سکس در شب مهتابی
مثل همیشه دستم زیر سرش بود و طاق باز خوابیده بودم. نور کمی از لای پرده ی اتاق وارد میشد. اما اذیت کننده نبود. برگشتم به طرف صورتش. چه زیبا خوابیده بود. صورتی سبزه که زیر نور کمی که توی اتاق بود بسیار زیباتر از همیشه به نظر میرسید. بی اختیار دستم رو توی موهاش […]
