رفتیم بکنیم ولی کردنمون

با سلام و خسته نباشید اسم من محموده یه رفیق دارم به  اسم اسفندیار .ما دوتا خیلی تو تلگرام و شبکه های مجازی میچرخیم و کلا اونجا پلاسیم و تا حالا کس از نزدیک ندیده بودیم.روز ها همین طور میگذشت و زیر چشم ما سیاه تر از دیروز میشد.تا اینکه این رفیق ما یه پیام داد که […]

رفتیم بکنیم ولی کردنمون Read More »

یه مشاوره ی عالی‌

باسلام 19سالمه و پشت کنکوری ام و قضیه مربوطه ب چند روز پیش…واسه همین دنبال یه مشاور میگشتم تا اینکه یکی از معلمای که فامیلم بود یکی از همکاراشو که زن بود و دکترا داشت رو بهم معرفی کرد… یه مکانی که جای علمی بود و کوچیک بود که خیلی ب اونجا میرفتیم برای برگزاری

یه مشاوره ی عالی‌ Read More »

دیدم مامانم چجوری به دامادمون کوس میداد

سلام.من محدثه هستم.چهارده سالمه.دوست داشتم از سکس خودم با آقا فرهاد،بابای نگین،همسایه طبقه پایینمون بگم ولی این قضیه همیشه منو به اون لحظه می‌بره و جالبه.من یه خواهر بزرگتر از خودم دارم که اسمش مریمه.بابام راننده اتوبوس هست و اکثرا سرویس میبره اینور اونور.مامانم هم مهناز خانم،خوشگل منه،دوست دارم بزرگ میشم سینه هام مثل مامانم

دیدم مامانم چجوری به دامادمون کوس میداد Read More »

همین روزاس که منو بکنه

سلام.من سولماز هستم.واقعا از هرچی نامرده متنفر هستم.میخوام بگم بعضی داستانا باور کردنی نیست ولی با توجه به چیزی که خودم دیدم،دیگه فکر می‌کنم نکنه همه واقعی هستن.من چهار ساله ازدواج کردم.شوهرم سجاد اسمشه و پسر ساکتی هست ولی بجاش باباش از همون اول غیر عادی بود.خونه پدرشوهرم دوطبقه اس که ما واحد همکف میشینیم.مادرشوهرم

همین روزاس که منو بکنه Read More »

مرسی که منو به آرزوم رسوندی

سلام.من مهرداد هستم و میخوام اتفاقی که چند روزپیش برام اتفاق افتادو براتون تعریف کنم… *** من الان 39 سالمه و چند سال پیش با امیر که هم همکار بودیم و هم صمیمی رابطه خانوادگیمون شروع شد.خانمم زهرا زود با سحر خانم همکارم صمیمی شدند و بیشتر وقتا که منو امیر سرکار بودیم اونا با

مرسی که منو به آرزوم رسوندی Read More »

کوس و کون فریبا

فریبا بچه نداشت. با شوهرش شدیدا اختلاف داشت و در شرف جدایی از شوهرش بود. یک دختر قد بلند با پوست سبزه و چشم های درشت. می گفت منو دوست داره و برا ازدواج می خواد من هم کوس و شعر ها یی از همین دست رو تحویلش میدادم… در تمام بیست و سه سال

کوس و کون فریبا Read More »

بهترین سکسم بعد از شوهرم

نگار هستم ۲۲سالمه .۱۷سالگی نامزد کردم ۱۸سالگی ازدواج… *** من تو زندگیم زود به همه چیز رسیدم تو یه مدرسه ی غیر انتفاعی معلم شدم دارم لیسانس میگیرم و زود هم ازدواج کردم . ازدواج اجباری . شوهرم. امیر مرد خوبی بود ده سال ازم بزرگتر بود. همه جوره درک و حمایتم میکرد ولی ب

بهترین سکسم بعد از شوهرم Read More »

جندگی‌های من برای شوهر خاله و پسرخاله هام

من اسمم ساراست، 24 سالمه، خیلی خوشکلم قدم 150 وزنم 55 سینه هام 75 اهل تهرانم، پاییز 95 واسه دانشگاه یه ترم قزوین پیش خالم اینا بودم، شوهرخالمو پسرخاله هام که یکی 22 و یکی 16 سالشه، کیر اولی 20 و کیر دومی 18 سانت بود.قبل رفتن خونه خالم اینا با هیچکی رابطه نداشتم، تا

جندگی‌های من برای شوهر خاله و پسرخاله هام Read More »

سکس توپ با هانی

ترم سه بود که تو قسمت ثبت نام دانشگاه برام یه کار جور شد…مسئول بخش ثبت نام باهم تماس گرفت و گفت قراره که از فردا با ما کار کنی صبح ساعت هشت اینجا باشی…فردا صبح زود بیدار شدم طبق معمول اول دوش گرفتم صورتمو اصلاح کردم و یه خط ریش شکسته که به گفته

سکس توپ با هانی Read More »

اولین و آخرین بار برای جفتمون

سلام دوستان من اشكان ٢٦سالمه وقتي اومدم تو اين سايت داستان هاي بقيه رو خوندم دوست داشتم تا منم داستان كه نه خاطره اي كه در زندگيم اتفاق افتاد رو برا بقيه تعريف كنم… *** اولش بگم كه من گي نيستم ولي چون دوست داشتم هميشه از همه جي لذت ببرم و اينكه بدنم يه جورايي

اولین و آخرین بار برای جفتمون Read More »

Scroll to Top