فالی‌ که واقعیت داشت

من در اتاق انتهای راهرو اداره جاییکه اتاق تبعیدیهاست مینشستم. یه اتاق کوچیک سه نفره که مهندس حیدری معاون سابق اداره و من و هادی مینشستیم. مهندس حیدری در نظر مدیر عامل و معاونین یک دشمن تمام عیار بود و من هم که از قبل باش رابطه خوبی داشتم رو هم انداختن تو این اتاق […]

فالی‌ که واقعیت داشت Read More »

زیم زیم زیم زیم زیم

سلام اسم من احسان و اسم خواهر بزرگم شهلا يك فأميل كوچيك ٥ نفره افغان هستيم تو تهران زندگي ميكنيم ٢ خواهر دارم كه اسم يكيش شهلا ٢٥ سالشه و خواهر ديگم كه اسمش گل م است اين واقعه هم شيرين ترين خاطره زندگيم هست و هم بدترين… سكس من با خواهرم كه از من ٤

زیم زیم زیم زیم زیم Read More »

سگ ارباب فریال

تو سینما وایساده بودیم ساعت ۱۰ شب بود کم کم داشتیم به سانس فیلم چهارشنبه خون به پا میشود نزدیک میشدیم…   بچه ها رفتن تو سالن من برگشتم که پاپکورن و دسر مسر بگیرم از طبقه سوم اومدم پایبن یادم افتاد بنزین که زدم کیفو گذاشتم تو داشپورت رفتم تو خیابون عباس آباد از

سگ ارباب فریال Read More »

کون دادم ولی کاش بیشتر میکرد

اول تو روم های خارجی دنبال افراد گی میگشتم باهاشون چت میکردم بعد کم کم تو روم های ایرانی دنبال افراد گی میگشتم . بیشتر باهاشون چت میکردم بعضی وقتها هم سکس چت .تا حرف سکسی میزدیم راست میکردم مدتها فقط همین کارو میکردم با این که بعضیا دنبال ملاقات حضوری بودن ولی من می

کون دادم ولی کاش بیشتر میکرد Read More »

جنده شدن خواهرزن خوشگلم برای من

سلام. ارش هستم 31 ساله از شیراز…   اسم خانمم مژگان هست.به خاطر شغلم اصفهان زندگی میکنیم……یه خواهرخانم خوشکل و خوش اندام به اسم مهسا دارم همیشه تو کف کونش بودم ولی به خاطر ابروم سراغش نمی رفتم…سال94 مهسا دانشگاه کاشان رشته حسابداری قبول شد به خونوادش زیاد وابسته بود مخصوصا به مژگان،طاقت تنهایی و

جنده شدن خواهرزن خوشگلم برای من Read More »

سکس من و زنم و دوست زنم و شوهرش

چند سالی بود ازدواج کرده بودم اوایل ازدواج خیلی با زنم همدیگه رو دوست داشتیم و مثل دوتا زوج عاشق با هم زندگی میکردیم شاید بعضی روزا پنج با سکس داشتیم و کلی کس و کونشو میکردم حتی چند باری خواهر زنمو هم ک دست کمی از خوشگلی زنم نداشت کردمش اما بعد از پنج

سکس من و زنم و دوست زنم و شوهرش Read More »

کردن دوست جنده ی دخترعمه‌ی زنم

من و زنم دعوت شده بودیم به یک عروسی. این جریان رو می‌نویسم چون هربار که یادم می‌یاد اونقدر هیجان‌زده ‏و به عبارت دیگه، حشری می‌شم که مجبور می‌شم هرجایی که هستم، یک جای خلوتی گیر بیارم که جلق بزنم یا خونه اگه ‏باشم، منتظر بشم که شب بشه که زنم رو بگیرم بکنم. برای

کردن دوست جنده ی دخترعمه‌ی زنم Read More »

انتقام زنجیره ای

یک روز پسری دوازده ساله که لاکپشت مرده ای را که ماشین از رویش رفته بود را با نخ می کشید وارد یکی از “خانه های فساد” اطراف آمستردام (هلند) شد و گفت: – من می خواهم با یکی از خانم ها سکـ.س داشته باشم. پول هم دارم و تا به مقصودم نرسم از اینجا

انتقام زنجیره ای Read More »

نتیجه ی ۳۸ سال ارشاد

سلام بچه ها یه داستان کاملا واقعی میخوام براتون بگم البته این داستان برای 1ماه پیش ولی الان که با شهوتناک اشنا شدم براتون میگم… اسم من اریا و الان 15 سالمه و اجیم 8 سالشه.مامان و بابام پرستارن و بعضی روزها از صبح تا غروب سر کارن و من و اجیم که اسمش مریانا

نتیجه ی ۳۸ سال ارشاد Read More »

مگه یه لزبین حق نداره عاشق بشه

من لزبین هستم و 17سالمه و این داستان مربوط میشه به سه سال قبل که اول دبیرستان بودم و به خاطر اینکه تازه مدرسمو عوض کرده بودم خیلی رفیق نداشتم و تنها میپریدم. میخاستم مثل هم سنو سالام دوست پسر پیدا کنم که یا روز اول دعوامون میشد یا بعد یه مدت خسته میشدم از

مگه یه لزبین حق نداره عاشق بشه Read More »

Scroll to Top