مال من مال همه

وقتی رفتم خواستگاریش مهمترین شرطی که واسم گذاشت این بود که من یه زن ریلکس و بی شیله پیله هستم و دوست دارم تو مهمونیها و مجالس خیلی راحت و آزاد بگردم و اهل روسری و مقنعه و این چیزا هم نیستم . با مردای فامیل خیلی راحت و امروزی دست میدم و سلام علیک […]

مال من مال همه Read More »

بهترین سکس شیدا

اسم من شیداست و 20 سالمه. داستانی رو که براتون مینویسم مربوط میشه به یکی از سکسایی که تو خاطرم مونده و هنوزم وقتی یادم میاد تنم مورمور میشه و هوسم میزنه بالا. شهر ما یه شهر کوچیکه و معمولا با هم شهری هام دوست نمیشم آخه خیلی راحت پیش بقیه لوت میدنو اسمت خراب

بهترین سکس شیدا Read More »

من رضا و آرزو

الان که دارم این داستان رو مینویسم درست 12 ساعت بعد از اتفاقی که برام افتاد میگذره . دوستی دارم به نام رضا . بچه توپیه یه زن خوشگل و سکسی هم داره به نام ارزو . من با دوستم نزدیک 8 سال آشناییم . هیچ وقت هم بینمون مشکل خاصی نبوده . اما این

من رضا و آرزو Read More »

کارهای من و مامانم

سلام اسم من سیاوشه و الان 22 سالمه و تو ی خونه با مادرم تنها زندگی میکنیم مادرم زنی 41ساله خوشتیپ و خوش هیکل(کون و سینه های بزرگ)یه هیکل سکسی داره.من اغلب با شورت ورشی بلند تو هستم و مامانم هم خیلی راحت تو خونه راه میره مثلا با یه دامن کوتاه تا بالای زانو

کارهای من و مامانم Read More »

زن همسایمون مریم خانم

تو یه خونه آپارتمانی زندگی میکردیم که 4 طبقه داشت. تو طبقه چهارم یه خونواده زندگی می کردن من از همون اولش که اینا اومدن اینجا به زنی که تو اون خونه بود علاقه پیدا کردم. یه زنه حدودا 28-30 ساله که یه اندام سکسی داشت که هر مردی رو حشری میکرد. خیلی دوست داشتم

زن همسایمون مریم خانم Read More »

حرمسرای خانه ما

سلام اسم من علی و الان 26 سال سن دارم. ماجرایی که می خوام براتون تعریف کنم حدود 4 سال پیش اتفاق افتاد و تقریبا تا پارسال ادامه داشت. به خاطر بحث آبرو این کس و شعرها اسم ها رو کاملا عوض کردم .ما یک خونه قدیمی ساز سه طبقه داریم که خودمون برای اجاره

حرمسرای خانه ما Read More »

اگر این داداشو نداشتم…

وقتی برادرمو میدیدم که چجوری با دوست دخترهاش میره بیرون و تا دیر وقت که بر می گردن.حسابی فکرمو مشغول می کرد. من اصلا” با دوست پسرم زیاد بیرون نمیرفتم. چون اونو کم میدیدم. من حسام رو از Chat پیدا کرده بودم و فقط 2-3 بار با هم رفتیم ببیرون و بعدش دیگه تلفنی با

اگر این داداشو نداشتم… Read More »

مهسا و مریم

یادم میاد که 18 سالم تموم شده بود و من هنوز هیچ دوس پسری نداشتم. با اینکه از لحاط زیبایی کم نداشتم ولی نمی دونم چه علتی داشت که کمتر توجه پسرا به سمت من بود . شاید هم به قول دوستام اونقدر خر خون بودم که اگه هم کسی به من نظری داشت من

مهسا و مریم Read More »

مهناز زن همسایه

با سلاممن 30 سالمه و این داستان واسه 4سال پیشه…داستان رو از اونجایی شروع می کنم که پدرو مادرم تصمیم گرفتن طبقه پایین رو بدن دست مستاجر.آخه من دیگه خونه نبودم و اونا تنها بودن…اینم بگم من واسه کارم مجبور بودم برم یه شهر دیگه وگر نه تا قبلش خودم پایین بودم…. خلاصه یه 2ماهی

مهناز زن همسایه Read More »

خسته

داشت بارون میومد. زیر آلاچیق توی پارک نشسته بودم و اعصابم از همه چیز خراب بود، تازه زنم رو طلاق داده بودم، سر همون قضیه با مامان و بابام هم شدید دعوا کرده بودم که چرا دختر عموی به اون خانمیت رو طلاق دادی. همیشه اینطور بودن فقط به عشق و حال خودشون میرسیدن و

خسته Read More »

Scroll to Top