کون دادن به مدیر با تجربه

سلام. اسم من رهامه 20 سالمه یه پسر بسیار بسیار خوشگل و نازم اینو همه بهم میگن 65 کیلوام و قدم 170 سانت است تو هلند زندگی میکنم یعنی خونوادگی تو هلندیم 2 ساله که اومدیم اینجا. تو ایران (تهران) که بودم هر کجا که میرفتم مغازه یا سوپر مارکت یا خیابون مردها و پسرها […]

کون دادن به مدیر با تجربه Read More »

اول کون بعدشم کوس

سلام اسم من مريم هست كه الان ٢٢ سال دارم هيكلمم بد ني نميخوام تعريف كنم اما خوبه… *** حدود سه سال قبل بود كه من در استخر خونمون بودم و خانواده داييمم خونمون بودن من با بسر دايمم كه دوسال ازم بزركتره خيلي راحت بودم من تو استخر با سوتين و شرت بودم كه

اول کون بعدشم کوس Read More »

خودش خواست پردشو بزنم

سلام. من امیرم 17 سالمه اهل تهرانم قدم 189 وزنم هم 82 بدنسازی هم کار می کنم کیرم 28 سانته کلفت هم هست یه دختر خاله دارم 15 ساله با سینه هایی کوچیک و ناز من اون با هم خیلی راحتیم یه بار رفته بودم خونه ی مادر بزرگم مادر بزرگم و همه ی فامیل

خودش خواست پردشو بزنم Read More »

داستان سکس با دختر خاله جندم

با سلام. اسمم من یزدانه 18 سالمه و ی پسر خوش قیافه و خوشتیپ هستم. داستان از اونجایی شروع شدکه ما بد جور تو کف دختر خالمون بودیم.خلاصه همیشه در ذهنم باهاش حال میکردم تا اینکه ی روز رفتیم خونشون و ماهم طبق معمول که دیدمش کیرم شق شق شد.منم کیر دراز و کلفتی دارم

داستان سکس با دختر خاله جندم Read More »

عشق پنهان من و وحید

مادر هامون عضو اولیا مربیان مدرسه بودند . آشنایی من با وحید طی رفت و آمد مادرهامون هر روز بیشتر میشد. یادمه ک ده یازده سال بیشتر نداشتم و وحید هم یک سال از من بزرگتر بود . به بهونه سگا بازی کردن بیشتر روزها با هم بودیم . تا اینکه یه روز به بهونه

عشق پنهان من و وحید Read More »

اول منو کرد بعد گفت‌ بکنمش

سلام. این اولین باره می خوام جایی چیزی بنویسم . پس از دوستان می خوام که ضعیف بودن نگارشمو ببخشن… *** همیشه دوست داشتم و دارم که یه خانم بهم تحکم کنه و هر کاری می خواد بکنه باهام . تا اینکه از طریق نت با یه خانم اشنا شدم دقیقا با شرایطی که دوست

اول منو کرد بعد گفت‌ بکنمش Read More »

چشمش دنبال کیر داداشم بود

سلام به همه .   روناک هستم تو یکی از شهرستانای قشنگ ایران بدنیا اومدم . ی داداش دارم که تنها هم بازیم بود چون تو اپارتمانی که زندگی میکردیم هم سن وسال نداشتیم اصلا من هشت و برادرم 10 سالش بود که رفتیم استقبال خانواده ی داییم اینا که بعد از ده سال برگشته

چشمش دنبال کیر داداشم بود Read More »

پسری که من میخواستم

همیشه به خودم می گفتم چرا هیشکی رو نمی تونم پیدا کنم که بتونم باهاش سکس داشته باشم و آسوده و با خیال راحت زندگیمون بگذره و بدون استرس بتونم باهاش باشم … *** این مشکلی بود که من همیشه داشتم , هم می ترسیدم به کسی بگم که من همجنسبازم و هم اینکه سعی می

پسری که من میخواستم Read More »

کس شعر

داستان یک کیرویک کس ( شعر نو ) *** روزی ازبهمن،که زمستان بودوهوابسیارکیری بود کیرمن آن روزصبح،ازخواب برخواست ودلش کس خواست… گفتمش ای کیرمن قریان آن کلاهک هسته ایت درچنین روزی که هواتخمی وابری است استراحت کن… کیرگریان شد ناله کردوفحش میدادم گفت ای کونی من کس میخواهم من کس میخواهم من کس میخواهم… گفتمش

کس شعر Read More »

اونشب كون رو به به باد دادم

سلام به همه ی برو بکس حشری. اسم من عليه. داستان دادن چند وقت پيشمو ميخوام تعريف كنم… *** چند وقت پيش يكي از دوستام بهم زنگ زد گفت خانوادم رفتن شهرستان بيا اينجا بمون من قبلا چند شبي پيشش مونده بودم ولي كاري نكرده بود. خلاصه شب رفتم اونجا دوتا از بچه محلامونم بودن يكم نشستيم

اونشب كون رو به به باد دادم Read More »

Scroll to Top