كس شبنم جوووونم

از دو سه روز مونده به همه دخترایی که میشناختم آمار دادم که یکشنبه خونه تنهام تا دوشنبه اخه زنمو فرستادم مسافرت 2 روزه؛خلاصه من فکرامو کرده بودم که یکی از صبح بیاد تا ظهر یکیم شب بیاد پیشم حالا اگرم شد یکیو عصر ببینم اما همش خواب و خیال بود؛هرکدوم به یه دلیلی پیچوندن؛یکی […]

كس شبنم جوووونم Read More »

امیر و مهرناز جون

يه روز پاییزی ساعته 10صبح بود كه با صداي مادرم كه ميگفت امیررررررر پاشو برو دنباله خواهرت از دانشگاه بيارش بيدار شدم بدونه اينكه صبحونه بخورم ماشينو روشن كردم و رفتم وقتي دم دانشگاه خواهرم رسيدم از ديدن اونهمه دختر سرم داشت گيج ميرفت محو تماشاي دخترها بودم كه يكدفعه در ماشين بازشد؟؟خواهرم بود ديدم

امیر و مهرناز جون Read More »

مخمصه

نميدونم تا حالا تو مخمصه ايي گير كرديد كه نه راه پس نداريد نه راه پيش. تو اين ماجرا ميخواهم ماجراي خودمو كه تو همين حالت گير كرده بودم رو تعريف كنم كه اصطلاح عاميانه اش اينه كه مثل خر گير كردم تو گل. مدتي قبل وقتي وقتي داشتم از سر كار بر ميگشتم خونه

مخمصه Read More »

من و نورا حشری

سلام دوستان، آرتین هستم 19 ساله ساکن میدون رسالت تهران، این اولین باریه که دارم خاطراتم رو تو این سایت ثبت میکنم پس اگه اشکالی توش دیدید ب بزرگواری خودتون ببخشیدخب بریم اصل مطلب ما یه همسایه دیوار به دیوار داریم به اسم نورا 26 ساله با اندامی کاملا معمولی اما طوریه که منو از

من و نورا حشری Read More »

داداشم یه کون سیر ازم کرد

سلام این یک خاطره شیرین است که می نویسم و داستان نیست استخاطره ای که می خواهم براتون تعریف کنم بر می گرده به عید پارسال یعنی موقعی که من هفده سالم بود بگذارید از خودم بگم قدم 176 وزنم 69کیلو سینه هام هم 70 است و یه داداش دارم که اسمش میلاد است که

داداشم یه کون سیر ازم کرد Read More »

عاقبت داشتن شوهر خسيس

نزدیک ظهر بود که از خونه زدم بیرون می خواستم برای خودم لباس مهمونی بخرم و اگه پولم بس کرد یکی دو تا لباس زیر ، چند روز دیگه عروسی برادرم بود. دوست داشتم یک لباس شیک و با حال بخرم و حسابی جلو خواهرام و مهمونها پز بدم. خیلی زور زدم تا حمید شوهرم

عاقبت داشتن شوهر خسيس Read More »

سكس با عروس عمو

همیشه تویه ذهنم دوست داشتم با یکی از افراد فامیل نزدیکی بکنم !نمی دونم چی شد اولا تو نخ دختر عموم بودم ، یه دختر سبزه یکم شکم داشت ، سینه هایه قابل توجه و یه کون در حال ترکیدن!!!!اما….. نشد!تا این که پسر عموم ازدواج کرد ، اونم چه ازدواجی کرد ، نه بهتر

سكس با عروس عمو Read More »

مهران و دخترخاله

سلام . من مهرانم و ۲۴ سالمه . این ماجرا مال همین اواخره و واقعیه .من یه دختر خاله دارم که از همون دوران نوجوانیم باهاش صمیمی بودم ( البته نه سکسی) بگو بخند داشتیم . دختر خالم ۳۴ سالشه و شوهر داره و یدونه هم بچه داره و اسمش گلسا است. .دوران گذشت و

مهران و دخترخاله Read More »

پروانه دخترعمه تنها

من دختر عمه ای به نام پروانه دارم که 37 سالشه و شوهرش که یه آدم عوضی و کلاهبردار و خانوم باز هست اصولا هیچوقت خونه نیست و این زن بیچاره رو تنها گذاشته تو خونه و باید بگم اونا بچه هم ندارن من همیشه وقتی پروانه رو میدیدم تو چهرش میخوندم که کمبود سکس

پروانه دخترعمه تنها Read More »

انتقام از شوهرم

من الآن 36سالمه.17سال پيش ازدواج کردم. شوهرم فقط يکي دوماه اول باهام درست وانساني رفتارکرد ولي بعدش ديگه مرتب کتک ميزد، به پدرومادرم درحضورخودشون بدترين فحشها رو ميداد.بجز يکماه اول ازدواج باورکنيد ديگه اصلا” با من همخوابگي نکرد(شايد سالي يکبار). درعوض جلوي چشم من خانوم مياورد خونه وميبردشون توي اطاق خواب وبه من ميگفت :مادرجنده

انتقام از شوهرم Read More »

Scroll to Top