اول دوش گرفتم تا در اومدم گفتم یک ربع دیگه بیا منم دارم خونه را مرتب می کنم دوش میگیرم گفت باشه
رفتم سراغ اسپری تاخیری دیدم خالیه لهش کردن انداختن تو اشغالدان
تو دلم گفتم عجب شانس بیخودی ؟! پیام دادم کجایی 5 دقیقه دیگه میرسم
فکری تو سرم بود برم از داروخونه تاخیری بگیرم گفتم آپارتمان را که بلد شدی ؟واحدشم میدونی کلیدو گذاشتم تو گلدون دم در واحد زودتر رسیدی در اصلی را باز گذاشتم برو تو تا بیام دارم میوه می گیرم
گفت باشه پنج دقیقه نشده بود پیام داد تو خونتم کی میای گفتم الان میرسم
میوه هم گرفته بودم زود رسیدم تو پارکینگ ژل لیدوکایینو مالیدم کیرم رفتم بالا تا زنگ واحدو زدم درو باز کرد خشکمون زد
آیدا خواهرم بود هر دو رکب خورده بودیم منکه مشگلی نداشتم ولی آیدا بدجوری لو رفته بود

 

حالا از آیدا بگم اولا من همیشه ارزوی گاییدنشو داشتم پا نمی داد یا جرأت نداشتم تو زیبایی تو شهرمون لنگه نداشت صدها خواستگار داشت تا نصیب شغال شد گول ثروت باباشو خورد که گدا زاده بودن دیناری خرج نمی کردن دعوتش کردم بشینه
حالا آیدا با یک لباس یک تیکه به زور نصف باسنشو جا داده بود بدون جوراب رونهای برنزه شده اش که عکس ادم می افتاد روش منتظر بود که معشوقش ترتیبشو بده و پولشو بگیره و بره
مانتو و شالش اویزون کرده بود حتی دو لیوان شربت انبه هم ریخته و اماده کرده بود انگار زنم بود!!
خیلی قصه بافت گفتم آیدا چکار کنیم گفت قرض بده من بعدن بهت میدم گفتم آخه من یکماهه دارم عذاب می کشم چکار کنم گفت من خواهرتم نمیشه که گفتم فکر کن غریبه ام منم چشامو می بندم البته با لحن شوخی
گفت آرش چی داری می گی نمیشه منم گفتم پول نمیدم تو به غریبه ها می دی به من چرا نه؟!
گفت آرش خجالت بکش من خواهرتم نمیشه من اولین بارمه
گفتم پس بیا یه کار بکن بیا برام جق بزن
گفت نه قرض میخام
گفتم بیا رو تخت پشتتو بکن به من فقط باسن و روناتو ببینم جق بزنم راحت بشم
گفت شرط داره
گفتم بگو گفت تو حرفات و ذهنیتت فکر کن یکی دیگه را می کنی میدونم داری استرپتیز می کنی
گفتم باشه

 

شلوار جین تنم بود در اوردم کیرم خیلی بزرگه کمی هم کجه علتشم جاش نمیشه میخوابونم سمت کشاله ران و شکمم
تا شورتمو دید تعجب را تو چهره اش دیدم خوابیده کیرمو دید دهنش وا موند
تو نیم متریم باسن زیبا و درشتشو دیدم شورتشم از لای پاش دیده می شد کیرم مثل فنر اومد بالا و شروع کردم مالیدن
کیرم بی حس بود
نفسم تو سینم بند بود و هی دوس داشتم بیشتر لخت بشه دستمو بردم پیرنشو بدم بالا اعتراض کرد گفت به خودم بگو خودم می کنم نمیخام دستت به بدنم بخوره
کشید تا کمرش لخت شد حالا یک شورت بندی موند
جق زدم انگار کیر ندارم! ازش اجازه گرفتم دستمو فقط بکشم رون و باسنش چیزی نگفت یعنی بکش
چه باسن نرم و داغی !چه رون با زیبایی هی دستمو زدم لای پاش شورتشو دادم کنار که سفیدی لب های بیرونی کوسش مثل چراغ روشن شد با همین شورت برنزه شده بود گویا چون لای چاک کونشم سفید برفی بود
پرسید حس می کنی با کی هستی الکی میگفتم دوس دخترم بهار

