کاناپه خوش یمن

تاریک | روشن

سلام

معصومه هستم دی ماه امسال دو سال از ازدواجم با طاهرگذشته در متن سرگذشتم بخوانید که چی شده
از روزی که زن طاهر شدم عاشق عموی طاهر فریبرز شدم که با طاهر همسن هستن 20 ساله هستم قد بلند سفید موهای مشکی پرپشت از خودم تعریف نباشه زیبا ترین زن طایفه هستم
طی این دو سال خیلی نخ دادم و خودمو مالوندم به فریبرز ولی او انگار تو باغ نبود
تازه یک واحد سه خواب خریده بودیم البته همش با فروش طلاهایم و خونه هم بنام خودمه
فریبرز برای منزل مبارکی یک دست مبل راحتی خیلی نرم و لاکچری خرید بعد از تخلیه و چیدن در سالن طولی نکشید با یک جعبه شیرینی در حدود ساعت 17 در خونه را زد
تنها بودم با شلوار لی که هنوز عوض نکرده بودم
سلام و احوالپرسی

 

نشست رو کاناپه سه نفره منم نشستم پیشش و تشکر کردم
شلوار لی مدل پاره تنم بود سر زانو و رونم باز بود فریبرز دستشو زد رو پوست لخت رونم انگار منو برق فشارقوی گرفت پریدم هوا
فریبرز گفت چی شد ؟! خوشگله انگار دستم رفت تو کونت!!! زود حرفشو عوض کرد و عذر خواهی که حواصم به تو نبود یهویی از دهنم پرید که منم تعجب کردم گفتم فریبرز !!! فک کردی کونم مثل مال دوس دخترته اونقد گشاد باشه ؟!خخخ
با فریبرز زیاد شوخی میکردم از این جهت راحت بودیم قبلا عادی شده بود ولی نه به ایجا هاش …
شوخی شروع شد رو کاناپه بهانه شد هی دستشو کرد از محل باز روی رونم بعدش دست کرد تو سینه هام سوتینم نداشتم اونقدر ور رفت تحریک شدم تقلا می زد بخوره منم برای شیرین تر شدن مقاومت می کردم تا رسیدم به نقطه ای که نمیتونستم فیلم بازی کنم تیشرت تنم بود دراوردم گفت بفرما بخوووووور فریبرزم افتاد جون سینه هام چنان خوردنی کرد که اب کسم راه افتاد شروع کرد شلوار و شوتمو در اوردن خودمم همراهی می کردم ولی انگار که مقاومت می کردم لختم کرد لباش لحظه از لبام جدا نمیشد زیرش داشتم تقلا میزدم که شلوارشو آنی دراورد کیرش مثل مار بوآ اومد بیرون قشنگ سه برابر مال طاهر بود
(من بعد از ازدواجم بخاطر گرفتن دیپلمم مجبور شدم به یکی از معلمان سابقم کس بدم مال اون هم بزرگ بود ولی مال فریبرزو دیدم هم وحشت کردم ک هم لذت بردم)
مجالم نداد تو چند حرکت به سختی و با فشار همشو کرد تو کسم کسی که لیز و پر آب شده بود
ولی خیلی زود ارضا شد باور کنید اندازه ی نیم لیوان شایدم بیشتر اب ریخت تو کسم

 

احساس خنکی کردم انگار رفت تو همه بدنم پخش شد زیرش ارامش گرفتم با وجودی که اب خودم کامل نیومده بود تازه فهمیده بودم گاییدن یعنی چه. وکیر کیر که می گن چیه !!

