اسارت عاشقانه

اونشب حس سنگینی نگاهش فرق داشت. با اینکه بارها و بارها حسش کرده بودم اما نمیدونم چرا اونشب فرق داشت.با اینکه سعی داشتم خودم رو متمرکز روی لپتاپ نشون بدم،از سنگینی نگاهش گر میگرفتم.اون هم مشغول چیزی بود که نمیدونستم چیه و لعنت میفرستادم به هرچیزی جز من که اون رو مشغول خودش کنه.چشمام رو […]

اسارت عاشقانه Read More »

یه سکس فوق العاده

وارد خونه ی خیلی بزرگش شدیم. از بالا تاپایین همه جا سفید بود به جز وسایل اشپز خونه و پذیرایی که به رنگ سیاه بود. عکس سیاه سفید یه شخصیت هم روی دیوار اشپزخونه قاب شده بود. _امشب رو اینجا میمونیم موقتا. شرط میبندم اصلا خوشت نیومد. _من خونه جدیدت رو ترجیه میدم _منم بیشتر

یه سکس فوق العاده Read More »

بکن بکن در پنت هاوس

سلام اسمم رضاست و این داستان ک میخوام براتون تعریف کنم مال تابستون پیشه … *** اول از خودم بگم ، قدم ۱۷۸ ، وزنم ۶۰ و خوردی ، فیتنس میرم ، هیکلم رو فرمه تقریبا ، تک فرزندم بابامم دکتره وضع مالی مون خوبه و چون تک فرزندم همیشه همه چی در اختیارم بوده

بکن بکن در پنت هاوس Read More »

بهترین بکن رازدار من

اخطار: سکس با حیوانات. در صورت عدم تمایل داستان رو نخونید **** اصلا” خجالت نمی کشم بگم از رابطه جنسی با سگ لذت می برم. از 14 سالگی تا الان که 28 سالمه هیچ فرصتی رو از دست ندادم. از آتشی مزاج بودنم که بگذریم همه چیز من نرماله. دوست پسر هم دارم. ولی باید

بهترین بکن رازدار من Read More »

لباس قرمز آذر

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه داستان سبک فیلمنامه و سوم شخص هست و مبتنی بر تصویرسازی ذهنی. *** زن میانسال (آذر) به آرامی از پله های ساختمان در حال بالا آمدنه چادرش از روی سرش بر روی شانه هاش افتاده و روی پله ها کشیده میشه در یک دستش چندتا پلاستیکه خریده و دست

لباس قرمز آذر Read More »

اربابی به نام شوهر

با لحن آمرانه وخشن گفت که لبه های کوس تو برام باز کن! وقتی انگشتام و بردم رو کوسم دیدم کلی خیس شده منم همون کارو کردم که ازم خواسته بود. کوس خیس و صورتیمو براش باز کردم..میتونستم هوا رو حس کنم که داره میره توش. اون ور تخت ایستاده بود و فقط نگام میکرد.تو

اربابی به نام شوهر Read More »

بابای‌ حشری و کون من

بعد از  اتفاقی که با راننده وانت برام افتاد و اولین سکس رو برام رقم زد دیگه خیلی عوض شدم و کاملا روی افکارم اثر گذاشته بود بعد از اون جریان چند بار دیگه اومد دنبالم ولی من دیگه میترسیدم برم پیشش بعد چند وقت دیگه خبری ازش نبود منم اوایلش خیلی از اتفاقی که افتاده

بابای‌ حشری و کون من Read More »

سقف تو بام من

تا حالا زیر آب،چشماتو باز کردی یا به صداها دقت کردی که چطور مبهم و محو میشن؟منم موقع تشنج اونجوری ام…کم کم همه چی برام محو میشه ولی اولشو شنیدم که گفت:”از تخت نیفته؟” وقتی هوشیار شدم هنوز روی تخت بودم پس احتمالا نیفتادم.تو بیمارستان مث خونه نمیتونم از روی ساعت بگم چقدر طول کشیده.تو

سقف تو بام من Read More »

مامانم منو جنده کرد

سامانم ،١٦ سالمه  ، قد ١٧٠ ، وزن ٦٥، با مادرم تنها زندگي ميكنيم ، براي بار دوم بود كه رفته بوديم دكتر ، اين دكتر هم بهم گفت كه مشكل هرموني داري ، بدنم يدونه مو هم نداشت ، پوست سفيدم ، روناي گوشتي و كون گندم ، مثل دختراي تازه بالغ يكم سينه داشتم

مامانم منو جنده کرد Read More »

دلم سکس ضربدری میخواد

سلام من پریسا 28 سالمه وشوهرم 36 سالشه ساکن رباط کریم در نزدیکی تهران هستیم… *** شوهرم مرد مهربون وخوبیه موهاش جو گنذمی و قیافه معمولی داره من هم اگه تعریف از خود نباشه قیافه زیبا وجذابی دارم باچشمانی مشکی باسنی برجسته و هوس انگیز و اندامی باربی شکل هربار که میرم بیرون گشتی توی

دلم سکس ضربدری میخواد Read More »

Scroll to Top