میهمان گلهای قالی
عصر بود و آفتاب از لای پرده روی فرش اتاق افتاده بود. برهنه بودم و تنها حوله حمام دور بدنم پیچیده بود . زیر نور افتاب دراز کشیدم روی فرش و چشمام رو بستم. اولین تصوری که به ذهنم اومد تصویری سکسی و موهوم بود با این وجود دستم ناخودآگاه به سمت تنم رفت […]
