جدایی به خاطر سکس نبود

اولین نگاه، اولین عشق، اولین سکس … برای من فقط یک کلمه تفسیر این هاست؛ مینا! عاشق شدم اما … همه چیز زود تمام شد … عاشقم بود و همه چیز زود تمام شد. معجونی از عشق و جوانی بود همه چیز؛ معجونی از عشق و سکس های دبیرستانی … عاشقانه ای که با نگاه […]

جدایی به خاطر سکس نبود Read More »

نقشه ای برای سکس

سلام من آریام و 21 سالمه قضیه ای که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به شیش ماه پیش .من یه دختر خاله دارم به نام سیمین که1 سال از من کوچیک تره از بچگی من و سیمین هم بازی بودیم تا این که بزرگ شدیم و والدینمون نمی ذاشتن دیگه مثل قبل با هم باشیم.

نقشه ای برای سکس Read More »

تجربه لز

سلام من اسمم سونیاست ۲۳ سالمه قدم ۱۷۵ پوست سفیدی دارم و هیکلم خوب همه میگم خیلی‌ خوشگلم، حتما هستم که میگن دیگه حالا نگین چه از خود راضیه… ۲-۳تا دوس پسر داشتم اما تجربه سکس نداشتم و علاقه‌ای هم ندارم به سکس با جنس مخالف عوضش با جنس موافق خیلی‌ حل می‌کنم البته اونایی

تجربه لز Read More »

سرگذشت خواستن های دل من

سلام ، من دنیس هستم و 22 سالمه. تجربه نخستین سکس واقعی خودم رو براتون تعریف می کنم ، هممون می دونیم که خیلی از دخترها تو شرایطی که من داشتم با من شریکن ، برای همین من شرح روزها و شب ها و شوق ها و دلشکستگی ها و آرزوه هام و شکل رسیدن

سرگذشت خواستن های دل من Read More »

خر شانس ترین آدم جهان

سلام اسم من علی و23 سالمه داستان من از جایی شروع میشه که مامانم واسه برادر30سالم یه دختر 25 ساله پیدا کرده بود .وموقع خواستگاری دختره من را هم با خودشون میبردنداون موقع اولین باری بود که دختره را می دیدم یه دختر خوش اندام قد حدودا175وسینه و باسن های نرمال ومن را خیلی به

خر شانس ترین آدم جهان Read More »

شعله

من شعله 23 ساله ام.بعد از 1 ازدواجه 5ساله بالاخره طلاق گرفتم.شوهرم کیر کوچیکی داشت و من هیچوقت باهاش ارضاء نمیشدم. واسه همین همیشه تو کف مردای هیکلی و درشتی بودم که کیرشون از رو شلوار معلوم بود.شوهرم خیلی دوسم داشت و اصلا راضی به طلاق نمیشد. توی اون روزا من کلا ولش کرده بودم

شعله Read More »

آزیتا کس تنگ

یه روز ظهر تابستون که زنم از صبح رفته بود خونه مادرش من ماشین برداشتم در مغازرم بستم رفتم تو خیابون دنبال کس آخه خیلی هوس تنوع کرده بودم میخواستم به کیرم یه حالی بدم زیر پل سیدخندان بودم دیدم دو تا کس دارن تو پیاده رو راه میرن یه پرایدم واسشون وایستاده من رفتم

آزیتا کس تنگ Read More »

مجتمع نوشین

اون روز طبق روال همیشگی به شهرداری منطقه رفته بودم . روز شنبه بود و ازدحام جمعیت بیداد میکرد . به واسطه چند سال رفت و آمد ، با اکثر کارمندای واحد شهرسازی و درآمد و طرح تفصیلی و بیشتر آدمای کار راه انداز شهرداری منطقه رفاقت نسبی پیدا کرده بودم . مردم اون ور

مجتمع نوشین Read More »

سهیلا

صبح جمعه بود.کامپيوترم را روشن کردم و با بی حوصلگی شروع به گشتن صفحه های مختلف سايت ها شدم.توی يکی از سايت ها ی سكسی مشغول تماشای عكس بودم كه زنگ در زده شد.در را كه باز كردم زن همسايه روبه رويی بود.اسمش سهيلا بود؛ زنی ميانه سال با گونه های استخوانی و پوست گندمی.

سهیلا Read More »

گی با سید

سلام اسم من حمید و خاطره ای که میخوام بنویسم مربوط میشه به چند سال پیشیه روز که تو مترو بودم پسر خوش قیافه ای رودیدم که تو مترو کنارم وایساده بود قدش ازمن کوتاهتر بود سر صحبتو باز کرد و فهمیدم که طرف اینکارس از مترو که بالا میومدیم دستمو به کونش کشیدمو بهش

گی با سید Read More »

Scroll to Top