هماغوشی
خیره صفحه تلویزیون محو تماشای برنامه مورد علاقه اش بود آنقدر تو فاز برنامه بود ک انگار نه انگار انقد تو بغلش کرم ریختم عادت داشت تو خونه با شلوارک بگرده و منو دیوونه سینه های ورزشکاریش کنه همیشه فایده نداشت نیم ساعت مونده بود تا تموم شه دستشو از دور کمرم برداشتم و سمت […]
