زندایی بهار جنده ی خودمه

سلام رفقا . من اسمم امیره  . الان حدودا بیست و شیش سالمه و دانشگاه تهران درس میخونم . از خودم اگه بخوام بگم ، باید بگم تیپ و هیکل بدی ندارم ولی دی کاپریو هم نیستم ! درس خونم ولی هیچ وقت یه خرخون صرف نبودم و وقتی دانشگاه تهران قبول شدم معلم فیزیکمون […]

زندایی بهار جنده ی خودمه Read More »

هر کاری که بکنه بازم بهش می‌دم

مثل همیشه جاشو پهن کرد ایستاد یه لبخند زد رفتم طرفش دستاش باز شد تو بغلش جا گرفتم مثل همیشه نبودم اصلا ! بهم خیانت شده بود بدترین چیزایی که یه زن میتونه از عشقش بفهمه رو شنیده بودم‌..اونم از خودش!اما دوسش داشتم دراز کشید و اشاره کرد برم پیشش بدنمون باز چسبیده بود بهم

هر کاری که بکنه بازم بهش می‌دم Read More »

پ مثل پدرخونده

طبق معمول بعدازظهر ها  رفتم خونه نزدیک ساعت پنج بود که کلید رو انداختم روی در و رفتم تو … دیدم خونه ساکت ساکته باخودم فکر کردم هیچکی خونه نیست و میتونم یه قلیون میوه ای حسابی بزنم تو رگ ……. البته شیطونی دیگه هم کنارش انجام میدادم آدم وقتی تنهاست فکرای شیطونی زیادی به

پ مثل پدرخونده Read More »

کس فقط کس خواهرزن

من  یه خواهر زن دارم یه کسسسسسسس  . اوایل خیلی تو فکر سکس باهاش نبودم ولی لامصب اینقدر تو دل برو که پشه نر هم بش رحم نمیکنه . قد 166 وزنشو نمیدونم ولی رون و کون و سینه پر کلا دختر تو پری هست . الانم که خدارو شکر همه دخترا ممه دارن زیر 80

کس فقط کس خواهرزن Read More »

هر دو تاشون وحشیانه منو کردن

سلام من شیلا ام 22 سالمه از تهران قدم 160 وزنم 50 کیلو چشنم ابرو مشکی ام داستانی که میخوام براتون تعریف کنم شروعش مربوط میشه به 1سال پیش وقتی 21 سالم بود… ***   دو تا پسر دایی دارم به اسمای سعید که 25سالشه و علی که 14 سالشه ما با هم حوب بودیمو

هر دو تاشون وحشیانه منو کردن Read More »

آبجی جونم جنده ی خودمه

سلام مهدی هستم 25 سالمه داستانی رامی خواستم براتون تعریف کنم که باعث تغییر در زندگی من شد… *** من کلاً شخصی حساس و دقیق هستم وبه تازگی هم استخدام رسمی شدم مدرکم فوق لیسانس کامپیوتر ه در تمام این مدت همیشه درسام و کارم مهم ترین مسئله فکری من بود و از مسائل وجریانات

آبجی جونم جنده ی خودمه Read More »

جبران کمبود کیر دختر داییم

سلام خوانواده ما ودختر داییم تو یه شهرک کوچیک زندگی میکنیم رفت آمد زیاد داریم من 16سالمه قد بلند پوست سفید و کیرم نسبت به سنم خیلی بزرگتره ،این دختر دایی ما یه مرد سنتی وعقب افتاده که شاید سالی دوبار با دختر دایی من سکس داشت اسم دختر داییم الناز، شوهر الناز خانم یه

جبران کمبود کیر دختر داییم Read More »

شاه کوس رشت

داستان از اونجا شروع شد که من تو فضای یاهو مسنجر بودم و چون تقریبا از قدیمی های یاهو بودم اونجا واسه خودمون کبکبه و دبدبه ای به هم زده بودیم و بین کاربرای قدیمی شناخته شده بودم…دوستانی که تو فضای یاهو از سال ۲۰۰۰به بعد بودن میدونن من چی میگم…حالا اینکه که تو اون

شاه کوس رشت Read More »

فقط مهسا

سلام به همه عزیزان میخوام خاطره ی سکس با عشقم رو براتون تعریف کنم طولانی میشه ولی ارزشش رو داره مو به مو از حرفام واقعیه جز اسم ها من امیر(مستعار) هستم ۲۲سالمه زندایمم مهسا(مستعار)۲۷سالشه و ۵سالی از من بزرگتره… *** موقع ای که بچه بودم ۱۴سالم بود مهسا با داییم آشنا شد و همو

فقط مهسا Read More »

سکس با مهناز دخترخاله خانومم

سلام دوستان دیدم عید شده گفتم خاطره ایی که پارسال شب عید واسم اتفاق افتاد رو بنویسم براتون… *** پارسال شب چهارشنبه سوری بود که ما خونه مادرخانومم بودیم سعیده جون خواهر زنم هم بود تقریبا یه ده دقیقه ایی میشد اومده بودیم جلو در خونشون مشغول ترقه زدن بودیم که خاله خانومم با شوهر

سکس با مهناز دخترخاله خانومم Read More »

Scroll to Top