کوس آبدار شوهردار

تاریک | روشن

سلام خدمت همه عزیزان
خیلی وقته داستانای سایت شهوتناک رو دنبال میکنم شاید یه 10 سالی میشه

خب نمیخوام سرتونو درد بیارم بریم سر اصل مطلب
از خودم بگم 25 سالمه عرب اهوازیم قد 170 خوشکل و خوش تیپ (اینو من نمیگم هرکی منو دیده گفته)
برعکس حرفایی که در مورد عربا شنیدید من کیر بزرگی ندارم این چیزم خیلی اذیتم میکنه چون دخترایی که باهاشون دوست میشمو نمیتونم راضی کنم چون دخترای این دوره زمونه به کیر کوچک قانع نیستن خخخخ
من تو یه مغازه کار میکردم تازه مشغول کار شده بودم که یکی از مشتریای مغازه یه دختر تقریبا 24 25 ساله بود اومد مغازه خرید کرد خیلی به قیافش میومد که بد اخلاق باشه من زیاد بهش نگاه نکردم ولی نسبت به بقیه مشتریا نسبتا بهتر بود از نظر قیافه

 

قدش کوتاه بود کون بزرگ و پوست سفیدی داشت بعضی وقتا که شالشو درست میکرد سفیدی سنه هاش ب چشم میخورد خلاصه این دختر خانم روزی دو سه بار میومد خرید که ب گفته صاحب مغازه قبلا هر چند روزی یه بار خرید میکرد ولی از موقعی که من اومدم اینجوری شده که خریداش زیاد شده خودشم بعدا اینو تایید کرد
مریم خانم با هزار بدبختی شمارمشو گرفتمو بعد دو هفته بهش اس دادم البته اینم بگم قبل اینک شمارشو ب دست بیارم فهمیدم متاهله و یه بچه داره و 30 سالشه که به هیچ عنوااااان بهش نمیومد و اولاش باور نمیکردم ولی خب واقعا اینجوری بود
انصافا ب خودش میرسید و دختر خانم خوشکلی ب نظر میومد
بعد یکی دو ماه اس بازی و عشق بازی و خریدای علکی اون
رسیدیم به اسای سکسی و حرفای کس و کون و کیر
فهمیدم که شوهر بکنی داره با کیر کلفت و بزرگ ک هر دو روز یه بار باید بهش کس بده و گفت که از نظر سکس و پول و همه چی براش کم نذاشته بهش گفتم مریم تو ک چیزی کم نداری پس برا چی با من دوست شدی گفت این برا منم سواله نمیدونم چرا عاشقت شدم من اصلا اهل خیانت نبودم و به هیچ مردی به هیچ پسری محل نمیذاشتم ولی نمیدونم چی شد ک چشمو گرفتی
اره اینجوری شد ک منم شروع کردم به حرفای خوب و این عاشقشمو وارزوم شده ی بار تو آغوشم باشه و از این حرفا

 

مریم گفت من به هیچ عنوان نمیتونم بیام بیرون و این مغازه اومدنام هم صدای شوهرمو در اورده و شاکی شده
و من هی بهش میگفتم سکس میخوام و دوست دارم لباتو بخورم و خلاصه از حشرم میگفتم و اونم کم کم داشت به سکس فکر میکرد
تا ی روز گفتم محمد دوربینای مغازه کجارو نشون میده من گفتم تقریبا کل مغازه جز انباری
گفت درب انباری چی اونجارو نشون میده؟
گفتم ن اون گوشه ک تقریبا ی فاصله یک در یک بود و جنسای بهداشتی رو اونجا چیدیم رو نشون نمیده گفت اره منم متوجهش شدم تلوزیونو نگاه کردم اونجاش معلوم نبود اگ دوست داری به بهونه جنس ک دستم نمیرسه صدات میکنم اونجا بهت لب میدم البته اگ مغازه کسی نباشه
مغازه طوری بزرگ بود و پر قفصه ک از بیرون چیزی معلوم نیست
خلاصه گفتمش صبح بیا
باید بهم صبحونه بدی خخخخ
روز بعدش اومد و رفت اون گوشه من رفتم دنبالشو و ی لب 5 دقیقه ای ازش گرفتم واقعا لباش خوش مزه بود کیرم رااست شده بود اونم متوجه شد
گفت تا منفجر نشده من برم ک منم با خنده بهش گفتم اگ اینقدر بفکرشی بذار بره تو کست
گفت ن جاشو داریم ن وقتشو و رفت خونه

 