 

انگشتامو رو چاک کوسش کشیدم ناله هاش بلند شد گفت نکووون آرش منم اخه آدمم حس دارم نمیخاااام با تو باشم نکوووون نمی ذاشت شورتشو در بیارم
شلوارم رو تخت بود و پول نقد همه تراول 50 تومنی نزدیک 4.5 میلیون تو جیبم ده تا تراول گذاشتم کف دستش گفتم فعلا اینو بگیر
تا پولو لمس کرد شل شد گفت بذار سگی بشینم تا زود ابت بیاد
چرا ابت نمیاد ؟!
سینشو گذاشت رو تخت سگی خوابید گفتم بذار شورتتو در بیارم میخام بخورم گفت نه نخور ولی مقاومت نکرد شورتشو در اوردم گفت هوس گاییدن نکنی مال شوهرم نصف مال تو نیست پاره میشما
تا زبانم خورد کوسش، همراهی کرد تا تونستم خوردم و انگشتمم تو کوسش بود گفت دارم میاااام دارم میشم که بر خلاف دوس دخترم اب سفیدی از کوسش جوشید طعم خوبی برام داشت هرچه تراوش کرد خوردم کوسش لیز لیز شد دید شورتم در اوردم قسمم داد نکنمش و اگه کیرم بخوره به باسنش جیغ می زنه و گفت پولتم می کوبم سرت می رم
دست کردم هر چه پول داشتم همه را گذاشتم مشتش
لال شد کیرمو هل دادم تو کوسش کوسی که لیز و تنگ بود خیلی سخت نبود چون هم کیرم خیلی سفت بود هم کوسش خیس کیرمم بی حس بود خودمم زیاد نفهمیدم که چقدر فشار اوردم ولی آیدا انگار که کارد تو دلش بزنند پرت شد جلو ولی کیرم تا ته تو کوسش بود و خاک شد رو تشک تلمبه هام بکوب شروع شد
چند دقیقه نشده بود که گفت بازم دارم میشم
چقدر ابجیتو دوس داری؟
گفتم من میمیرم برای ابجی خوشگلم

 

کیرم بقدری سر بود متاسفانه هیچی حس نمی کردم فقط با لامسه دست و تنم لذت می بردم تا دومین بار ابش که اومد بیش از نیمساعت گذشت تازه حس به کیرم اومده بود
گفت آرش با اومدن روم و فیس تو فیس چطوری؟!
گفتم عاشق این پوزسیونم آیدا
چرخید به پشت تیشرت منو در اورد مال خودشم من در اوردم کمی با کیرم بازی کرد گفت ماشالا کمر فولاد داداشمو حالا یزن پاره ام کووون
با دستش گذاشت سوراخ کوسش پاهای خوش فرم و گوشتیش را قفل کرد دور کمرم گفت پاره ام کن جررررم بده بده حاملم کن (البته میدونستم سه ماهه حامله است به مامان چند روز پیش مژده داده بود حامله است و نزدیک سه ماهشه ) نمیدونم چقدر طول کشید ولی هم من هم آیدا انگار تو سونای داغ ساعتها مونده ایم عرق تنمون ملافه و تشکو خیس کرده بود تا حس کردم ابم داره میاد میدونست آبم قد یک لیوان میاد واقعا می گم اندازه یک لیوان!!
گفت پر کن تو بدن خواهرت عشقت نامازم خانومم که دیگه مال خودته…

پرش کردم تو کوس خواهرم تو بغل هم تا عصر خواب بودیم آیدا وقتی بلند شد بره حمام گفت آرش کمکم کن نیفتم انگار الوار تو کوسم گیر کرده چرا الان داره می سوزه
میدونستم لیدوکایین کیرم تا حدی کوس اونم سر کرده بود!!

