هماغوشی

خیره صفحه تلویزیون محو تماشای برنامه مورد علاقه اش بود  آنقدر تو فاز برنامه بود ک انگار نه انگار انقد تو بغلش کرم ریختم عادت داشت تو خونه با شلوارک بگرده و منو دیوونه سینه های ورزشکاریش کنه همیشه فایده نداشت نیم ساعت مونده بود تا تموم شه دستشو از دور کمرم برداشتم و سمت […]

هماغوشی Read More »

سکس با خواهرم نگین

سلام.اسم من کیان هستش .میخوام داستان سکس با خواهرم رو براتون تعریف کنم. من 17 سالمه اسم خواهرم نگین هستش واقعا هم نگینه. 15 سالشه . من خیلی داستای سکس خانوادگی دوس داشتم مخصوصا پدر و دختر و خواهر برادر. از وقتی فهمیدم سکس خانوادگی دوس دارم علاقه مند شدم به خواهرم. خواهرم هر روز

سکس با خواهرم نگین Read More »

یه شب عجیب برای یه دختر کنجکاو

اکثر وبسایتای سکسی، دخترایی مثل منو تو گروه بای-کیوریوس دسته بندی میکنن. ولی خودم مطمئن نبودم که این تعریف درستی از روحیاتم باشه. پس کاری رو کردم که هر دختر 24 ساله ی دیگه ای میکنه؛ چک کردن ویکی پدیا! و این جوابی بود که گرفتم: ” کنجکاو-دوگانه یا به انگلیسی: Bi-curious اصطلاحی است که

یه شب عجیب برای یه دختر کنجکاو Read More »

تاحالا اینجوری ارضا نشده بودم

سلام. من نسرینم ۳۸ سالمه یبار شوهرم ماموریت رفته بود شهرستان همزمان بانبودنش عروسی دخترهمسایمون بود،مامانم اومد پیش پسرم که توی دست وبال من نباشه ،غروب حسابی بخودم رسیدم ولباس شب پوشیدم روشم مانتو پوشیدم روی مانتو هم چادر ،شالمم خیلی جلو کشیده بودم،زنگ زدم آژانس اومد رفتیم سالن به آژانسیه گفتم ساعت ده همینجاباش،پسر

تاحالا اینجوری ارضا نشده بودم Read More »

غرور لعنتی

سلام به همه دوستای گلم. اسمم دنیاست ۱۹سالمه.پوستم برنز وگندمی هست قدم ۱۶۳ وزنم ۶۰.هیکل تو پری دارم.مخصوصا رون هام که همیشه تو چشم هستن.چهره ام هم بد نیست چشمای قهوه ای و بینی عملی دارم.در کل ظریف هستم،و به عنوان یه دختر مورد پسند خیلی ها… *** من دوست پسر زیاد داشتم و سکس

غرور لعنتی Read More »

کس دادن زنم به وکیل

خانمم یه مدت توی دفتر وکیل کار میکرد. یعنی در اصل یه دفتر بود با دوتا اتاق که دوتا وکیل اونجا دفتر داشتن و زن من منشی اونا بود. اوایل که میخواست بره سر کار من یکی دوبار رفتم و با وکیلا سلام علیک و صحبت کردم. یکیشون سر و گوشش میجنبید ازش معلوم بود

کس دادن زنم به وکیل Read More »

لاپایی باهام حال کرد

سلام من نازی هستم ۱۸سالمه داستانم برمیگرده به ده سال پیش دقیقا من اونموقع هشت سالم بود یه داداش بزرگتر دارم اسمش محمد هس که چهار سال بزرگتر از منه حالا ربطی به داداشم نداره ولی به هرحال باید بگم… *** من تو اون سن هنوز چیزی از کس و کیر نمیدونستم فقط میدونم که

لاپایی باهام حال کرد Read More »

آواره‌

از وقتی انجا را مثلا از او رهن کرده بودم قرار مان این بود که برای خودش جایی پیدا کند . من تمام خوراکی هایی را که در طول هفته از هر جا جسته و دزدیده بودم به او دادم و گفته بودم برود . سرش را تکان داده بود و رفته بود اما سر

آواره‌ Read More »

راز بزرگ بابابزرگ

… بابا بزرگ من حدود هشتاد و پنج سالش بود و فوق العاده آدم سرحال و شادابی بود که فوت کرد یکی دوسال قبل فوتش یه داستانی واسم تعریف کرد که هم آموزنده بود هم حشری کننده و مهیج .حقیقتش خیلی دوستش داشتم و هرهفته بااینکه فاصله محل زندگیم تا ده بابابزرگم حدود چهل کیلومتری

راز بزرگ بابابزرگ Read More »

سکس در جزیره ی کیش

خیلی وقت بود که دیگه دوست دختر نداشتم! به خودم گفته بودم یه 20/30 تا جور میکنم که هر کدوم بهم زدن بگم به فلانم برو… (چون دیگه خسته شده بودم از ناز کشی و…) دوران چت قبل عید همین سال 95 ماه آبان بود دقیقآ یادمه با یه دختر تو روم سکسی آشنا شدم

سکس در جزیره ی کیش Read More »

Scroll to Top