سکس من و خاله

اسم من هومن هست و 26 سالم هست. علت این که می خوام این داستان رو براتون بگم اینکه اولاً همیشه دوست داشتم این داستان رو تو این سایت برای شما بنویسم و ثانیاً چند داستان در مورد سکس خانوادگی و مخصوصاً سکس با خاله تو سایت هست که امیدوارم با این داستان این مجموعه […]

سکس من و خاله Read More »

با مامانم چیکار کنم؟

  سلام . این چیزی که می خوام واسه شما بگم حدودا مال هفته پیش هستش.و ازتون راهنمایی میخوام.مامان من یه زن واقعا خوشگل و خوش اندام هستش اسمش هم میناست ولی اصلا فکر نمیکردم مال سکس و این حرفا باشه .من خودم دانشجو هستم و بابام هم سرپرست یه مدرسه شبانه روزی هستش که

با مامانم چیکار کنم؟ Read More »

ندا دوست دختر دوران کودکی ام

این اولین خاطره سکسی منه: ساله دوم یا سوم راهنمایی بودم و سه ماه تعطیلات هم بود منم اون موقع صبحها تو کوچه و میلان های محلمون دوچرخه بازی میکردم و بعد از ظهر ها هم با بچه محل ها فوتبال.یادش بخیر دیگه اون زمان ها بر نمیگرده. تو کوچه ای که زندگی میکردیم یه

ندا دوست دختر دوران کودکی ام Read More »

بالاخره خاله جون رو گاییدم

  یکی از بزرگترین آرزوهای من این بود که بتونم یه روزی خاله م رو بکنم.البته این خاله جون یه شوهر گردن کلفت داره که اینجور که معلومه حسابی بکنه و این خاله جون رو خوب میکنه! ولی من بیچاره همینطور در آرزوی کس خاله جون له له میزدم و جق میزدم! یه روزی مادرم

بالاخره خاله جون رو گاییدم Read More »

سکس من با همکارم

سلام.این داستان واقعیت محض است. داستان از اونجا شروع میشه که من برای کار به شخصی معرفی شده بودم که برام کار جور کنه. من 28 سالمه و تحصیلکرده ام. اون آقا منو جایی معرفی کرد. بعد یه مدت دیدم یهو اس داده. منم ج دادم . بعد اس هاش بمرور زشت و بی تربیتی

سکس من با همکارم Read More »

کردن خاله

همه چیز از اون جا شروع شد که یه روز بی خبر رفتم خونه خالم ؛ وقتی رسیدم دم در واحد شون دیدم در بازه من ام مثل گاوسرمو انداختم پایین و رفتم داخل در حین اینکه داشتم بند بوت هامو باز میکردم چند بار خالمو صدا زدم دیدم کسی جوابمو نمیده نگران شدم رفتم

کردن خاله Read More »

الناز از خیال تا واقعیت

  سلام من رضا هستم و 22 سالمه میخوام داستانه یک سکسیو بگم که خودم حتی یک درصد فکرشو نمی کردم … من با خانواده مادرم که تهران زندگی میکنن(من مشهد زندگی می کنم)ارتباط خیلی نزدیکی دارم …. این داستان بر می گرده به 6 سال پیش وقتی که نوه عموی مامانم با شوهر (4ماه

الناز از خیال تا واقعیت Read More »

وقتی محمد تپل رو کردم

داستان از اونجایی شروع شد که من از سن 15سالگی احساس میکردم به پسرها احساس بیشتری نسبت به دخترها دارم.طوری که دوست داشتم بیشتر با پسرها حال کنم تا دخترها.جدا از اون بیشتر برای حال دنبال تپل های گوشتی بودم چون باسنشون هم درشت بود هم اینکه واسه کیره 20سانتی من مناسب بود.بریم سرداستان.  

وقتی محمد تپل رو کردم Read More »

من و دوست دختر با حجابم ملیحه

  با سلام! این خاطره که میخوام براتون تعریف کنم یکی از بهترین خاطرات زندگی من بود.دانشجو شهر یاسوج بودم 23 سالمه تو دانشگاهه ما دختر خوشکل زیاد بود ما هم که حسابی به خودمون میرسیدیم و با اکثر دخترا به هر طریقی دوست میشدیم،در یکی از روزها من چشم یه دختر با حجاب که

من و دوست دختر با حجابم ملیحه Read More »

عشقبازی و لذت

دوس پسرم 30 علی سالشه و حسابی سکسو بلده…. دیروز بعد ازاینکه تو شهر گشتیم رفتیم خونشون….مامان باباش خونه نبودن..تا یه صدایی میومد میترسیدم مامان باباش بیان.   من از دانشگا میومدم و سر و وضعم زیاد درست حسابی نبود. اخه از ضبح تا عصر کلاس داشتم.وسط راه بهم گفت بریم خونه گفتم نه زیاد

عشقبازی و لذت Read More »

Scroll to Top