سه سال شب و روز کون میدادم

سلام . من آرش هستم الان 32 سالمه . داستانی که میخوام بگم مال 10 -12 سال پیشه . یه دوستی داشتم بنام علی که 4 سال از خودم کوچکتر بود و اون منو کونی کرد . از بچگی کون میدادم ولی لذت نمیبردم ولی علی مادرجنده همچین منو میکرد که من لذت میبردم و […]

سه سال شب و روز کون میدادم Read More »

عشق خانم استاد

من کسری 27 سالمه این داستانی که مینویسم واسه دو ساله پیشه من سال 89 وارد دانشگاه شدم و در یک کلاس من اکثرا مسن ترین فرد میشدم و نمیتونستم با کسی گرم بگیرم چون همه با من تفاوت سنی زیادی داشتن سعی میکردم خودم باشم و خودمچون سالهای زیادی بود از درس دور بودم

عشق خانم استاد Read More »

حرمت

سلام آقای آذریسرم پایین بودو بی توجه جواب دادم_سلام خانم_ببخشید من یه کم دیر رسیدم میتونم یرم سر کلاس؟_خانم کلاس یه ربع دیگه تموم میشه_میدونم به خدا تو ترافیک موندمحوصله بحث کردن نداشتم ولی تن صداش مجابم میکرد ادامه بدم_به هر حال انشاالله واسه جلسه بعد میتونید درس تون رو بگیریدصدای زنگ موبایلش واسم آزار

حرمت Read More »

سکس ، دوست ، سنگ

موقع پیاده شدن از ماشین گفت: من تا به حال همچین کاری نکردما، هوای منو داشته باش. نفهمیدم دقیقا منظورش چی بود اما گفتم: باشه حواسم هست.پیش خودم گفتم حتما فکر میکنه میخوام یه بلایی سرش بیارم. با همین فکرا رفتم تو خونه و زنگ زدم که خبری نیست بیا.در آپارتمانو نیمه باز گذاشته بودم.

سکس ، دوست ، سنگ Read More »

اولین سکس زندگی ام با خانوم معلم

سلام.من محسن هستم اولین باره می نویسم و حتی غضو سایت هم نیستم.اگه خوب ننوشتم به بزرگیتون ببخشید . داستانم یه خورده طولانیه. من ۲۴ سالمه قضیه بر می گرده به ۱۹ سالگیم.که من تازه یه خط ایرانسل خریده بودم که یه روز یه خانومی به من زنگ زد و خیلی هول بود و گفت

اولین سکس زندگی ام با خانوم معلم Read More »

فراموش شده

حالا که رفته ای …. دل دلیل می اورد و عشق گریه میکند…. با این همه … جای خالیت پر نمیشود …نه با خیال و نه با خاطره…………..حالا که رفته ای …برای پنجره فرقی نمیکند … باران ببارد … باران نبارد…بارن….باران…باران******به صفحه برفکی تلویزیون خیره بودم …. پتو را از روی شانه هایم برداشتم. باورم

فراموش شده Read More »

اولین سکس یزدان و مریم

سلام من مریم 31 ساله با قدی تقریبا بلند و قیافه و هیکل جذاب که بیشتراز همه چشمام گیرایی داره وقتی بخوام میتونم با نگاهم طرفمو میخکوب کنم البته اینو دوستام و اطرافیانم میگن. میخوام داستان اولین سکس با عشقم ، یزدان براتون تعریف کنم ولی اول کمی در مورد شروع رابطمون براتون میگم همیشه

اولین سکس یزدان و مریم Read More »

تابستان پر حشر

سلام من محمدم و 22 سالمه دانشجو رشته نرم فزار كامپيوتر هستم اين داستان مال زمانيه كه من 18 سالم بود و مي خام اولين تجربه اي كه تو سكس داشتمو براتون تعريف كنم راستي (اين يه داستان نيست بلكه يه بخشي از زندگي منه) داشتم ميگفتم من اطلاعات جنسي وسكسيم بالا بود و دوستام

تابستان پر حشر Read More »

انتقال

اسمم محسنه و در یک شرکت تولیدی در قسمت انبار کالا نزدیک تهران مسئول انبار هستم و تنخواه انبارهای اسلامشهر هم در اختیار من بود. خونه پدری نارمکه و بدلیل نزدیکی به محل کارم یه آپارتمان کوچیک تو اسلامشهر اجاره کردم . ما کارکنان انبار دنیای آزاد خودمونو داشتیم(عصرها دیرتر میرفتم با نفر شیفت انبار

انتقال Read More »

روژان قربانی عشق و شهوت

اخمام هنوز تو هم بود و خیره شده بودم به دود سیگار لای انگشتام که با صدای زنگ موبایلم ده ضرب از جام پریدم. فکر کردم سالاره ولی ترانه بود. با صدایی که نگرانی توش موج میزد گفت “هنوز زنده ای روژان؟!” با بی حالی گفتم “بنال ترَی اعصاب ندارم” با همون لحن نگران گفت

روژان قربانی عشق و شهوت Read More »

Scroll to Top