سکس عالی‌ با دختر عموی‌ حشریم

سلام اسمم میلاد ۲۲ سالم *** کوچیک که بودم زن عمو هام عاشقم بودن و همیشه اطراف من بودند وقتی رفتم دانشگاه دختر های دانشگاه هم عاشقم شده بود و همش سعی میکردند خودشون به من نزدیک کنند من دوس دختر زیاد داشتم یه روز که رفتم سرکلاس یه دختره که من اسمشو میزار لیلی […]

سکس عالی‌ با دختر عموی‌ حشریم Read More »

تن فروش

سلام دوستان .داستان مال 3 سال پیشه… ***   من شاهینم 29 سالمه اهل کرجم . خونمم گوهردشته . قد نسبتا بلندی دارم . باشگاه بدنسازی ام خیلی وقته میرم . اگه تا حالا اومده باشین گوهردشت کرج میدونین که تو تابستونا نزدیک پارک هفتم شبا دست فروشا میان جنساشونو میفروشن . یه شب مثله

تن فروش Read More »

دکتر سادیست

تو !!!! تو کی هستی ؟! کجا رو دید می زنی ابله ؟! اینجا چیکار داری ؟! چرا اومدی ؟! دنبال چی هستی؟! چرا ترسیدی ؟!! -من نترسیدم ! -تو ترسیدی ! از نگاهت مشخصه !! -نه نترسیدم ! -سیگارتو خاموش کن , مگه نمی دونی من آسم دارم احمق ؟! -من سیگار نمی کشم

دکتر سادیست Read More »

کون دادن تو استخر خونه

سلام اسم من نیما س و داستان برمی گرده به  16 سالگیم… *** من و دوستم شاهین که تو یه محل از محلهای شمال غرب تهران زندگی میکردیم وقتی تابستون شد با هم رفتیم باشگاه فوتبال تست دادیم منو شاهین قبول شدیم با هم میرفتیم باشگاه با هم بر میگشتیم .اینو بگم که من بدن تو پر

کون دادن تو استخر خونه Read More »

لز خشن با صاحبکارم

سلام. نازنین هستم 20 سالمه یه دخمل نازک نارنجی و مهربونم با تیپ تین ایجری میخوام براتون یه داستان لزمو تعریف کنم که واقعا اتفاق افتاده حدود دوسال پیش بود تازه دیپلمه تجربیمو گرفته بودم بر خلاف نظرمامان بابام تصمیم گرفتم ترک تحصیل کنم و برم سره کار تو روزنامه یه آگهی دیدم نوشته بود

لز خشن با صاحبکارم Read More »

خواهر زاده ی سکسی من

سلام به همه.   این داستان یا خاطره که واستون میگم مربوط به خیلی سالها پیشه زمانی که من ۱۷ سالم بود ،اسم من نیما هستش و چون کوچکترین فرزند خونواده بودم اختلاف سنیم با خواهر زاده و برادر زاده هام‌کم بود . بزرگترین اونا فاطی بود که ۳ سال از من کوچیکتر بود ،

خواهر زاده ی سکسی من Read More »

مازوخیسم

این پسر جدیده که کارای خونه رو انجام میده،سوران،خیلی حرفه ایه!قبلا هم به ارباب خدمت کرده،نمیدونم چرا دوباره اومده خونمون!البته ارباب اشاره کرد که دوس داره یکی کارای خونه رو بکنه و اینکه دستپختش قطعا از من بهتره!ولی بعضی وقتا بهش حسادت میکنم،عمیقا حسادت میکنم،امشب لازانیا پخته! یه شلوار لاتکس مشکی پوشیده و قلاده اش

مازوخیسم Read More »

سکس با شیرین

سلام دوستان عزیز اسم من آراز هست 33 سال دارم این داستان مال سال 86 هست گه اولین سکسم را تجربه کردم… *** من سال 86 تو یه مغازه ای کار میکردم گه تو کار موبایل بودیم یه روز یکی از مشتری بهم پشنهاد داد بریم ناهار بیرون رفیتم سر خوردن ناهار باهم در مورد

سکس با شیرین Read More »

سکس زوری با مادرزن خوشگلم

سلام خاطره ای که براتون تعریف میکنم  واقعیت داره من اهل شمال کشورم توی یکی از شهرای مازندران زندگی میکنم… *** سال 87 بود که نامزد کردم و سال 90 عروسی کردیم و رفتیم سره خونه زندگی اوایل من به مادر زنم اصلا چشم نداشتم همیشه بهش احترام میذاشتم از مادرزنم بگم.یه زن 50 ساله

سکس زوری با مادرزن خوشگلم Read More »

دکتر سن بالا و حال دادن به کون من

سلام داستان بر ميگرده به ٤ -٥ سال قبل يعني بهمن ماه سال ١٣٩٠ *** احساس سرما خوردگي كمي داشتم ولي از اونجا كه تو شهر غريب دانشجو بودم (يكي از شهر هاي شمالي) رفتم دكتر ساعت ١١:٣٠ شب و خوشبختانه كسي منتظر براي ورود به مطب دكتر نبود و بدون فوت وقت وارد اتاق

دکتر سن بالا و حال دادن به کون من Read More »

Scroll to Top