 

راست می گفت کوسش زخم شده بود نفهمیده بودیم لبهای بیرونی کوسش خونی بود با هم رفتیم حمام تمیزش کردم نفهمیدیم خون از کجای کوسش اومده بود
لباسامونو پوشیدیم پولهایی که داده بودم را شمرد همه را پس داد گفت بریم بوتیک نگو خواهرمه میگم شوهرمه تا دلش بسوزه اخه فکر میکرد راضی میشم عمری بهش کوس بدم بقیه پولو نگیره نخ ندادم
رفتیم یارو تیپشم بدک نبود آیدا گفت شوهرم آرش مرده جا خورد با تته پته گفت ماشالا بزنم تخته سیبی هستین که از وسط دو نیم شذین فامیلم حتما هستین گفتم دختر خاله و پسر خاله ایم
لباسو اورد آرش تسویه کرد رفتیم اتاق پرو چه بگم از لباس و زیبایی آیدا چند تا عکس تو اینه و تکی ازش گرفتم با همون لباس و یه مانتو شیکم ورداشتیم پول اونم 800 هزار تومن شد رفتیم بیرون بردمش طلا فروشی نیم ست نفیسی براش برداشتم کارتمو دادم 29 میلیون شد قبول نمی کرد با خوشحالی انداختم گردن و دست و گوشاش برای مامانمم یک دستبند ظریف گرفتم نزدیک 20 میلیون شد رفتیم پیش مامان گفتم بخاطر دایی شدن برای آیدا ببین چه خرجی افتادم خیلی خوشحال شد دستبندشم آیدا انداخت دست مامان گفت اینم برای مامان بزرگش خریده منو آیدا تو ذهنمون بچه را انگار امروز گذاشتم تو شکمش حال می کردیم مامان فکر می کرد منو آیدا فقط خواهر و برادریم نمیدونست دیگه بعد این شوهر واقعی آیدا منم
جمعه آیدا زنگ زد گفت خونه مجردیتون خالیه ؟!

 

گفتم خالیش می کنم گفت عتیقه نیست رفته شیراز دو شنبه میاد نمیشه بیای خونه خودم فضول تو ساختمون زیاده عمه عتیقه را منظورش بود (به رضا شوهرش با مسخره می گفت عتیقه) تا یکشنبه منم به مامان گفتم میرم شمال کار دارم دو روز مرخصی گرفتم خونه مجردی را گفتم تا دو شنبه کسی نیاد
غذامونو پیک می اورد نمیدونم صد بار تو سه شبانه روز گاییدمش هزار بار و چقدر که سیر نمی شدیم
از این رویداد الان درست 33 روز می گذره حتی یک روزم نشده آیدا را نکنم هر روز تا از کارم تعطیل میشم آیدا تو خونه مجردی که قفلشم عوض کردم منتظره به دوستام گفتم قکر خونه جدایی باشن از این ماه هزینه هاشو خودم تنهایی میدم با خیال راحت تا نزدیکی های شام میکنمش عتیقه هم فکر میکنه آیدا طبق معمول تو باشگاه و بعدش زبانکده مشغول آموزشه
با حرکتی که کردیم نه خواهرم جنده شده نه من با دختر یا زنی که شناخت ندارم سکس میکنم که ایا جز من با کسی هم باشه یانه آلوده شده یانه و …
مثل بهار که قسم میخورد فقط با منه در حالیکه معلومم شد دوس پسر دیگری هم داشته تازه اون نجیبش بود چون که عقد شد رفت مالزی شنیدم اونجا داره کاسبی می کنه با چند دوست دیگه هم ریخته رو هم کارشم گرفته اخه خوشگل و سوس بلدم بود البته به گرد آیدا نمی رسه

 

دوست داشتم منم یه جوری جبران سایتو بکنم لازم دونستم همه خوانندگان در شادی منو آیدا یه جورایی شریک بشن

#ممنون از ادمین با کلاس و #خوانندگان #عزیز

آرش #شاهکوس کش مخلص همتون

 

ادمین: خوب خایه مالیاتو برای ادمین کردی؟ عقده هاتم خالی کردی؟ داستان کوس شعرتم تو سایت دیدی؟ جقتم زدی؟ پول توجیبی تو بازم از کیف مادر بدبختت ورداشتی؟ تو ۳۵ سالگی از جق زدن خسته نشدی؟  یه بارم که شده برو جلوی آینه به خودت بگو من چرا اینقدر بدبختم! بشین روش فکر کن . همین

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *