طعم کسش عسل
خوابیده بودم روی تخت و داشتم به دختری که کنارم روی تخت آروم خوابیده بود نگاه میکردم. چشمم رو بستم و رفتم به چند ساعت قبل که توی دورهمی دیدمش.بچه ها میگفتن تازه جدا شده.لحظه ای که از در خونه شهرام اومد تو حس کردم به تنم برق وصل کردن… لوند بود.موهای مشکی کوتاه،بدن تپل.کمرباریک.باسن […]
