سکس فقط سکس فیسبوکی

سام و اليک من کسري هستم 18 سالمه. موضوع از اينجا شروع ميشه که يه مدت بود من خيلي تو کف بودم (اين مال وقتي بود که 14 سالم بود ) و توي فيس بوک افرادي رو ميديدم که بخاطر بدنشون خيلي دختر دوروورشون بود . من هم تصميم گرفتم شروع کنم . از فرداش […]

سکس فقط سکس فیسبوکی Read More »

سکس با دختر درون

این داستان با همه داستانایی که خوندی فرق داره رفیق هم خرابت میکنه هم میسازتت انتخاب خوندنو نخوندنش با خودت همه ما پسر ها یه دختر درون داریم که یه وقتایی به یادش جلق میزنیم یه وقتایی باهاش حرف میزنیم یه وقتایی تو خواب باهاش سکس میکنیم یه وقتایی هم دلمون براش تنگ میشه وقتایی

سکس با دختر درون Read More »

شروع مخ زنی

این داستان مال یه سال پیشه و کاملا واقعی داستان از اونجا شروع میشه این دختر میومد پیش خواهر من واسه خیاطی)خواهرم خیاطه( و جلوی من زیاد حجابش رو رعایت نمیکرد و منم جوون و اوج شهوت و تو کفش بودم که باهاش سکس کنم یه روز که اومده بود خونمون خواهرم رفته بود بیرون

شروع مخ زنی Read More »

با سکس به اوج رفتم جایی بالاتر از ابرها

من بهار 24 ساله هستم.هنوز نمیدونم دارم خاطره ی بهترین یا تلخ ترین شب زندگیم رو مینویسم.شاهین پسر خیلی هاتی بودواحساسات قشنگی ام داشت شاید بخاطر این دو وجه اشتراک بود که تصمیم گرفتم واسه اولین بار یه دوس پسر برا خودم داشته باشم.قضیه 3سال پیشه.. قرار بود شب بریم خونش فیلم ببینیم.اونروز موهامو یه

با سکس به اوج رفتم جایی بالاتر از ابرها Read More »

دختر خاله حشري

داستان من از اونجايي شرو شد كه من با دختر. خالم خيلي راحت بودم، از روبوسي گرفته تا لباس راحت پوشيدن و حرف هاي ناجور زدن. اين ماجوا مال 3هفته پيشه كه من برا اين كه حالو هوايي عوض كنم رفتم تهران پيش خانواده مادري. من 20 سالمه قدم ١٨٤ هيكلم و قيافم خوبه. يه

دختر خاله حشري Read More »

اولین سکس فاطمه

سلام من یه هفته ست که با این جا آشنا شدم.فک کردم جای خوبی واسه گفتن چیزایی که تا حالا به کسی نگفتم باشه. من اسمم فاطمه ست و توی یه خانواده خیلی مذهبی زندگی میکنم.و چیزی که میخوام بگم از اینجا شروع میشه که یه روز که تو خونمون هیئت بود و خونمون خيلي

اولین سکس فاطمه Read More »

زیارت با دختر همکار

سلام دوستان من عرفان هستم و 25 سالمه داستانی که میخوام بکم واقعیه این داستان بر میگرده به 5سال پیش من 20 سالم بود مدرسم تموم شده بود مهر میخواستم برم دانشگاه تعطیلات تابستون بود بابام اومد خونه گفت با همکاراش قرار گذاشتن برن گردش شهرستان ما فسا میشینیم خلاصه قرار شد آخر هفته حرکت

زیارت با دختر همکار Read More »

سکس با آبجی مهشیدم

با سلام به همه این داستانی که من مینویسم نمیشه بهش گفت داستان چون همه چیش واقعیه من آرش 19 ساله یه خواهر دارم که اسمش مهشیده و 20 سالشه و تازگی ها هم ازدواج کرده در مورد خواهرم بگم یه دختر اندامی با 60 کیلو وزت و 170 قدش و سینه های خوشکل و

سکس با آبجی مهشیدم Read More »

امیر و ونوس

سلام اسم من ونوسه 17 سالمه و دوس پسرم اسمش امیره که یک سال ازمن بزرگتره.امیر سبزه بودو قد نسبتا بلندی داشت وهیکلش 20 بود. من چند بار رفته بودم خونشون اما این داستان ماله شبیه ک خونه تنها بودم بهش زنگ زدم اونم از خدا خواستو اومد.با هزار استرسو دلهره بردمش تو اتاقم لامپ خاموش

امیر و ونوس Read More »

درد میخاستم

سلام میخام داستان کون دادنم به بهرام رو بگم که فقط یکبار اتفاق افتاد ولی همیشه لذتش توی خاطرم میمونه.اول اینو بگم که رضا دوست فاب منه و به من خیلی تعصب داره و اصلا نمیذاره از خونه بدون اطلاع اون در بیام ولی یروز که با خونواده رفته بودم شمال اونجا با یه پسر

درد میخاستم Read More »

Scroll to Top