زن جنده و شوهر کونی

داستان از اونجا شرو شد ک قبل عید 97 واسه ترخیص رفتم بندر عباس تنهایی با ماشین شخصی برگشتنی از مسیر شیراز اومدم نرسیده به شیراز شهر سروستان ی پارکی بود همه مسافرا چادر زده بودن منم گفتم چادر دارم هواهم خوبه میخابم چادرو برپا کردم و هوس قلیون کردم من همیشه مجهزم وهمه چیزم  […]

زن جنده و شوهر کونی Read More »

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است

  زمستون بود و تو تاکسی از دانشگاه برمیگشتم که گوشیم زنگ خورد یه دختر با صدای نازک و دوست داشتنی که میخواست چند تا نرم افزار حسابداری بهش یاد بدم آخه تدریس خصوصی هم میکردم قرار شد بیاد یه آموزشگاه تا دربارش صحبت کنیم…   کلاسا که شروع شد فهمیدم ازدواج کرده اسمش آرزو

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است Read More »

نمیدونستم که اون روز بهم تجاوز میشه

من نسرین هستم…   ما همسایه ای داشتیم که تو محله مون تولیدی مانتو داشت و چون دوست خانوادگی بودن الگوی بعضی مانتوهای جدیدشون رو میاورد خونه ما من میپوشیدم و بعضی جاهاش علامت میزد که چقدر باید تغییر کنه.من و دوستم الهه پنجشنبه ها بعد از دبیرستان میرفتیم یه باشگاهی بدمینتون و اسکواش بازی

نمیدونستم که اون روز بهم تجاوز میشه Read More »

کاخ مروارید

سلام به دوستان این قضیه مربوط میشه به پونزده شونزده  سال قبل وقتی که من با یه دختر تو کرج دوست بودم و یواش یواش مادر دوست دخترم رو هم شروع کردم به کردنش… *** اسم من سهیل هستش و الان ۳۸ سالمه اون موقع‌ها خونه ی ما گوهر دشت بود و همه ی دخترای

کاخ مروارید Read More »

زیر کیر مرد متاهل

سلام این داستان اولین گی منه و امیدوارم که خوشتون بیاد خیلی وقت بود ک دنبال یکی میگشتم ک سوراخم رو باز کنه و یه حال اساسی به کونم بده و منو تحقیر کنه چون یه بار چند سال پیش ک داشتم از مدرسه داشتم برمیگشتم میخاستم تاکسی بگیرم و یه راننده وانت سوارم کرد

زیر کیر مرد متاهل Read More »

میسترس تاریک

یه خونه ی تاریک با کمی نور های شمع با دیزاینی هنری اما فانتزی و در نوع خود جالب تو شمالی ترین نقطه ی تهران یک پسر عضلانی اما به شدت لاغر و ظریف دست و پاش بسته شده بود به چیزی شبیه صلیب خونه بسیار ساکت و صدای پاشنه های کفش دختری مغرور با

میسترس تاریک Read More »

اوسکولی در سرزمین عقده‌ای‌های حشری

سلام از شما دوستان میخوام که این داستان رو کامل و دقیق بخونید و کمکم کنید من محمد هستم 35 سالمه … تقریبا 8 سال پیش بود که به واسطه دوستی من با یکی از رفقام پای همسرشم به خونمون باز شد . بعد یه مدت کوتاه روابط دو خونواده به جایی رسید که هر

اوسکولی در سرزمین عقده‌ای‌های حشری Read More »

شهوت بازان

صدای نفسام فضا رو پر کرده بود…     دیوونه وار داشتم به خودم فشارش میدادم یه نگاه به بدن سفیدش کافی بود که تا اوج برم و دیگه نفهمم الان کجاییم یا چه زمانیه. حرارت بدن جفتمون انقد زیاد بود که از گرما خفه شیم. وحشیانه لبای همو میخوردیم انقد که دیگه سر شده

شهوت بازان Read More »

روشنفکر بودن بی‌ غیرتی‌ نیست

سلام دوستان گاهی به سبب شرایط زندگی ، برای هر زوجی و در هر موقعیت اجتماعی در هر زمان و مکانی مسائلی بوجود میاد که از اراده آدمی خارجه و هیچ توجیهی هم نمیتونه براش داشته باشه .این موضوع برای افراد فرق میکنه مثلا یکی برای تفریح و خوشگذرانی ، یکی بخاطر نیاز به مادیات

روشنفکر بودن بی‌ غیرتی‌ نیست Read More »

سکس من با دانشجوی حشری

دوستان سلام من حدود 4 ماهه با این سایت آشنا شدم و امروز تصمیم گرفتم یکی از خاطرات  خودم در زمینه سکس هایی که داشتم رو اینجا بگم… *** این خاطره من بر می گیرده به سال 89 که حدودا 25 ساله بودم. اون زمان تازه فوق لیسانس گرفته بودم و دانشجوی دکتری بودم در

سکس من با دانشجوی حشری Read More »

Scroll to Top