لز به یادموندنی من و عشقم

سلام. خاطره ای که میخوام براتونم برمیگرده به یکسال پیش من 26 سالمه تو دوران راهنمایی دوستی داشتم به اسم ریحانه که خیلی به نسبت سنمون شیطون و هات بود. یادمه همیشه زنگای آزاد واسه هم چرت و پرتای سکسی تعریف میکردیم وقتیم برمیگشتم خونه شرتم خیس خیس بود،بگذریم بعد از چند سال که بعلت […]

لز به یادموندنی من و عشقم Read More »

سکس با مامان سکسی

سلام. من سپهر هستم 19 ساله از اراک خاطره ای که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به 20 روز قبل که مدارس تعطیل شدن منم بیکاربودم ی روز داشتم نت گردی میگردم رفتم تو ی سایت سکسی ی فیلم پیداکردم که سکس تو حالت بیهوشی بود حقیقتش خیلی روم تاثیر گذاشت و بد افتادم به فکرش

سکس با مامان سکسی Read More »

وای که چه کوسی داره دوست زنم

سلام. من فرزاد هستم. 32 سالمه و زنم مینا 25 سالشه. ما حدود 3 ساله ازدواج کردیم. من یه کارگاه تولیدی دارم. داستانی که می خوام براتون بگم مربوط به یک ماه قبل و فروردین 94 است. زنم یه دوست داره به اسم زویا که دختر بسیار نازی بود. زویا اسفند 93 با یه تعمیرکار

وای که چه کوسی داره دوست زنم Read More »

بکن بکن تو باغ بادوم

سلام. من تو یکی از شهرستانهای اطرافه اصفهان زندگی میکنم.40 سالمه و168قدم,وزنمم 58 هستش.لاغرم و زیاد خوش یه ظاهره معمولیم دارم. چند وقتیه میرم تو چت و با دخترا دوست میشم البته به خاطره این که سنم بالاست یکم طول میکشه تا با یکی دوست بشم اما من حوصله دارم و وقته زیادی برا این

بکن بکن تو باغ بادوم Read More »

سکس با آبجی چادری

سلام دوستان. سهیلم.داستانم مال سال86 هستش که30ساله بودم، من و حمید (یکی ازهمکارام) برای مأموریت اداری 6 ماه رفته بودیم تهران. تویکی ازهتلهای بی ستاره مرکز شهرازطرف شرکت رزرو شده بودیم.   پنج شنبه جمعه ها دوستم گفت میرم خونه مادرزنم اگه میخای توهم بیا.چون داشت تعارف میکرد ازش تشکرکردم و بخداسپردمش. منم تایکماه اول

سکس با آبجی چادری Read More »

عشق مهسا قسمت من بود

سلام اسم من ماکانه 23 سالمه و بچه ی تهرانم…   از بچگی مو های قهوه ایم و چشم های سبزآبیم توی فامیل زبانزد بود و در کل از بچگی خوش قیافه بودم گذشت تا من بزرگ شدم و با استفاده از باشگاه و ورزش هیکل قشنگی هم برای خودم درست کردم ولی با این

عشق مهسا قسمت من بود Read More »

کشف یک لذت

سلام خدمت دوستان.   امیر هستم 25 ساله. قد 177 وزن 72. حقیقتش رابطه با دختر واسم عادی شده بود دیگه زیاد واسم لذت نداشت. یه بار که پیش دوس دخترم بودم به گفته او 69 شدیم که واسه هم بخوریم داشتم با لذت تمام کوسشو لیس میزدم اونم کیرمو. بعد 5 دقیقه لیسیدن کوسش

کشف یک لذت Read More »

ماجرای کردن فریبا زن دایی نازم

با سلام. اسمم كامرانه و الان ٣٤ سالمه. واقعيتي رو ميخوام براتون بنويسم مربوط ميشه به سال ٨٨ من يه زندايي دارم به اسم فريبا كه قد متوسطي داره با سينه هاي ٨٠ و كون خوشگل… *** داييه من سال ٧٠ ازدواج كرد با زنداييم و از وقتي كه زندايي وارد زندگي ما شد من

ماجرای کردن فریبا زن دایی نازم Read More »

آخرین سکس با زنم

داستان از جایی شروع شد که بهش اس دادم گفتم من امشب خونه تنهام میای پیشم که مثل قدیما ی شب تو بغل هم باشیم اونم بعد از کلی منو من کردن قبول کرد قرار شد ساعت هشت شب برم دنبالش…   ساعت هفت و نیم بود حرکت کردم رفتم دنبالش تو راه پیام دادم

آخرین سکس با زنم Read More »

سکس ضربدری در جزیره‌ کیش

با سحر خیلی‌ صحبت کردم که با شوهرش بیان و با همدیگه بریم کیش که آخر راضی‌ شد که بیان…   *** بالاخره روزه رفتنمون رسید،امیر علی زنگ زد گفت ساعت 8 شب پروازمونه، کلی خوشحال شدم و گفتم باشه به سحر میگم که گفت نیما بهش گفته،بعد از کمی صحبت خداحافظی کردیم.رفتم که وسایلمو

سکس ضربدری در جزیره‌ کیش Read More »

Scroll to Top