غريق نجات

رفته بوديم شمال وچون ويلاي ماتوي جنگل بود تصميم گرفتيم كه براي ابتني بريم همونجاهايي كه خودمنطقه معين كرده كه اصطلاحا بهش ميگن پلاژ اون منطقه خيلي شلوغ بود ولي با اين حال خيلي كيف داد منكه يه يه ساعتي بود كه توي اب بودم براي اين كه خستگي در كنم امدم بيرون توي ساحل […]

غريق نجات Read More »

سکس با مادر زنم در مسافرت

آخرای اسفند بود یه شب با زنم داشتیم حال می کردیم گفت داود امسال عید جایی نمی ریم؟ گفتم تنهایی مزه نمی ده. گفت شاید سودی اینارم بیان گفتم اگه امدند می ریم شروع کردم به کردنش گفتم رفتنمون شرط داره گفت باز چهار نفری حال کنیم؟ گفتم اره. گفت اون که معلومه باهم باشیم

سکس با مادر زنم در مسافرت Read More »

سكس زنم با لوله كش

چند سالی میشه که با لیلا ازدواج کردم.همه چیز خوب و عالی بوده و مرتب و دائم هم با هم سکس داریم.ولی چیزی که هست اینه که هر دومون یه سری فانتزی های سکسی داریم که نمیتونیم انجامش ندیم.فانتزی سکسی زنم داشتن سکس باچند نفر در آن واحده و فانتزی سکسی من نگاه کردن زنمه

سكس زنم با لوله كش Read More »

سكس من و زن حسن آقا

زمون مجرديم قبل از سربازي يه همسايه داشتيم ديوار به ديوار ما بودن يه زن خوشگل و خوش استيل حدود 40 سال ولي چون هم از من بزرگ تر بود هم با ما رفت و آمد داشتن جرات نميكردم بهش چيزي بگم فقط به يادش جلق ميزدم چيزي كه بيشتر از هر چيزي به من

سكس من و زن حسن آقا Read More »

گناه لذت بخش با خواهرم

داستان مر بوط به چند سال قبله و من يه خواهر دارم که فقط دو سال از من بزرگتر يه روز تو اتاق بودم که ناگهان پروين (خواهرم) اومد تو اتاق و شروع کرد به عوض کردن دامنش من که تا اون روز اصلاً تو نخ پروين نبودم با ديدن اين صحنه تنم مور مور

گناه لذت بخش با خواهرم Read More »

سكس ضربدري ما

ماجرا از اونجا شروع شد که بهاره دوست صمیمی زنم و شوهرش بعد از سالها از آمریکا برگشته بودند ایران و ساناز زنم داشت خودشو میکشت که حتماً منو باهاشون آشنا کنه.من دورا دور بهاره رو از طریق صحبتهای ساناز میشناختم ولی هیچوقت ندیده بودمش چون قبل از اینکه ما ازدواج کنیم اون رفته بود

سكس ضربدري ما Read More »

سر بزنگاه

عاشق کون زندایی جونم شده بودم . نمی دونم چرا بدجوری وسوسه ام می کرد . وقتی جین تنگ می پوشید و موقع راه رفتن به کونش حالت می داد بیشتر به هوس می افتادم که بپرم روش و دو دستی بغلش کنم . همونجا جلو پاش به زانو بیفتم .اسمم کیانه . 22 سالمه

سر بزنگاه Read More »

مامان پریسا تنها در خانه

من اسمم پدرامه و چند وقته که دیپلممو گرفتم .این داستانی رو که میخوام تعریف کنم یه ماجرای واقعیه که از نزدیک شاهدش بودم و مربوط میشه به چند سال قبل . مامان پریسای من یک زن با ایمان و با اخلاق و خوش بر خوردی بود . زنی که همیشه محرم و نامحرم حالیش

مامان پریسا تنها در خانه Read More »

یکی نه , دو تا

ما و همسایه بغلی مون تو خیلی از چیزا مشترک بودیم هر دو خانواده چهار نفره بودیم . مردای خونه چهل سالشون بود زنا38.. مردا مغازه دار بودند وزنا خونه دار . بچه اولشون که دختر بود 20سالش بود وهردوشون رفته بودند خونه بخت ودومیش که ما پسرا بودیم می خواستیم بریم سال آخر دبیرستان

یکی نه , دو تا Read More »

خواب خوش

به من می گفتند شراره . مثل یک گلوله آتیش بودم . سیزده سالم نشده بود که بد جوری هوس این به سرم افتاد که سکس داشته باشم . دوست داشتم که یه پسری بیاد و سینه هامو دست بزنه . با کوسم ور بره . حشریم کنه ولی می ترسیدم تا این که با

خواب خوش Read More »

Scroll to Top