صیغه ای

این برای بار چندمی بود که میومد پیشم مثل همیشه رو مبل نشست و یه شربت براش حاضر کردم آوردم. کنارش نشستم گفتم: خیلی گرمه نه؟ – آره زودتر صیغه رو بخون خسته شدم. میخوام این چادر و روسری در بیارم. – چادرتو درآر بده من تا من آویزون کنم بگومهریت چی باشه و تا […]

صیغه ای Read More »

یه روز داغ با سکس

سلام من مهسا هستم و فقط 16سالمه..داستانی که میخوام براتون بگم ماله 3ماهه پیشه و واقعیته.با رضا مدتی بود دوس بودمو هم دیگه رو واقعا دوس داشتیم میدونستم حسش بهم واقعیه و اونجور که میگفت منو واسه ازدواج میخواس.. رضا خیلی پسر با حیایی بود واقعا ،دوسال از من بزرگتر بود و من اولین عشق

یه روز داغ با سکس Read More »

کردن کون نوشین

سلام مجید هستم(ابلته این اسم مستعارمه) 27 سالمه اهل مشهد لیسانس عمران دارم و مجرد.این اولین داستان سکسی منه. من در دوران دانشجوی سکس های زیادی داشتم که دوست دارم چندتاشون رو براتون تعریف کنم.این داستان نوشین دختر خوشگل و چشم سبزه. نوشین دوست .دوستم بود یک روز که تو خونه دانشجویمون خواب بودم دیدم

کردن کون نوشین Read More »

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد

یکی از روزای گرم تابستون که دلم برای عشقم یه ذره شده بود عزیزدلم پیام داد. یکم که حرف زدیم گفت بیا با هم یه دور بریم بیرون. شب پیشش زنگ زده بودم و کلی گریه کرده بودم که دلم تنگ شده. اوضاع رو مناسب دیدم سریع قبول کردم وگفتم: فقط یه شرط داره!!!! _

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد Read More »

سحر, کس فسقلی

سلام به همه عاشقان سکس وبچه های سکسی سایت منو رفیق های فابریک مصی صدا مکنن,خاطره ۱۰۰%واقعی وارزو میکنم قسمت همه عاشقان سکس بشه,جریان از پارسال شروع شد مغازه بودم ی مشتری خانم اومد شروع کرد سوال پرسیدن ازم در مورد ماهواره وقیمتش,که تو این فاصله چشمم به کیفش اوفتاد سیگار دیدم تو کیفش نمیدونم

سحر, کس فسقلی Read More »

دختر عمه با دل و جرات

اسمم آرشه و این خاطره مربوط میشه به دوران جوانی ام. این اولین باری که می خوام خاطره سکس با فامیلو واستون بنویسم. همیشه به این سایت میام و نوشته های بچه ها رو می خونم. وقتی به نظرات می رسم چیزای متفاوتی می بینم. از خوب بود… دروغ بود…. فحش و بد و بیرا

دختر عمه با دل و جرات Read More »

من و زن عمو الهام

سلام دوستان من تصمیم گرفتم یکی از خاطره ها مو واستون بنویسم ک درباره زن عموی عزیزم هست، اول از خودم بگم 19 سالمه و دانشجوام بعضی وقتا تو آژانسم کار میکنم ، از اصل داستان دور نشیم و درباره زن عموم بگم قدش 167 تقریبا کون و سینه سفید کلن خط لبش و مزه

من و زن عمو الهام Read More »

حسرت

طبق روال سابق از خواب بیدار شدم بی حوصله به سمت دستشویی مامانم: سلام صبح بخیر :سلام و رفتم دست شویی به دست صورتم اب زدم صبحونه خوردم رفتم پایه کامپیوتر تو فیسبوک بودم که رفیقم زنگ زد : سلام اون گوشی بی صاحابو روشن کن کیانا دهنمو سرویس کرد خدافظ . با بی میلی

حسرت Read More »

اولین تجربه گی

خوب یادمه 13سالم بود یه روز که دامادمون برای کاری باید میرفت یه شهر دیگه خواهرم تنها بود ، من و پسر عموم که 15 سالش بود رفتیم پیشش بخوابیم . اوایل تابستون بود تو شهر ما مردم تخت میذارن تو حیاط و پشه بند میذارن و رو تخت میخابن ، خواهر دامادمون هم بود

اولین تجربه گی Read More »

تجاوز دردناک به من و دوستم

سلام من الینا هستم و دوستام منو النا صدا می زنن این داستان دردناک منو دوستم بهاره هستش اون سال منو بهاره21سالمون بود داستان از اونجایی شروع می شه که یه بعد از ظهر منو بهترین دوستم بهاره توی یه پارک قدم می زدیم که دو تا پسره جلومون سبز شدن و بهمون خودشونو معرفی

تجاوز دردناک به من و دوستم Read More »

Scroll to Top