من و عمه جون خوشگلم

سلام دوستان عزیز داستانی که میخوام براتون تعریف کنم واقعی هست و اگر جایش برای شما شک وشبهه به وجود امد در نظرات درج کنید تا جواب بدم بریم سر اصل مطلب من 18 سالم و در امتحانات خرداد قبول نشدم و ما در تهران زندگی میکونیم ما در استارا ویلا داریم که سه ماه […]

من و عمه جون خوشگلم Read More »

حنا منشی رویایی

  سلام .من هادی هستم از تهران .این داستانی که مینویسم براتون کلا واقعی هست .من دفتر پخش دارم تو تهران …راستش از اولین رابطه ای دوستی که تو شهرمون با دوستم داشتم دیگه قول دادم سمت هیچ دختری نرم ولی یهو بعد 4 سال یکی دلمو برد …اسمش حنا بود .یه دختر خوش استیل

حنا منشی رویایی Read More »

گایش مادرجون

  اسم اکرمه 65 سالی سن دارم ولی بدنم خیلی سکسییه چاق نیستم ولی هیکلم درشته وهمینم باعث شد که توسط دامادم بگا برم البته خودمم خیلی حشریم ازاون زناییم که هنوز کسش می زنه. دامادم35 سالی سن داره بدنش زیاد ورزشی نیست ولی کیر کلفت وبزرگی داره.یه شب تابستون اومده بودن خونمون شب موندن

گایش مادرجون Read More »

فرشته ی آرزو هام پر زد و رفت

  داستان مربوط به زمانی هست که من 18 ساله بودم و سال اخر دبیرستان بودم . ظاهر خیلی خوبی نداشتم همینطور که الانم ندارم . بینی شکسته و گونه های بیرون زده و کلن ظاهر نه چندان زیبا باعث شده بود که همیشه احساس کنم با هیچ دختری نمیتونم ارتباط برقرار کنم و خب

فرشته ی آرزو هام پر زد و رفت Read More »

عشق بازی من و روژین

من پویا (نام مستعار) یک پسر 23 ساله کرمانشاهی و کرد هستم . خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به سال گذشته میشه . باید بگم که من دانشجوی کارشناسی دانشگاه آزاد سنندج بودم . این داستان اولین سکس من با نامزد فعلیم (روژین- اسم مستعار) محسوب میشه ! خوب من در یک

عشق بازی من و روژین Read More »

سکس گروهی با دوست پسر سحر

  سلام ميخام ي خاطره توپ از سكسم با دوست پسر دوستم براتون بگم ك حين واقعيته اميدوارم بتونم اون طور ك اتفاق افتاده برام براتون تعريف كنم ما دوره دانشجويي چون دانشگاه خابگاه نداشت خونه اجار كرده بوديم بچه هاي ما 4 نفر بوديم و 2تا اتاق و 1آشپزخونه داشت و ي حموم دستشويي

سکس گروهی با دوست پسر سحر Read More »

اشرف

  سوم راهنمایی بودم و تازه دولم داشت تبدیل می شد به یه چیز دیگه که هنوز چیز زیادی ازش نمی دونستم ولی خیلی وقتها توجهم رو بخودش جلب می کردو یه جورایی ناجور می شد و من هم نمی دونستم چرا. اونوقتها تازه انقلاب شده بود و هنوز حجاب اجباری نبود و دریا هم

اشرف Read More »

من و سوگند در کنار شومینه

با سلام خدمت دوستان عزیزاولاشرمنده که داستان براتون می خوام بنویسم اما گفتم شایدشما هم دوست داشته باشید.بازم شرمنده. من ساشا 24 ساله قد 178 وزن 68 کیلو از خودم تعریف نمی کنم اما بد نیستم.از خودم بگم من تو کار آهنگسازی و خوانندگی هستم.این داستانی هم که براتون شرح میدم واسه 4 ماهه پیشه.

من و سوگند در کنار شومینه Read More »

کلاس خصوصی زنم

احسان هستم 28 ساله مهندس 1شرکت پیمانکاری ام اسم خانومم میترا معلم زبان و معمولا کلاس خصوصی هاشو تو خونه خودمون میذاره اتفاقی که میخوام بنویسم از اونجایی شروع شد که حدود 2هفته پیش منو میترا سر 1 مسئله الکی با هم بحثمون شد و حدود 5 روز بود باهم قهر بودیم و هیچکدوم هم

کلاس خصوصی زنم Read More »

عمویی

سلام من عمویی ام. البته از اون روزی که منو امیرسام با رویاخانوم آشنا شدیم عمویی شدم. رویا تقریبا قد کوتاهی داشت برا همینم به امیرسام برا شوخی میگفت بایایی! منو امیرسام خیلی باهم رفیق بودیم حتی از داداش هم بهم نزدیکتر بودیم برا همین همیشه سه تایی باهم بودیم. البته به جز مواقعی که

عمویی Read More »

Scroll to Top