داداش کیر کلفت و خجالتی

سلام.بعضی وقتا یه اتفاقای عجیب توی زندگی آدم میفته که بعد وقتی بهش فکر میکنی،بیشتر شبیه یه خواب میمونه.اسم من مرجان هست و متولد ۱۳۶۰ هستم و مهرماه رفتم توی ۳۶ سالگی.قبلا به بار ازدواج کردم و طلاق گرفتم،البته ازدواج هم نمیشه اسمش رو گذاشت.پسرخاله ام مقیم سویس بود و وقتی بیست و شیش سالم […]

داداش کیر کلفت و خجالتی Read More »

پالیس

با سلام خدمتتون…خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به دو سال پیش تابستون…من اسمم رضاست بیست سالمه و تو یه خانواده مذهبی بزرگ شدم…من از بچگی به لیسیدن پای خانما علاقه داشتم و دست خودمم نیست… *** میخواستیم تو تابستون خونمونو رنگ بزنیم منم کاری نداشتم و مامانم منو فرستاد خونه خالم

پالیس Read More »

این خواهرزنو بالاخره می‌کنمش

سلام بر دوستان . اولین بارم است که اینجا چیزی مینویسم … *** اسمم سعید هست و ساکن تهران 35 سالمه و 7سال است که ازدواج کردم 2 بچه دارم و خانمومم اسمش رویا هست که 28سالشه و اندام خوبی داره زیاد خوشگل نیس ولی مهربونه و هوای منو خیلی داره مخصوصا تو سکس همیشه

این خواهرزنو بالاخره می‌کنمش Read More »

نامرد منو به زور کرد

سلام . اسمم اریاست 18 سالمه خاطره ای که میخام براتون تعریف کنم مربوط به 5 سال پیش زمانیکه 13 سالم بود… *** اون موقع من بدنی سفید و بی مو داشتمو کلاس فوتبال میرفتم . به دلیل این که چمن فوتبال با خونه فاصله زیادی داشت مجبور بودم با تاکسی رفت امد کنم .یکی از

نامرد منو به زور کرد Read More »

خاله کس قشنگ

سلام. اسمم مهدی از همدان شهرستان کبودراهنگ. خاطره ای که میخوام بگم مربوط به خاله خانمم هست… *** این خانم اسمش هست شهناز نمیدونین  چه کون وکوسی داره سینه 75 کون قلمبه کوس ناب یه روز تابستان خانوده خانمم و خالشون باهم رفتیم شمال بعد ه رسیدیم رفتیم یه سوئیت گرفتیم خانمها توی یه اتاق مردها

خاله کس قشنگ Read More »

امام بچه بازا

سلام … سال سوم ابتداییم تموم شد تابستون اومد بچه پولدارا فکر کلاس تابستونه و گردش و مسافرت بودن اما من و امثال من فکر اینکه کجا بریم کار تا بتونیم خرج لباس و کفش سال تحصیلی بعد و جور کنیم تو شهر ما چغندر زیاد میکاشتن ویکی از کارها رفتن به پار چغندر بود

امام بچه بازا Read More »

آاخ که چه کوسی از دستم رفت

باسلام داستانیکه میخوام بگم مربوط به زمستون سال 90 هستو،زمستونیکه خیلی سرد و پردردبود و من حالم خیلی بدبود.و این باعث شدتوشب اول باسولماز نزدیکی خاصی پیداکنیم… *** تواون دوره با این دختر(مطلقه) آشناشدم که اسمش همونجور که گفتم سولماز بود.32ساله،که مطلقه بود،نحوه ی آشناییمونم اینطوربودکه تقریباآخرای شب تویه مکان عمومی که نمیتونم بگم کجا،

آاخ که چه کوسی از دستم رفت Read More »

کس نذری

ی روز خانمم خونه نبود از طریق اینترنت خیلی داستان سکسی و فیلم سکسی دیده بودم حسابی دلم سکس میخواست تنها بودم تو این فکر که چطور ی زنی پیدا کنم بکنمش حسابی داغون بودم تا اینکه زنگ خونه زده شد کیرم هم سیخ بود شلوار پوشیدم ببینم کی زنگ میزنه ولی هنوز کیرم سیخ

کس نذری Read More »

کس دادن زنم به باجناق آینده

خواهرزنم داشت با یه پسر نامزد میکرد،اما پسره از ارتباط جنسی با زنان چیز زیادی نمیدونست. فاطی اینو با زنم مطرح کرد. زنم گفت من با مهدیار صحبت میکنم بهت اطلاع میدم. شب موقع چایی زنم داشت من من میکرد من فهمیدم میخواد موضوعی رو مطرح کنه و نمیدونه از کجا شروع کنه،گفت مهدیار جون

کس دادن زنم به باجناق آینده Read More »

یه دل‌ و دو دلبر

نميخواي بري سر کار؟ نميخواي به وضعت سر و ساموني بدي؟ تا کي ميخواي تو سلولت خودتو با کتاب و سيگار حبس کني؟ هرچي ديرتر شروع کني سخت تره ها. تقريبا” هر روز با اين گلوله ها تيربارون ميشدم، با چشم بسته یا باز تو رختخواب، به جرم بیکاری. به تنگ اومده بودم. فشار که

یه دل‌ و دو دلبر Read More »

Scroll to Top