پاتال و آرزوهای کوچک

سلام راستشو بخواین داستان نویس خوبی نیستم امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد راستشو بخواین از وقتی وارد این داستانها شدم تمایل خیلی شدید به سکس سه نفره پیدا کردم خودم قدم 1.83 لاغر اندام با کیر کلفت و خانمم 1.50 با کون گنده بهش گفتم هرکی ببینه محاله نگه خوشبحال شوهرش از رفتنش تو بازار میپرسم […]

پاتال و آرزوهای کوچک Read More »

نمیخواستم کیرشو از دست بدم

سلام. من حمید رضام. داستان دادن به پسرخالم بعد از بیست سال رو نوشته بودم. الان دفعه دوم رو میخام بنویسم. گفتم مجتبی بچه بودم منو میمالوند و وقتی 25 سالم شد بالاخره واقعی بهش کون دادم. به کیر کلفت 18 سانتیه خوشمزه با خایه های لیسیدنیه گنده داره…..   بعد از اینکه یه بار

نمیخواستم کیرشو از دست بدم Read More »

زن شوهردار شیرازی

سلام محمد هستم 35 سالمه اين داستان مال سه سال پيش هست… *** برنامه بيتالكو تازه نصب كرده بودم كه درخواست عضويت تو يكي از گروهها را داده بودم كه قبول كردن و عضو شدم بلا فاصله بعد از عضو شدن كه اصل دادم يه خانمي اومد پي كه اهل شيراز هستي گفتم اره و

زن شوهردار شیرازی Read More »

علی فیل کیر

باسلام خدمت همه شهوتی ها. اسمم پوریا هستش و یه خاطره دارم از دوران خدمت من تو خدمت کون زیاد کردم چون اگه خدمت رفته باشید این رو میدونید همه دنبال کون هستن یکی هم که امارش در بره همه میخان اون رو بکنن … *** تازه رفته بودیم.تو یگان و اشخور بودیم هی پست

علی فیل کیر Read More »

وقتی بهار ١٦ ساله بود

بهار دختر خاله ي منه و ٣ سال از من كوچيكتره. تك فرزند خونس، دختريه قد بلند با موهاي قهوه ايي تيره و پوست روشن. تقريبا ٢ سال پيش یه بعد از ظهرپاييزي بود كه تماس گرفتن و گفتن يكي از اقوام فوت شده، بلافاصله مامانم و همه ي خانواده حول حولكي حاضر شدن و

وقتی بهار ١٦ ساله بود Read More »

بازم منه شوهردار رو کردن

جندگی های من برای شوهر خالم و پسرخاله هام قسمت پنجم   نسبت به پارسال کونم بزرگتر شده بود تا جایی که دوستام همش با هام شوخی میکردند بهم میگفتند کون قشنگ، کون گنده، چند روز بعد از مراسم عقد با دوست پسر مهربونم که هنوز باهاش سکس نداشتم، و گذاشته بعد مراسم عروسی  کسمو

بازم منه شوهردار رو کردن Read More »

آروم آروم تا دسته

یکماه از آشنایی مون میگذشت که لب گرفتن و پستون مالیدن و در مالی از روی شلوار داشتیم. وقتی قرار شد نامزد کنیم، لختش میکردم، فقط سوتین و شورت تنش بود. خودمم با شورت. میمالیدم به کوسش و پستوناشو میخوردم. بعد چند جلسه لخت لختش میکردم و کیرمو میذاشتم لای کوسش. از حال میرفت. نوک

آروم آروم تا دسته Read More »

حشر کون دادن

سلام من حمید هستم الان ۳۰ سال دارم و این خاطره مربوط به ۸ سالگیمه…   اون موقع ها من یه پسر سبزه بودم با قد بلند اما خودم خبر نداشتم که چه کون گرد و خوشگلی دارم . هم سن های من یادشونه که عشق اینو داشتیم تابستونا بریم تو کوچه خیابون بازی کنیم

حشر کون دادن Read More »

فروشنده ی خوش شانس

با شراره زنم رفتیم خرید تا شراره رفت اطاق پرو حس اینکه الان پشت پرده زنم لخته وسوسم میکرد خدایی فروشنده هم خوب بکنی بود…   زنم- عزیزم، میشه یه لحظه بیای؟ من- جان؟ پوشیدی؟ زنم- خیلی خوشگله؛ ولی از کونم بالا نمیره…. صدام رو آوردم پایین و به شوخی گفتم: از بس که کون

فروشنده ی خوش شانس Read More »

خوشم میومد وقتی که میخورد

دایی من ۵ سال از من بزرگتره. تابستون که میشد میرفتیم خونه ی مامان بزرگم. بعد از ناهار همه میخوابیدن. من هنوز بالغ نشده بودم. دیدم داییم نیست. همه جا رو گشتم. نبود. رفتم طرف اتاق زیر شیروونی، اونجا بود و داشت جق میزد. تا منو دید گفت بیا تو و در رو ببند. پیژامه

خوشم میومد وقتی که میخورد Read More »

Scroll to Top