نقشه ی کیوان برای کس من

سلام به همه اسمم دنيا 27 سالمه و قد 168 و وزنم 64 از لحاظ زيبايي فقط ميتونم بگم خدا خيلي به من لطف داشته.. جريان بر ميگرده به آبان93 حدود 7 ماه ميشد كه از دوس پسرم جدا شده بودم و اون واسه هميشه رفت انگليس.. تنها شده بودم و بي حوصله يه دوست […]

نقشه ی کیوان برای کس من Read More »

سکس من با یه زن جلو شوهرش

سلام دوستان.   من سینا هستم 25 سالمه،این داستان مربوط به سکس من با یه زن جلو شوهرشه که مربوط به همین عید94 هستش،زن اسمش شراره 25 و شوهرش اسمش عرفان 27 ساله بود،ساکن یکی از استان های شمالی هستم،داستان من از اونجا شروع میشه که من از طریق سایت با یه زوج آشنا شدم،گفتن

سکس من با یه زن جلو شوهرش Read More »

روزگار سیاوش

صدای در رو که شنیدم ، آخرین پک سنگین رو به سیگار زدمو ، ته سیگارم رو با حرکت دو انگشتم به دورترین نقطه ممکن پرت کردم ، نسیم سرد شب زمستونی پوست تازه اصلاح شده صورتم رو مور مور میکرد ، اما من عاشق سرما بودم و از سوز سرما لذت میبردم ، صدای

روزگار سیاوش Read More »

دوستت دارم

با عجله از پله ها پایین اومدم و جلوی در همسایمون گوش وایسادم. این دفعه دیگه مثل اینکه واقعاً یه خبرایی بود. سابقه نداشت صدای شکستن ظرف بشنوم. اصولاً همیشه یه داد و فریاد چند دقیقه ای که بعدش هم با صدای ماشین شوهره قطع میشد ولی ایندفعه داشتن بیش از حد طولش میدادن. -خانوم

دوستت دارم Read More »

کون خاله ژاله

سلام. اسمم میثم و 24 سالمه …  یه خواهر زاده دارم 5 سالشه من هر روز عصر که از سر کار میومدم اول میرفتم اینو از مهد کودک میاوردم بعد میرسوندمش خونه و خودمم میرفتم خونه، بچه های مهد یه مربی داشتن که همیشه تو کفش بودم بد جوری … بهش میگفتن خاله ژاله، خاله ژاله

کون خاله ژاله Read More »

اتفاقی که افتاد

سلام دوستان . من امیرم 24 سالمه و داستانی که میخوام تعریف کنم برای 6 سال پیشه. *** داستان از اونجایی شروع شد که من با یکی از رفیقام خیلی تو مدرسه صمیمی بودم.یه روز دیدم حالش خیلی بده. ولی به روش نیاوردم. یه دوهفته ای گزشت دیدم حاش خوب نمیشه و کسله.رفتم پیشش گفتم

اتفاقی که افتاد Read More »

لز داغ من و المیرا جونم

سلام. اسم من مهسا ست و اتفاق ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به چهار سال پیشه شهریور ماه بود مرداد ماه بود و من منتظر اعلام نتیجه کنکور بودم دل تو دلم نبود که مامانم به بابام گفت برای اینکه من یه استراحتی بکنم بریم اهواز خونه خالم اینا خالم با دخترش وشوهرش

لز داغ من و المیرا جونم Read More »

تلخ و شیرین

سلام من اسمم سیما ست می خوام یکم از سکس هام بگم من یه دوست داشتم به اسم بیتا تازه ازدواج کرده بودم بیتا آنقدر تو زندگیم فضولی کرد که باعث شد از شوهرم طلاق بگیرم من مادر نداشتم رفتم با پدرم زندگی کردم تا اینکه پدرمم مرد و برام یه خونه 500 متری به

تلخ و شیرین Read More »

جر خوردن کونم تقصیر خودم بود

اسمم سارا و الان ٢٠ سالمه اين خاطره تقريبا مال دو سال پيشه وقتي كنكوري بودم خانوادم مذهبيه و خودمم هيچ وقت با هيچ پسري در ارتباط نبودم…   اوايل سال تحصيلي بود كه تو يكي از برنامه هاي گوشي با پسري به اسم امير اشنا شدم اوايل از فيسش خوشم نميومد ولي به خاطر نيازه روحيم

جر خوردن کونم تقصیر خودم بود Read More »

ضربدری ما چهار نفر

سلام . من علی 22 ساله از تهران هستم با قد 179 و وزن 72 پوست سبزه و اندام تقریبا یخورده لاغر با کیر 17سانت… من ی دوست ب اسم نیما دارم ک ی خورده دیوونس،همین ی ماه پیش توی مغازش نشسته بود ک ی دختره میاد آجیل میگیره برا عید ک اونجور ک نیما

ضربدری ما چهار نفر Read More »

Scroll to Top