خونه ی مادر بزرگه هزار تا قصه داره

از وقتی سیزده چهارده ساله بود تحت نظر داشتمش.خیلی با هم صمیمی بودیم من ازش یک سال و اندی بزرگتر‌ بودم.اون هم به چشم یک برادر بهم نگاه میکرد و هر مشکلی داشت با من در میون میذاشت.یک سال قبل از این ماجرا برادر بزرگترش که از من دو سال بزرگتر بود مسائل جنسی رو […]

خونه ی مادر بزرگه هزار تا قصه داره Read More »

نامزد داشت ولی کردمش

سلام من امید هستم 23 سالمه این داستان بر میگرده به دوسال پیش من تو یه شرکت کار میکردم که کلی دختر هم اونجا کار میکردن البته بیشتر دخترا ترشیده بودن واز سر بیکاری سر رفتن حوصله اومده بودن کار کنن بعضی از دخترا هم از سر نا چاری و نداری برخی از این دخترا

نامزد داشت ولی کردمش Read More »

روانکاوی یک قربانی

نوه دختری اش که پرستار است او را به «آلاله» معرفی کرد و آلاله که مددکار اجتماعی است غم زده در حد یک گپ دوستانه جریان را برای من گفت. از او خواستم مرا با پیرزن آشنا کند. پیرزن نمی‌دانست دقیقا” چرا باید حرف بزند و ما چه کسانی هستیم، ولی به نوه اش اعتماد

روانکاوی یک قربانی Read More »

میسترس شدم میلیونر شدم

سارا هستم 23 ساله حدود سه سال پیش بود که دنبال یه دوست پسر خوب بودم که ساپورت مالیم کنه برای همین تو یکی از چت روم ها پیام گذاشتم سارا 20 یه دختر معمولی هستم دنبال یه دوست پسر که ساپورتم کنه فقط پیام بفرستید خواستم خودم میزنگم… *** چن وقتی گذشت اس ام

میسترس شدم میلیونر شدم Read More »

اولین باری که کوس دادم

مهلا هستم. 29 سالمه. قبلا خاطره ی اولین کون دادنمو براتون نوشتم. حالا میخوام اولین سکسم با رضایت خودمو بنویسم براتون… *** بعد از اون کون دادن زوری افسردگی گرفته بودم. سوم دبیرستان بودم که به خیال خودم عاشق شدم اونم عاشق پسری که نه سال ازم بزرگتر بود. چون بی حوصله بودم بابام برام

اولین باری که کوس دادم Read More »

تجربه ی سه نفره

اين خاطره بر ميگرده به  سال ٨٨.   من و دوستم هادي باهم خيلي جينگ بوديم. يك سال از من بزرگتر بود.رابطه مون جوري بود كه وقتي با يه دختر يا زن كات ميكرديم پاسش ميداديم به هم ديگه و اون يكي مون باهاش برنامه ميريخت. از اين كارا كه همه پسرا انجام ميدن… ما

تجربه ی سه نفره Read More »

بردگی برای مریم زن بابام

صدای کلیدو که شنیدم استرس وجودمو گرفت … *** مریم زن بابام بود که از سرکار میومد یه زن 34،35ساله عقده ای که همش منو تحقیر میکردو کتکم میزد 18 سالم بود اما از نظر بدنی و اعتماد به نفس خیلی ضعیف بودم برعکس من مریم یه زن سر و زبون داره با اعتماد به

بردگی برای مریم زن بابام Read More »

باز زنم هوس کیر کرد

یه روز اومدم خونه زنم گفت یه مغازه دیدم لباساش خیلی قشنگن بریم خرید!  رفت اماده شد اومد بیرون دیدم یه مانتو سفید تنگ نازک زیرشم یه ساپورت سفید خیلی نازک که راحت شرت لامبادای قرمزش دیده میشد بدون تاپ ویه سوتین ست شرتش اومد بیرون کیرم شق شد بهش گفتم جنده مگه میری بدی

باز زنم هوس کیر کرد Read More »

فرار از جنده خونه

سلام خدمت یکایک دوستان. این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به زمانهای دور اون موقع هایی که مثل الان همه جقی نبودن و کس به وفور پیدا میشد .حتی از کثرت وفور کس سر خیابون هم میتونستی بخری ببری خونه تگری بشه بعد یه دل سیر شب رو پشت بوم بگاییش… ***

فرار از جنده خونه Read More »

روزی که خواهرزنم زیر دو تا کیر رفت

من خواهرزنی دارم که سه سال از خانمم کوچیکتره از روز اول که دیدم عاشقش شدم اما چون هم خودم و هم خانواده همسرم مذهبی و معتقد بودیم این عشق را در خودم کشتم و فقط نگاهش میکردم و دورا دور دوستش داشتم…   سالیان سال گذشت تا اینکه شوهر کرد و من انگار عشقم

روزی که خواهرزنم زیر دو تا کیر رفت Read More »

Scroll to Top