چهل پله

سرم درد می کرد کنار خیابان چند لحظه ایستادم زل زدم به یک درخت عجیب داشتم شاخه های به هم بافته اش را دنبال می کردم که چشمم افتاد به پنجره ای باز دورش سفید بود و داخلش تاریک ،یه لحظه صدایی از روی درخت مرا برگرداند گربه ای شاخه به شاخه به طرف دیوار […]

چهل پله Read More »

وقتيكه پسری باعشق كون ميدهد

اسم من آرشه من كوني هستم پسرخاله ام سعيد منو ميكنهخوشگلم(بخدا قسم)بدنم سفيده يه نمه تپلم 173قدمه كلا تو دل برواماسامي مستعار اما داستانم وافعيه ومربوط به زمانيكه داداش سعيد(پسرخاله بزرگم)1/5سال بعد از ازدواجش داشت بابا ميشد و خانومشو برده بود خونه مادرش تا بچه رو دنيا بياره 1/2روزي خونه دست سعيد بود. ظهر بهم

وقتيكه پسری باعشق كون ميدهد Read More »

سمیرا و خفت گیر کردن من!

سلام وقت همگی بخیر…این روز ها خیلی داستانهای این سایت رو خوندم و نتیجه گرفتم که من هم بدترین حالت خفت گیر شدنم که آخرش همش حال بود رو بنویسم! البته بگم که اصلا داستان نویس خوبی نیستم و مطمئنم همه ی دوستان در آخر فحش نثارم میکنن… البته خوب بعضی از داستانها واقعا تخمی

سمیرا و خفت گیر کردن من! Read More »

اولین تجربه روسپیگری

سلام طوطیا هستم قبلا با داستانی با عنوان مهمانی با هم اشنا شدیم .داستانی در باره این که من زنی متاهل بودم که در اثر بی توجهی های همسرم به نیازهای جنسی من باعث شد که مجبور به خیانت شوم و در یک مهمانی خارج از شهر به شوهرم خیانت کنم. وقتی که ما از اطاق بیرون

اولین تجربه روسپیگری Read More »

سکس با پسرعمو

من تک دختر هستم و همبازی دوران کودکیم دختر عمو و پسر عموم بودن. ما از بچگی با هم بزرگ شدیم. از همون دوران یه علاقه خاصی بین ما بود. مثلا وقتی میخواستیم بریم مسافرت، اگه عموم اینا نمیومدن، من اونقدر گریه میکردم تا دسته جمعی بریم سفر. دخترعمو رو مثل خواهرم دوست داشتم و

سکس با پسرعمو Read More »

انواع جنده را بشناسيم

برای شروع به تعریف جنده می پردازیمجنده مخلوقی است كه در برابر دریافت پول یا تطمیع به دیگران همبستر شده و تن به انواع خفت ها می دهد و خود بر انواعی است مختلفهمانطور که هر چیزی به چندین نوع مختلف تقسیم شده ، شغل مقدس جنده بودن هم دارای چندین نوع میباشد که در

انواع جنده را بشناسيم Read More »

لز من و بهناز و ساناز

من ساحل هستم 24 سالمه و اين داستاني كه مينويسم 3 سال پيش وقتي 21 ساله بودم اتفاق افتاد… سال دوم دانشگاه بودم اصلا با همكلاسي هام قاطي نمي شدم..يه دوست خيلي صميمي داشتم به اسم ساناز…كه توی كلاس زبان آزاد باهم آشنا شده بوديم…3 سال از من كوچيكتر بود..انقدر با هم راحت بوديم كه

لز من و بهناز و ساناز Read More »

من و خانم خوشگل اجاره نشین

سلام دوستان من پوریا هستم22ساله از شیراز این اولین داستانی که می نویسم به 4 سال پیش بر می گردهتابستون سال86بود که منتظر جواب کنکور بودم و بعد ازیه مدت که جوابها اومد و فهمیدم که خراب کردمو اون رشته ایی که دوست دارم رو نمی تونم برم و بعد از گلی این درو اون

من و خانم خوشگل اجاره نشین Read More »

لپ تاپ دختردایی جیگر

سلام عرض میکنم خدمت شما بچه ها من اسمم علیه الان که دارم این خاطره رو مینویسم تابستونه و یه ماهی میشه که از اون ماجرا میگذره .بریم سر اصل ماجرا.من 22 سالمه ودانشجویه پزشکی هستمد(ترم 6 رو تموم کردم)دختر داییم فاطمه سنی نداره(قراره بره اول دبیرستان).حدودایه 20 خرداد بود که ما درسامون تموم شده

لپ تاپ دختردایی جیگر Read More »

مادرزن مانکن

تو محله ما خانمی زندگی میکرد که خیلی استثنایی بود باور کنید اگر خارج از ایران بود یه مانکن میشد . همیشه دوست داشتم ببینمش هر وقت رد میشد تا آخر کوچه دنبالش بودم قد در حدود 175 و هیکل تراشیده .متاسفانه وقتی من رفتم آموزشی سربازی و اومدم اونا هم رفته بودند . خیلی

مادرزن مانکن Read More »

Scroll to Top