کیر آقای سرمدی

تاریک | روشن

اولین بار تو جلسه انجمن اولیای مدرسه که رفته بودم آقای سرمدی مدیر مدرسه پسرم منو دید
آخه تو این چند سال که پسرم میره به این مدرسه همیشه شوهرم میرفت برای اینجور کارا ولی اونروز خارج از کشور بود و من مجبور شدم برم
من سپیده هستم و 45 سال سن دارم و تنها پسرم 16 سالشه
بعد از این جلسه آقای مدیر شماره منو گرفت و بابت کارهای مدرسه پسرم فقط به من زنگ میزد یا پیام میداد
منم کاملا متوجه شده بودم نیتش چیه و کنجکاو بودم ببینم چجوری پیشنهاد میده

 

چون قبلا همش تو خونه بودم یک جورایی افسرده شده بودم و حالا با پ یام های آقای سرمدی که تقریبا هر روز میفرستاد و حالم رو میپرسید کمی روحیه ام خوب شده بود
البته این رو بگم که خیلی مودبانه و دوستانه بود پیام ها
اما من از لحظه اول فهمیده بودم که نقشه داره برای سکس با من و منم واقعا نیاز داشتم چون خیلی وقت بود که شوهرم بخاطر قندی که داشت دیگه سکس آنچنانی نداشتم
این پیام دادن ها کم کم بیشتر شد و تا اینکه یک روز چهارشنبه بود و بارون زیبایی هم میومد آقای سرمدی بهم پیشنهاد داد بریم بیرون و منم چون منتظر چنین روزی بودم قبول کردم
ساعت ده صبح با ماشین رفتم نزدیک مدرسه پسرم و آقای سرمدی هم با ماشین اومد و من پارک کردم با ماشین آقای سرمدی رفتیم به سمت بام تهران
دستمو گرفته بود تو دستش و هیچ حرفی نمیزدیم و فقط بارون رو نگاه میکردیم
تا اینکه پیاده شدیم کمی زیر بارون قدم زدیم بعدش من سردم شد و دوباره اومدیم تو ماشین گفتم احمد من سردم شده احمد اسم کوچیکشه
اولین بار بود گفت احمد

 

اونم بعد از شنیدن احمد منو محکم بغل کرد گفت الهی دورت بگردم عشقم و همین استارت لب تو لب شدن شد
حسابی همدیگرو بوسیدیم و بعدش بخاطر تماس از مدرسه مجبور شدیم برگردیم
شب کلی پیام عاشقانه برام فرستاد و در آخر بهم گفت یک خواهش دارم لطفا ناراحت نشو
منم میدونستم و منتظر این لحظه بودم گفتم نه عزیزم راحت باش
گفت فردا میای خونه من؟ گفتم آره…

باورش نمیشد و از خوشحالی خوابش نمیبرد
فردا صبح بعد از رفتن شوهرم و پسرم دوش گرفتم و رفتم خونه احمد
از احمد بگم پنجاه سالشه زنش جدا شده و با دختراش رفته کانادا
تنها زندگی میکنه
به محض ورودم منو بغل کرد و غرق بوسه

 

همون سرپایی لخت شدیم و روی مبل افتادم و شروع کرد به خوردن کوسم
مست شده بودم و فقط میگفتم محکمترررررر
اونم میگفت جووووون عشقم بالاخره بهت رسیدم
بعد از پنج دقیقه خوردن داشتم ارضا میشدم سرشو بلند کردم گفتم بسه نمیخوام زود ارضا بشم
گفتم بیا جلو میخوام کیرتو بخورم
جون چه #کیری داشت چند دقیقه با #لذت میخوردم و احمدم تو #فضا بود
بعدش بلندم کرد حالت سگی از پشت با قدرت کرد تو کوسم جوووووون…

 

تند تند داشت میکرد و منم از لذت داشتم دیونه میشدم نمیدونم چند دقیقه کشید ولی یه ارضای #عالی داشتم
احمدم آبشو کامل خالی کرد تو کوسم….
نیم ساعت تو بغل هم #خواب بودیم
خیلی لذت بخش بود
این قضیه تقریبا مال دو سال پیش هست و هنوز این رابطه به شدت ادامه داره و هفته ای سه چهار بارسکس داریم
ممنونم از اینکه وقت گذاشتید برای خوندن این داستان

ممنونم از ادمین خوب سایت..

 

 

نویسنده : خانم وزیری

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *