لز ژینا و مهتاب
ظهر رسیدم خونه. هوا خیلی گرم بود هرچی زنگ زدم مامان در رو باز نکرد شمارش رو هم گرفتم جواب نداد ساعتو نگاه کردم 2 بود یادم افتاد مامان تا 5 استخره . وااااای تا 5 چیکار می کردم تو گرمااا… کیف و وسایل دانشگاهم همرام بود من 24 سالمه و گرافیک می خونم و […]
