باورش برام سخته

با عرض سلام خدمت دوستان من محسن٢٤ساله هستم اولين باره كه داستان مينويسم پس اگه بد بود وغلط املايي داشت به بزرگي خودتون ببخشيد همه اين چيزهايي كه مينويسم واقعي هست البته ميدونم باور نميكنيد اين ماجرا مربوط به٣٨ ماه پيشه من و سعي ميكنم خلاصش كنم ولي بگم كه بعد از ٣٨ماه هنوز نتونستم […]

باورش برام سخته Read More »

دکتر بازی

سلام اسم من ماریه است و الان 25 سالمه و داستانی که براتون تعریف میکنم مال زمانیه که 19 ساله بودم. من از زمان بچگی همیشه به دکتر بازی علاقه داشتم و با دخترهای همسایه مون دکتر بازی میکردیم. این علاقه به دکتر و دکتر بازی تا بزرگسالی ادامه پیدا کرد و شکل علاقه به

دکتر بازی Read More »

سکس با راضیه توی حموم عمومی

  با سلام من بهمن قد 172 وزن 77 .سالها پیش که 20 سالم بود پسر خالم با اینکه ی زن داشت و ی زنش رو هم قبلا طلاق داده بود ب رسم طایفه ما دختری را به قصد ازدواج فراری داد .بعد شکایت زن دومش کارشون به زندان کشید ………..بعد شش ماه زنش از

سکس با راضیه توی حموم عمومی Read More »

سکس من و همسرم و دختر باجناغم

  سلام   اسمم پیمان و29 سال دارم واسم همسرم زهرا 26سال ولیلا دختر باجناغم 21 سال موضوع از زمانی شروع شد که برای دیدن خواهر زنم تو بیمارستان بستری بود رفتم یعنی مادر لیلا . قبل از هر چیز باید بگم من و همسرم خیلی خوشبختیم واز این نوشتن موضوع سکس هم خبر داره

سکس من و همسرم و دختر باجناغم Read More »

سکس نهایت عشق است نه هرزگی

سلام اسمم نیماست. داستانی که براتون تعریف میکنم بر میگرده به حدود هفت سال قبل.زمانی که من درست بیست و دو سال داشتم.سیما دختر خالم ، سه سال از من کوچیکتر بود.به جز اون دو تا دختر خاله دیگه هم داشتم اما هیچکدوم به جذابیت و زیبایی سیما نبودن.سیما دختر قد بلندی بود که اندام

سکس نهایت عشق است نه هرزگی Read More »

عاشق سکس

  سلام من سیمین هستم 16 ساله از تهران. من همیشه عاشق سکس بودم و خود ارضایی میکردم به یکی از دوستام میگفتم که من سکس دلم میخواد یه روز به یه مهمونی دوستم رفته بودم مهمونی قاطی بود و دوستم منو راهنمایی کرد که برم تو سالن اونجا یه پسر فوق العاده زیبایی رو

عاشق سکس Read More »

چه کونی ازم کرد

  توی دانشگاه با هم همکلاسی بودیم اسمش رضا بود و اسم من هم میترا یه روز 5شنبه عصری با هم رفتیم بازار نمی دونم چرا اینقدر شلوغ بود یه موقعه احساس کردم یکی از پشت به باسنم چسبیده یه جوون 18 یا 20ساله بود که باهام حال می کرد خودم کنار کشیدم و زیر

چه کونی ازم کرد Read More »

قرار سکسی با هادی

  سلام داستانمو تا امروز چند بار نوشتم ولی نمیدونم چرا ارسال نمیشد به هر حال امیدوارم خوشتون بیاد…………… با هزار بهونه ی علکی از خونه بیرون اومدم یه نگاه به ساعتم کردم سهعت 3:30 ظهربود بارون قشتگی میاد سوار ماشین میشم و به سمت خونش میرم. تو راه به هادی فکر میکنم که چطور

قرار سکسی با هادی Read More »

فریب

  روزگار همیشه بازیهای عجیبی واسه ما آدما تدارک میبینه بازیهایی که شاید هرگز توی خواب هم تصور اتفاق افتادنش رو نمیکنیم از شانس خوب من همیشه ی پای این بازیها تو زندگی من ی زن بوده! چند وقتی بود که با ی زن بیوه 37ساله به اسم سارا دوست شده بودم زیاد خوشگل نبود

فریب Read More »

ملیکا و پسرخاله در حمام

  سلام. من ملیکا هستم، 19 سالمه و تنها فرزند خانواده هستم. خاطره ای که میخوام واستون بگم مربوط میشه به اولین سکس من. تابستون 83 بود. واسمون از شهرستان مهمون اومد. خالم و شوهرش و پسر خالم. اینم بگم که ما به خاطر شغل بابام توی یه شهر دیگه زندگی میکنیم که البته از

ملیکا و پسرخاله در حمام Read More »

Scroll to Top