من با این حرفش به اینده امیدوار شدم و گفتم اینو باید بکنم
خلاصه رفتو من 3 روز از فکر اینک چطوری و کجا بکنمش خسته شدم
تا ی فکری ب ذهنم رسید و بهش گفتم فردا کستو اماده کن
گفت چیه چ خبره گفتمش فردا باید بکنمت گفت چطور گفتمش من صبحا تقریبا دو سه ساعت مشتری ندارم و تنها تو مغازه نشستم تو سعی کن اول صبح بیا گفت چطور بیام اخه بچم خوابه گفتمش من نمیدونم باید بیای گفت من نمیتونم بیام گفتمش مریم اگ واقعا دوستم داری باید بیای
روز بعدش نیم ساعت بعد اینک مغازه رو باز کردم
اس داد گفت مغازه ای گفتم اره گفت دارم میام و باید زود برگردم بچم تنها خوابه تو خونه
اومد داخل مغازه گفتمش مستقیم برو سمت در انباری چادرتو در بیار
رفت در انباری و منم بیرون مغازه رو نگاه کردم کسی نباشه و رفتم دنبالش تا رسیدم گفت اخه چ کاریه منم دیگه حرفاشو قطع کردم و ازش لب گرفتم تقریبا ی دقیقه لب دستمالی سینه و کونش
هلش دادم تو انباری ک یکی صدا زد کی تو مغازست
منم بهش گفتم نیای بیرون خواستم برم تو مغازه ک گفت کجااا با این کیرت

 

متوجه شدم که کیرم افتضاح شق کرده ی کارتن پفک گرفتم دستم و رفتم تو مغازه ک مثلا انباری بودم ک جلو دید مشتری نسبت ب کیرمو با کارتن گرفتم خخخخ
خلاصه ردش کردم برگشتم پیش مریم
بهش گفتم زود بخواب
ی تف انداختم تا روش خوابیدم رفت تو کسش خیلی گشاد بود
هم زایمان کرده هم کیر شوهرش بزرگ بود دو دقیقه تلمبه میزدم ک ابم اومد خواستم بریزم داخلش ک نذاشت ابمو رو کونش خالی کردم پا شد ی لب ازش گرفتم تشکر کردم و رفت
تا رسید خونش اس داد
خوش گذشت راحت شدی؟
گفتمش حقیقتو بخوای لذت نبردم خیلی گشاد بودی
گفت خب تقصیر من چیه وقتی تو کیرت کوچک باشه
از این حرفش خیلی بهم برخورد
گفتم اره درسته

 

ولی تو فکر بودم ک چکار کنم ک از این حرفش پشیمون بشه ک ی لحظه به ذهنم رسید
ازش پرسیدم تا حالا چند بار کون دادی به شوهرت گفت ندادم تا حالا چون شنیدم درد داره و اونم زیاد اصرار نمیکنه
چرا گفتمش من کیرم نسبت به شوهرت کوچکه فردا بیا کونت بذارم ک ی ذره لذت ببرم گفت محمد میترسم گفتمش نترس مگ نمیگی کیرم کوچکه از چی میترسی دیگ؟
گفت اخه من تا حالا کون ندادم
گفتمش تو حالا بیا اگ درد داشت نذار ادامه بدم خلاصه قانع شد ک بیاد
روز بعدش اومد باز تکرار ماجرا و من بیرونو چک کردم و رفتم دنبالش باز لب بازی و سینه هاشو فشار دادم ی خورده ک تحریک شد گفتمش من برم بیرون و مغازه رو چک کنم تو شلوارتو بکش پایین و دراز بکش رفتم و برگشتم کیرم داشت منفجر میشد همه چی اماده بود کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش خشک هلش دادم توش ک گفت محمد چکااااااار میکنی جرم دادی اااااخ ااااای خیلی بهش فشار میومد ولی نرفت تو منم گفتم چو خشکه درد داره گفت بردار تورو خدا نمیتونم گفتمش وایسا از کس بکنم بردمش داخل کسش خیس بود کیرم هم خیس شد دو سه بار تلمبه زدم و یاد حرف دیروزش افتادم گفتم باید جرش بدم دوباره درش اوردم گذاشتم رو سوراخ کونش و فشارش دادم ک فقط سرش رفت تو مریم گفت اااااااخخخخخخخ محمد درش بیار جر خوردم ااااااااخخخخ

 

داشت تکون میخورد ک از زیرم در بره من دیگ خودمو انداختم روش کیرم تا ته رفت داخلش ک مریم شروع کرد به گریه و التماس محمد تورو خدا درش بیار جرم دادی منم گفتم مگ نمیگی کوچکه حالا التماسم کن اونم شروع کرد غلط کردم بخدا جرم دادی درش بیار منم بیشتر حشری شدم و محکم تلمبه میزدم ک ابم اومد تو کونش خالی کردم و پا شد چشاشو پاک کردم و تو آغوشم گرفتمش گفتمش ببخشید تقصیر خودت بود اینجوری بهم گفتی بهم بر خورد خندید و گفت غلط کردم گفتمش دیگه از این غلطا نکنی
و خندیدیم باهم و رفت
وقتی رسید خونه گفتم نمیتونم بشینم خیلی درد دارم
دو روز رفت خونه اقاش ک شوهرش شک نکنه اخه میگفت راه رفتنم هم درست نبود دسشویی میرفتم کونم میسوخت اگ خونه میموندم صد در صد شوهرم میفهمید
تو سرم بود ی بار ب شوهرم کون بدم ولی دیگ عمرااااااا بهش فکر کنم خخخخخ و هفته بعد شوهرش پیامامو گرفت تو گوشیش شانس اوردم پیامای سکسمونو حذف کرده بود
الانم من از مغازه رفتم و خودشم گوشی نداره ازش گرفتن
ی ماهی میشه ازش خبری ندارم

 

 

نوشته : ابو ختنه کن

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *