حقيقتی که هيچكی جرات گفتنشو نداشت

خدا آدم را آفريد و از روح خود در او دميد. سپس به همه فرشتگان فرمان داد كه به آدم، اين اشرف مخلوقات سجده كنند. همه سجده كردند به غير از شيطان كه تكبر ورزيد و سجده نكرد و خدا او را كه طغيان و سركشي كرده بود از درگاه خود راند و آتش جهنم […]

حقيقتی که هيچكی جرات گفتنشو نداشت Read More »

زندایی و مرد شدن من

سلام. خداییش من اهل این داستانا نیستم و بیشتر سراغ درس و زندگیمم.اما خوب یه سری اتفاقاتی می افته که میشه دیگه. اینم بگم خداییش من اهله جقم نه دوس دختر و این حرفا.با سایت شهوتناک اشنام چون هم میخوام بدونم ذهن جوونا داره کجا میره که متاسفانه فهمیدم.خفن میخوان سوقمون دن سمت سکس با محارم.

زندایی و مرد شدن من Read More »

زن شوهردار فوق حشری

سلام اسمم محمده اهل یکی از شهرهای مازندرانم قیافمم بد نیست نه زیاد خوشگلم نه زشت معمولیم کلا دختر تا زن خانمای متاهل گرایش سمتم بیشتر دارن نمیدونم چرا….. میرم سراغ اصل ماجرا . *** یه روز داشتم دور میزدم خونمون خالی بود با خودم گفتم امروز هرطوری هست باید یه نفرو بیارم خونه,, البته اینو

زن شوهردار فوق حشری Read More »

نجات از زیر آوار

دیدی وقتی یه نفر به آدم زل میزنه،آدم سنگینی نگاهو حس میکنه؟ 8 سالم بود،حموم که میرفتم حس میکردم یکی از سوراخ در نگام میکنه،شبا که میخوابیدم حس میکردم یکی کنارمه،حتی واسه داداشم قسم خوردم که یه دفعه جن خونمون بهم دست زد،شلیک خنده سجاد عصبیم کرد! داداش به خدا به پام دست زد،یه دفه

نجات از زیر آوار Read More »

یک سکس و پنجاه سال اوارگی

 توضیح ادمین: این داستان نگارش خاصی‌ دارد. عزیزان نویسنده لطفا بدون لهجه و به فارسی‌ معمولی‌ داستان بنویسید. *** در جوانی دبی کار میکردم وض مالیم خوب بود مخصوص ارث پدری تک فرزند خدا رحمتش کند اگر پدرم میدانس چه میشود !؟ با دختری که از شیراز امده بود با خانواده برای خرید در مغازه

یک سکس و پنجاه سال اوارگی Read More »

اندر حکایت سکس رستم و تهمینه

شبي فردوسي خواب زشتي بديد سراسيمه از خواب خوش بپريد بديدا كه شرتش شده بس غني ز آب سفيد و غليظ مني كتاب بزرگ خودش باز كرد ز رستم سخن گفتن آغاز كرد برايت كنم نقل اين داستان كه آن پهلوان رستم سيستان *** حشر شد شبي كير خود كرد راست دو لنگش هوا كرد

اندر حکایت سکس رستم و تهمینه Read More »

کون کن ماهر

قسمت اول: حموم عمومی قدیمی *** محله ما یه حموم عمومی قدیمی داشت که من تا 15 سالگی هفته یه بار اونجا میرفتم. حسین آقا که 12 / 13 سال از من بزرگتر بود و قدی نسبتا بلند و اندامی ورزید داشت عهده دار وظیفه کیسه کشی و شتشو بود. وقتی لخت میشدم گرما حموم

کون کن ماهر Read More »

عجیب ولی واقعی

سلام . شبنم هستم سی و پنج ساله . شیرازی هستم … *** کارگر یه کارگاه شیرینی پزی ام . قد و هیکلم خوبه صورتم معمولیه مثل خیلی از دخترا . تازه با این سایت آشنا شدم . داستانم مال فصل بهار همین امساله . یه پسر دارم پانزده ساله و یه دختر ده ساله

عجیب ولی واقعی Read More »

همکاری با زن حشریم

یه روز زنم اماده شد بریم خریدبازاراون روز یه مانتو جلو باز با یه ساپورت فاق کوتاه مشکی بدون زیر سارافونی پوشیده بود لامصب از دور بزرگی کسش خودنمایی میکرد رفتیم مترو طرف مردا سوار شدیم نزدیکای ولیعصر خیلی شلوغ شد با زنم رفتیم گوشه واگن یارو خاس جاشو بما بده من بهش گفتم راحت

همکاری با زن حشریم Read More »

به ارگاسم رسوندن زن عمو

سلام. من امین هستم داستانی که میخوام بگم مربوط به ۴ سال پیش هس… *** وقتی عموم زن گرفت که اون موقع من ۲۲ سالم بود و تو دانشگاه درس میخوندم هیکلم بد نبود خلاصه عموی ۳۰ ساله ی من رفت یه زن گرفت که ۲۰ سالش بود و اهل تهران . خیلی بدن جذابی

به ارگاسم رسوندن زن عمو Read More »

Scroll to Top