من و آیدا در یاسوج

من ارشاد هستم این داستان مربوط به سکس من و دخترداییم آیدا میشه که تو یاسوج اتفاق افتاد. روز پنجشنبه 7 شهریور بود از باشگاه برگشتم خونه که دیدم خاله ام خونمونه و دارن با مادرم آماده میشن برن بیرون. سلام کردم و داشتم میرفتم تو اتاقم که مامان گفت پسرم تا نرفتی دوش بگیری […]

من و آیدا در یاسوج Read More »

دلم واسه سکس با عشقم تنگ شده

سلام اسم من نیلوفره اولین باره ک خاطرمو مینویسم   من 22سالمه و عشقم امیر 23 خیلی همو دوس داریم و 4سالم هست ک باهمیم من و امیرم خیلی همدیگرو دوس دارم اینم بگم ک من و عشقم تا 1سال اول رابطمون اصلا سکس نداشتیم و بعداز اونم فقط ب خاطراسرار عشقم بود ن این

دلم واسه سکس با عشقم تنگ شده Read More »

سکس با دخترخاله و دوستش

سلام اسم من سهيل است 25سال سن دارم يه پسر مودب آرام تميز بطوري كه تو فاميل مامانم اينا من شاه پسر فاميلم همه من سركوب پسرهاشون ميكنن،من يه دخترخاله دارم بنام صنم كه از بچگي دوستش داشتم تابستونا باهم بوديم زهمون بچگي ميخواستم باهش عروسي كنم اما هيچكي جدي نميگرفت فكر ميكردن شوخي ميكنم

سکس با دخترخاله و دوستش Read More »

سکس من و روزبه

سلام.من شیما هستم.اول دبیرستانم.قدم 168 و وزنم 52.میخوام براتون خاطره ی اولین سکسم با دوست پسرم روزبه که 18 سالشه،رو تعریف کنم.با روزبه 3 سال بود که دوست بودم.پسر خیلی مهربون و صادقی بود. روزبه خیلی بهم اعتماد داشت اونقدر که شماره ی تلفن خونه و شماره ی موبایل پدر و مادرشو و همچنین آدرس

سکس من و روزبه Read More »

سکس با مشتری مغازه

سلام   اسم من محسنه 25سال دارم و تو یکی از شهرهای استان لرستان زندگی میکنم و یه مغازه موبایل فروشی تو طبقه زیرین یه پاساژ دارم.یه روز سر ظهر میخواستم که دختر حدودا 23 ساله اومد وگفت مموری گوشیم فرمت شده و بعضی اطلاعاتشو نیاز دارم آدرس دادن که شما میتونید ریکاوری کنید منم

سکس با مشتری مغازه Read More »

بهترین شرکای سکسی

اسم من کیان و34سالمه.یه دوست خیلی صمیمی به اسم مجید دارم که اونم 33سالشه وفقط چندماه ازمن کوچکتر. من و مجید ازدوران داشجویی با هم بودیم ورابطه خیلی خوبی باهم داشتیم.این دوست ما یه دخترخاله به اسم پریا داره که حدود 5 سال پیش با هم ازدواج کردن وبه چشم خواهری خیلی خوشگل وخوش استیل.وچون

بهترین شرکای سکسی Read More »

ماساژ تایلندی مهسا

من مهسا هستم 28 ساله از ارومیه 5 ساله که ازدواج کردم و خلیی هم خوشبختم و همسرم رو هم خیلی دوست دارم. داستان من از اونجا شروع می شه که من دختر خیلی حشری و هاتی هستم و اکثر اوقات که همسرم کار نداشته باشه و خونه باشه دو یا سه بار در روز

ماساژ تایلندی مهسا Read More »

تلافی با سکس

سلام – داستانی که براتون تعریف میکنم مربوط به 40 روز پیشه – من و داداشم با هم خیلی نداریم و جدا از برادری با هم کلی رفیقیم – اختلاف سنی مون هم 3 سال بیشتر نیست – خلاصه داستان از اونجایی شروع شد که برادرم یه دوست دختر داشت که اسمش لیلا بود و

تلافی با سکس Read More »

لذت وصف نشدنی سکس زنم با غریبه

از سر جهار راه دور زدم ی خانم تپل ایستاده بود وایسادم سوار شد گفتم مسیرت کجاس گفت منو ببین بعد بپرس کجا میرم پرسیدم اهل سکسی گفتش چند میدی جا هم دارم پول احتیاج دارم 100 پیشنهاد دادم که ارزششو داشت قبول کرد رفتیم آپارتمانش آماده سکس شدیم بهش گفتم من دوست دارم زنم

لذت وصف نشدنی سکس زنم با غریبه Read More »

حقایقی درباره مینا

مینا دختر عموی منه. اون روزها که 19 سال بیشتر نداشتم (الان 33 ساله ام)، زیاد خونه عموم اینا میرفتم. مینا تازه دانشجو شده بود و از رشته ای که انتخاب کرده بود ناراضی بود. عشق اینو داشت که سیگار بکشه، ویسکی بخوره و آزاد و راحت باشه. البته اینو هم بگم که از این

حقایقی درباره مینا Read More »

Scroll to Top