ماجرای جلق زدن های شوهرم

سلام. اسمم نيلوفره و تقريباً دو سالي میشه که ازدواج كردم شوهر مؤدب و با كلاسي دارم و از دستش راضيم از زندگيم هم بطور كلي راضيم از اونجايي كه هر جفتمون شاغليم از نظر اقتصادي هم مشكل چنداني نداريم همه چيز روال عادي خودش رو طي ميكرد. تا اينكه يه روز صبح زود وقتي […]

ماجرای جلق زدن های شوهرم Read More »

ماجرای خانه ی استاد

برای تحویل دادن پایان نامه ام داشتم حسابی کار میکردم و شبها تا دیروقت بیدار می موندم. حتی وقت نمی کردم با دوست پسرم قرار بزارم و ببینمش و استاد راهنمام حسابی ازم کار میکشید. دو سه ماه قبل از تاریخ دفاعیه ام بود که برای یه سری کارهای نهایی رفته بودم خونه ی همین

ماجرای خانه ی استاد Read More »

!کسخلها به بهشت نمی روند

یک روز که مشغول یه قول دو قول بازی کردن با تخمام بودم تصمیم گرفتم اولین تجربه دخولم را مکتوب کنم تاهم توی تاریخ جاودانه باقی بمونه وچهارتا جوون کوس ملنگ مثل خودم را از راه راست به راه معوج بکشانم وهم اینکه ماهم به یه ثوابی برسیم و ذخیره دین و آخرتمان شود شما

!کسخلها به بهشت نمی روند Read More »

حیدر و دخترخاله

سلام … من و دختر خالم از کوچیکی باهم بزرگ شدیم وهمین باعث شد که رابطه خیلی خوبی باهم داشته باشیم . من واقعا از اندامش خوشم میومد چون ورزشکار بود و به فرم بدنش اهمیت میداد .. با اینکه اکثرا باهم بودیم ولی هیچ وقت راجع به مسایل عشقی باهم حرف نرده بودیم ..

حیدر و دخترخاله Read More »

قلقلک

سلام اسمم جواد 25 سالمه و خواهرم مریم 16 سالشه و این قضیه هم مربوطه به اوایل سال 85 میشه .در ضمن چون من دانشجو شیمی هستم پایان نامه دانشجوی را داشتم می نوشتم تا فوق لیسانس را بگیرم .ماجرا از اون جا شروع شده که چون من از 18 سالگی دیگه در خانه نبودم

قلقلک Read More »

همکلاسیم سارا

_…المیرا….المیرا…..مامان بیا صبحونه ات رو بخور. دیر میشه ها نمی رسی به سرویست. پاشو مامان .یالا. این کار هر روزم بود. از همون روز اول که مهد می رفت تا حالا که دوم راهنمایی شده. همیشه باید همین طور که یه دستم به ظرفا یه دستم به سفره است از آشپزخونه داد بزنم که صدام

همکلاسیم سارا Read More »

کون دادن آیدین به بردیا

اون موقع ۱۵ سلام بود و تازه رفته بودم کلاس اول دبیرستان. حتما یادتون هست که توی اون سن و سال تنها چیزی که همیشه فکر و ذهن آدم رو مشغول می‌کنه فکر سکسه. فکر اینکه بتونی‌ یه جوری با یکی‌ حال کنی‌.من هم از این قاعده مستثنا نبودم. یعنی‌ روزی نبود که بدون فکر

کون دادن آیدین به بردیا Read More »

ريحانه و شرت پاره

من ي پسر عمه به نام علي دارم كه زن بچه هم داشت كه طلاق گرفته بود. حدودا 36 سالش ميشد . ي روز واسه ناهار مهموني داده بود كه من اون روز كلاسم زود تموم شد. به مامان زنگ زدم و گفتم من زودتر ميرم خونه علي . چون راهم دور مي شد اگه

ريحانه و شرت پاره Read More »

مامان مهربون

من میلاد هستم 19 سالمه بابام یه بازاریه ورشکستس و متاسفانه از وقتی که دیدمش پای منقلو بافوره یه خواهربزرگتر ازخودمم دارم که تو شیراز دانشجو و یه مامان تپل دارم که اسمش مریم حودود44 سالشه البته عکسای 10 سال پیشروکه نگاه میکنم خیلی لاغرتراز الان بوده ولی الان بزنم به تخته توپ توپ شده

مامان مهربون Read More »

آزیتا کس قشنگ

من در یک شهر غرب کشور ساکن هستم و اونجا کار میکنم …مدتها در تنهایی بودم که با یک حانم مطلقه آشنا شدم…من و اون با هم روزهای خوبی داشتیم و کاملا نیازهای جنسی و عاطفی همدیگرو بر طرف میکردیم…مدتها از این آشنایی گذشت …که یک شب …با یکی از دوستای این خانم برخورد داشتم…نمی

آزیتا کس قشنگ Read More »

Scroll to Top