به ریسکش می‌‌ارزید

درود دوستان محمدم بیست و یک ساله….قد 178 و هفتادو هفت وزن…این داستانم واسه شیش ماه پیشه…   تو کوچه ای ک ما میشینیم تقریبا قشر متوسط رو به بالای جامعه اند و زیاد اهل مذهب نیستن …. یه روز تو مغازه ی رفیقم ک یه سوپری بود نشسته بودم و طبق عادت داشتم بجاش […]

به ریسکش می‌‌ارزید Read More »

سکس با همکار زیبا و سکسی

سلام . اسم من وحید هستش 30 سالمه و منم میخوام از یه خاطره ای براتون بگم که شاید نزدیک به یکسال منتظره اتفاقش بودم … *** اولش باید بگم که حدود 2 سالی میشه که من وارد یه اداره نیمه دولتی شدم و به عنوان کارشناس اداری مشغول به کار هستم . شاه ماهیه

سکس با همکار زیبا و سکسی Read More »

مامان کونی من

آرش هستم… *** چارده سالم بود. از یه شهر کوچیک. خیلیا همدیگه میشناسن از یک سال پیش من تو خونه با مادر و خواهرم هم خیلی بد اخلاق و بد دهن شدم. از بس تو کوچه و مدرسه با بچه ها فحش میدبم تو خونه هم هروقت با مامانم و خواهرم که دو سال از

مامان کونی من Read More »

تازه کار

تو دفتر آژانس نشسته بودم و سرگرم تماشای تلویزیون .. لعنت به این زندگی که با فوق لیسانس باید بشینی و توی آژانس کار کنی . ولی به خاطر این که خرج زندگی رو پیش ببرم مجبور بودم که رانندگی کنم . نوبتم که رسید رفتم به آدرسی که داده بودن.مدیر سفارش کرده بود که مشتری خاص

تازه کار Read More »

فتح کس خواهرزنم

سلام من به همه .این داستان مربوط میشه به ۶ ماه پیش …   اسمم محسن هست ۳۰ سالمه ,۵ ساله ازدواج کردم بچه دار نمیشیم زنم مریضیه خاصی داره دکترا گفتن بچه دار بشه از بین میره بریم سره اصل داستان یه خواهرزن دارم اسمش مریمه ۲۳ سالشه اندامش معمولیه لاغره فقط سینه و

فتح کس خواهرزنم Read More »

اولین بار که کیرو تو کونم حس کردم

سلام دوستان . این خاطره ای ک میخام بگم راجب اولین سکسمه…یعنی اولین بار که کیرو تو کونم حس کردم…از داستان های سکسی زیاد خوشم میاد..بخاط همین تصمیم گرفتم خاطره خودمم بگم… *** اول از خودم بگم ک 21سالمه..بدن سفید و کون گوشتی و نرمی دارم..حس همجنسبازی خیلی وقته دارمش ولی ترس اینکه ابروم بره

اولین بار که کیرو تو کونم حس کردم Read More »

لذت بخش ترین رابطه جنسی و واقعی با مادرم

پدرم پیش ما نبود. رفته بود خارج از کشور ودیگه به قول خودش راه بازگشت نداشت. او ومادرم زیاد با هم سازگار نبودند،خیلی اصرار کرد که ما هم با او برویم اما دیگه جور نشد…   وضع مالی مان بد نبود،خانه از خودمان بودوپول کافی هم داشتیم؛فقط یک خواهر داشتم که اوهم ازدواج کرده بودودر

لذت بخش ترین رابطه جنسی و واقعی با مادرم Read More »

اینطوری شد که جنده شدم

اسمم رهاست و ٢٣ سالمه… *** تقريبا ١٨ سالم بود كه به اصرار خانوادم واسه تحصيل اومدم المان… اوايل خيلي سخت بود تنهايي و غربت واقعا بهم فشار مياورد تا كم كم دوست پيدا كردم و افتادم تو دور،هر شب پارتي و ديسكو و كلاب اون موقع ها هفته اي يه دوست پسر عوض مي

اینطوری شد که جنده شدم Read More »

گاییدن کس و کون فیروزه جون

سلام من مهران هستم ۲۷ ساله از شیراز قدم ۱۸۰ وزنم۸۰ با یه کیر ۱۸ سانتی اما کلفت.خیلی هم کون دوست دارم.چند سال پیش من تو دانشگاه با یه پسری آشنا شدم که اون متاهل بود.چند بار اونا وما با هم رفت واومد کردیم.البته این دوستم سعید زنش به اسم فیروزه که هم خیلی خوشگل

گاییدن کس و کون فیروزه جون Read More »

صبح رویایی من و مهسا

داستان این بود که با پویا و مونا و مهسا چهار تایی رفتیم شمال و اینم اتفاقات روز دوم…   صبح که بلند شدم کاملا شارژ و سرحال بودم. سکس همزمان دیشبم با این 2 تا دختر خوشگل و شهوتی احساس خیلی خاصی برای من به وجود آورده بود. مدام به لحظات دیشب فکر می

صبح رویایی من و مهسا Read More »

Scroll to Top