سکس با هم باشگاهیم

من امیر 18سالمه و بچه ی تهرانم من دریک باشگاه در جنوب شهرورزش میکنم.همه چی از زمانی شروع شد که یک عضو جدیدی وارد باشگاهمون شد. این موضوع برمیگرده به3ماه پیش. شایدباورنکنید از همون اولی که اومد باشگاه توجهم بهش جلب شدو برای اولین بار تو باشگاه سیخ کردم.اسمش محسن بود2راهنمایی، لاغر، سفید و از […]

سکس با هم باشگاهیم Read More »

هیچی مثل کیر نمیشه

من از مهسا2سال بزرگترم هیکلمم بزرگتره.مهسا ازبچگی کونش میخواریدهمیشه وقتی کنار من میخوابید باهام ورمی رفت ولی من بهش اهمیت نمیدادم تاوقتی کیر هست دیگه مهسا به چه دردم میخورد زدوکنکورقبول نشدم مجبور شدم ی سال پشت کنکور بمونم رابطه ام با بیرون کم شده بود وفقط به کلاس زبان میرفتم و بیشتر تو خونه

هیچی مثل کیر نمیشه Read More »

سکس به یادموندنی منو زهره

این خاطره که می نویسم مربوط به 5 سال پیش میشه تقریبا 23 سالم بود. تا اون موقع با کسی سکس کامل نکرده بودم چندتا دوست دوختر داشتم ولی به خاطر این که دختر بودن سکس باهاشون برام جذاب نبود. اینم بگم که اصلا علاقه ای به سکس از کون ندارم. سری اول که باهاش

سکس به یادموندنی منو زهره Read More »

ميخواستم قبول نكنم اما…

  داشت برف ميومد و منتظر بودم تا سامان برسه با خودم فك ميكردم اگه خانوادم دوستيم باهاشو بفهمن چي كارم ميكنن؟ خانواده مذهبي ندارم ولي رو اين يه مورد خيلي حساسن نزديك يه سال بود كه باهاش بودم و نميتونستم ازش دل بكنم.چند بار خواسنه بودم ولي نشد. الانم كه واسه اولين بار داش

ميخواستم قبول نكنم اما… Read More »

مهمونی رفتن خواهرم

یک ماه بود که خواهرم عروسی کرده بود اون 23 سال داشت و من 18 ساله بودم صبح مادرم یه جفت کفش داد گفت ببر خونه خواهرت امشب میخواد بره مهمونی.   ساعت 10 صبح رسیدم درو باز کرد رفتم بالا کفشو بهش دادم گفت یه کم بشین کارت دارم نشستم رو مبل رفت تو

مهمونی رفتن خواهرم Read More »

سكس زوري با شهلا جون

من نسرين 29 سالمه 2جنسه تهران.ميخوام داستان سكس زوري با شهلا جونو براتون بگم.   شهلا يه زن 35 ساله فوق العاده سكسيه . خيلي از خانومايي كه واسه آرايش ميومدن پيش شهلا بهم ميگفتن كه شهلا تحريكشون ميكنه با اينكه خانوم هستن . به جز آرايشگر بودن واسه من يه دوست خيلي صميميه .

سكس زوري با شهلا جون Read More »

سکس با اکرم

اکرم همسایه مادربزرگم بود و هر وقت ما میرفتیم اونجا کم و بیش میومدن خونه مادربزرگم و از دوران نوجوانی با هم کلام بودیم اون روزها که میومد به همراه پسر خواهرش بود و میشستیم همگی دور هم و هر از گاهی جوک مگفتیم و البته از طرف اون دوتا،جوکای ناجور من اهلش نبودیم و

سکس با اکرم Read More »

زن شهید لبنان

سلام . دوم راهنمایی بودم تو مدرسه یه گروه برا خودم درست کرده بودم 3-4تا بچه شرم توش بودن منم سردستشون اون موقع فقط به فکر دعوا و گرفتن حال بچه خرخونا بودیم تا این که یه هم کلاسی دیگه که تازه اومده بود به مدرسه ما به ما ملحق شد اسمش مقداد بود بچه

زن شهید لبنان Read More »

مامانم و حسین آقا

من 24 سالمه و اسم مستعارم میثم یک خواهر26 ساله دارم و یه خواهر 18 ساله… مادرم زن خوب مهربون خوش تیپ و زیباییه و کدبانوی خوبیه .اسم خواهرها و مادرمو نمیگم . قصد ندارم با حرفای دروغ جلب توجه کنم فقط بخونید و نظر با خودتون.   از وقتی یادمه مادرم به لباس و

مامانم و حسین آقا Read More »

اولین کونو به داییم دادم

امروز میخوام خاطره ی اولین سکسم وبراتون بنویسم اول ازخودم بگم من ی دختر سبزه باقد172ووزنم57کیلو وسایز سینه هام75 وهیکل خوبی دارم. من ی دایی دارم 7سال ازخودم بزرگتره از بچگی خیلی باهم صمیمی بودیم موقع خوابیدن همیشه کنار هم میخوابیدیم حدود 4سال پیش وقتی15سالم بود ی روز داییم اومد خونمون منم مثل همیشه کلی

اولین کونو به داییم دادم Read More »

Scroll to Top