شاید ده دقیقه ای شد هنوز زیرش بودم و بی توقف لب و گردنو سینه هامو میخورد منم جواب میدادم کیرش تو کسم بود انگار هی باز اب میریخت تو کسم که باز شروع کرد خواست برم روش گفتم نه دوس دارم همش زیرت باشم اینبار خیلی طول کشید طوری که دو بار آبمو اورد
ابی که هرگز طاهر تو دوسال و معلمم تو یک روز چهار بار گاییدن پشت سر هم نتونسته بودند آبمو به این تکمیلی و آرامش در بیارن همش خودم بعد از ارضا شدن طاهر اونقدر بیاد فریبرز دمرو میخوابیدم و کسمو میمالیدم تا حالم جا بیاد ابی هم به اون صورت نمی اومد اینم بگم که طاهر میدونست من عمویش فریبرز را خیلی دوس دارم تازگی ها شوخی شوخی تو سکسهایمون چند باری اسم فریبرز را اورده بود که مواظب باش نکندت منم تا اسمشو می اورد حسم بالا می رفت و میگفتم فریبرز زن طاهرو بگاااا و از این حرفا طاهر زود تر ارضا می شد من باز نیمه راه می موندم

با این پیش زمینه ها و حسرت خوابیدن در زیر فریبرز و گاییدنم به این لذت و محکمب
تازه فهمیدم ابی که کیر از کس در میاره حکایش چیز دیگریه فریبرز اعتراف کرد که اگر صد بار بمیرم و زنده بشم جز تو دوس ندارم زن دیگری داشته باشم شده یک روز مال من باشی حاضرم همه عمرمو به زیر پاهات بریزم

 

 

از فریبرز تو همون سکس اول بچه دارم شدم خودمم دونستم الهام شد برام فریبرز همه چیزشو فروخته قبلا هم اقامت انگلیس را داره از اون روز به طاهر کس ندادم بهانه هم از قبل داشتم تو شب زفاف من پرده ارتجاعی داشتم با بانگ بلند بین فامیل ابرومو برد گفت پرده نداره تا استانه جدایی هم رسیدیم رفتیم دکترمعلوم شد پرده ام حلقوی ارتجاعی است که فقط زمان زایمان طبیعی پاره میشه مامانش وادار به زندگیمان کرد منم به شرط اختیار کامل طلاق با من باشه ادامه دادم چون رفتیم دکتر مشخص شد من پرده ام ارتجاعی است هنوزم پاره نشده حتی کیر معلمم و کیر کلفتِ فریبرز هم پارش نکرد ولی خیلی فیت کوسمه
به طاهر گفتم طلاق میخام اگه ندی خودم اقدام می کنم اول قبول نکرد اشکارا گفتم اگه طلاقمو ندی که می گیرم خودتم میدونی حق طلاق با منه
از فردا میرم میمونم خونه مامانم اینجا را هم قفل می کنم ولی بی سرو صدا جدا بشیم خونه ام را بدون دیناری بهت اجاره 10 ساله میدم
چون میخام زن عمویت فریبرز بشم سبک سنگین کرد آدم طماع و بی رگی هم هست چون این اواخر هر چه پیشش با عموش شوخی می کردیم عین خیالش که نمی اومد میگفت فریبرز منکه از پسش نمیام بگیر زیرت خوردش کن تا روش کم بشه منم الکی با فریبرز درگیر میشدم با یه ساپورت نازک زیر کیر سفت شده اش که طاهر نمیدونست چند وقتیه داره کسمو پارش میکنه اونقدر به هم میمالیدیم تا خیس میشدم

 

قرار گذاشتیم بعد جدایی فریبرز منم ببره #انگلیس اونجا با هم زندگی کرده و بچه مون را دنیا بیاریم قضیه ابستنمیو نگفتم تا از #ایران بریم #شاید #بگم
الان #بچه تو شکمم یک ماه و نیمه است تقاضای طلاقمو به اتفاق طاهر امروز رفتیم دادیم توافقی بود مورد قبول دادگاه شد هرچه #قاضی گفت زندگی کنید هر دو گفتیم همه #فکرامونو کردیم فکر کنم تا #پایان این هفته تمام بشه شاید زودتر…

 

 

فداتون بشم معصومه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهارده + 3 =