همه مریم ها باکره نیستند

مریم آنقدر ها که می گفت باکره نبود……….   سه ماهی بود که ازش سکس می خواستم وهمیشه می گفت قبل از ازدواج سکس نمی خواد منم توی ذهنم ازش یه فرشته پاک و معصوم ساخته بودم و هر روز با خودم تمرین می کردم که چطور این قضیه رو با مادرم در میون بذارم…یه […]

همه مریم ها باکره نیستند Read More »

تنها دوست دختر من

سال چهارم دبیرستان بودم حدودا 18 سال داشتم. سمیه هم دو ماه از من بزرگ تر بود. من و سمیه تو کتابخانه صناعی با هم آشنا شده بودیم. دختر بی اندازه خوشگل و خوش اندام و خوش سر زبونی بود. تا الان که این داستان رو مینویسم دختری به خوبی اون ندیدم. یک هفته ای

تنها دوست دختر من Read More »

سکس اجباری با پسرخاله شوهرم

سلام من طنازم 25 سالمه قدم 172 وزنم 65 کیلو هیکل خوش فرمو قیافه خوبی دارم.قاطع گفتم چون همه میگن.این خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم واسه دوسال قبله.که شوهرم سربازبودو صبح تا 2 میرفت سربازی.پسرخاله شوهرم(نادر) دانشجوی سنندج بود (ما سنندج زندگی میکنیم)همیشه برای آخر هفته ها میومد خونه ما.همینطور که میدونید کردها

سکس اجباری با پسرخاله شوهرم Read More »

مهندس پرواز و مهماندار حشری

سلام آرشم 32 سالمه مهندس هواپیمایی ماهان متاهل هم هستم این داستان من با یکی از مهماندارامونه اسمش سارا بود 27 سالش بود و مجرد خب از اونجایی که من ظاهر خوبی دارم و موهامم جو گندمیه که خیلی از دخترا دوست دارن تعداد زیادی از مهماندارامون تو نخه من هستن ولی چون زن دارم

مهندس پرواز و مهماندار حشری Read More »

سکس با مهناز

من امیر هستم 24سالمه این خاطر که میخوام براتون مینویسم برای سن18 سالگی مه. اگه خوشتون اومد از داستانم بگید تا جریان های بعدشم بگم. اون زمان بابام تو یه شهرک صنعتی سوله میساخت و قستمی که ما بودیم به غیر از سوله ما یه سوله تکمیل شده هم بود که صاحبش هنوز کارخونشو راه

سکس با مهناز Read More »

جی‌ جی‌ منو ناز خواهرم

سلام به همه دوستان من سینا هستم الان 21 سالمه داستان ماله 5 ساله پیشه زمانی که 16 سالم بود . من یه خواهر دارم اسمش سمیراس 2 سال از من کوچک تره اون موقع 14 سالش بود اتاق منو سمیرا یکیه و شبا پیش هم میخوابیم سمیرا خیلی سفید و خوشگله سینه های درشتیم

جی‌ جی‌ منو ناز خواهرم Read More »

پرستار اهل حال

ساعت 8شب بود و من و خانومم توي يه بيمارستان بوديم، خانومم به دليل استفاده از قرص ضد بارداري تو بيمارستان بستري شده بود و سرم تو دستش بود و من بالاي سرش نشسته بودم، تخت كناري ما يه خانم مسن بود كه كسي همراهش نبود و مسموم شده بود، يه پرستار هم هر از

پرستار اهل حال Read More »

پا روی همه چیزم گذاشتم

من یه پسر 24 ساله به اسم ح ! از خودم بگم فایدش چیه ؟! تابستون 91 بود آخرای تابستون بود که با دوست دخترم سر اینکه گیر داده بود من معتادم جدا شدیم عکسم بذار مال اون موقع خندتون میگیره باشگاه میرفتم حرفه ای کار می کردم 85 خشک داشتم برا مسابقات استانی اماده

پا روی همه چیزم گذاشتم Read More »

ماجراهای نیما و دوست دخترها

من الان 32 سالمه و این ماجرا سال پیش اتفاق افتاد. من نسبتا آدم حشری هستم و شاید دلیل اومدنم تو این سایت هم همین باشه! قبل از ازدواج چن تا دوست دختر داشتم که باهاشون سکس درست و حسابی نداشتم شاید نهایتا در حد لب و چن بار هم لاپایی، اما آخرین دوست دخترم

ماجراهای نیما و دوست دخترها Read More »

عرشیا و مزاحم تلفنی

سلام دوستان اسم من عرشیا هست این خاطره واقعیه ببخشید دفعه اول مینویسم چند سال پیش یه مزاحم تلفنی داشتم زنگ میزد عاشق حرف سکسی بود همش میپرسید چه جوری دوست داری بکنی و یهو قطع میکرد میگفت داداشم میاد هر کاری کردم سر قرار نیومد بهش گفتم اگه این هفته نیایی تموم بعد یه

عرشیا و مزاحم تلفنی Read More »

Scroll to Top