تجربه ی لز

من مهسا هستم و اين اتفاق ٥ سال پيش افتاده… من و بهاره دانشجوى يكى از شهرهاى شمالى بوديم ، من اهل كرج هستم و بهاره شيرازى بود . دو ترم با هم تو خوابگاه بوديم و خيلى با هم صميمى شده بوديم .بهاره يه دختر با قد ١٦٠تو پر با سينه هاى گنده بود […]

تجربه ی لز Read More »

من اون شب زن شدم

سلام. من مانی هستم. یه پسر با احساسات لطیف زنونه. همیشه به سمت مردا گرایش داشتم و از رابطه با دخترا فراری بودم. دچار افسردگی بودم و از اینکه شرایطم اینطوریه حسابی مایوس. خیلی وقتا میخواستم به مردان نزدیک بشم ولی ترس و خجالت مانع میشد . همیشه نیازهامو سرکوب میکردم. فقط زمانهایی که تنها

من اون شب زن شدم Read More »

دلم میخواد به مردای سن بالا کون بدم

سلام اسم من سهیل هست 20 سالمه این ماجرا مال 4 سال پیش هست زمانی که 16 سالم بود اول از خودم بگم خیلی خوشکل و زیبا. هستم جوری که تمام فامیل میگن تو باید. دختر میبودی بیشتر. حالت و حرکاتم دخترونه هست بدنی سفید و اندامی دخترونه دارم خلاصه یه روز بهاری داشتم اماده

دلم میخواد به مردای سن بالا کون بدم Read More »

کس خواهرم در مقابل کس زنم

  سلام من محسن‌هستم ۲۸ سامه و متاهل و ساکن‌ تهران ۴سال میشه ازدواج کردم و زنم مرجان ۲۷‌سالشه و خدایی زن خوش گل خوش اندام قد متوسط سینه ۸۵ و کون خیلی گردو بزرگ که عاشقشم من بیشترین جایی که حساسم کون بزرگه که نمیتونم جلو خودمو بگیرم و خدا دوسم داشت و یه

کس خواهرم در مقابل کس زنم Read More »

لذت در مترو

سلام دوستان این داستان یك اتفاقی هست كه چند وقت پیش توی زندگی من افتاد….   اسم من ارش ٣٢ سالمه و ساكن كرج هستم خانمم شبنم ٢٧ سالشه و چهار ساله كه ازدواج كردیم شبنم قدی متوسط داره با پوست سفید و چشم های عسلی همسرم به اندام و ظاهرش خیلی اهمیت میده و

لذت در مترو Read More »

یه غریبه مامانمو از کون کرد

سلام به همه دوستان … اسمم نیما هستش ۲۰سالمه تک فرزندم و بابام ۴۰سالش مامانمم ۳۶سالشه اسمش سمیراس یه زن واقعا خوشگل و خوش هیکل… کمی چاق با سینه های بزرگ و کون بسیار بسیار گنده و گِرد که از زیر چادر هم تاقچه میندازه و کیر هرکسیو سیخِ خودش میکنه…   یه روز که

یه غریبه مامانمو از کون کرد Read More »

تلمبه‌های نیمه شب

سلام.این چیزایی که مینویسم یه جور دلنوشته است… *** پسرم دوسالش بود و یه کیست پایین شکمش بود که باید عمل میکرد.بردیمش بیمارستان و بستری شد که شب عملش کنن. همسرم پیشش موند و من اومدم خونه… زنگ زدم به سحر که چند وقتی بود باهاش دوست شده بودم ولی تا الان رابطه مون در

تلمبه‌های نیمه شب Read More »

کون دیوانه کننده

سلام من پدرامم ۲۵ساله یه پسر قد بلند لاقر و خوش فورم قدم یک و نود وزن هفتاد پنج حدودا یک سال پیش کلاس شنا میرفتم و همون وقتا بود که یه دفعه زندگیم عوض شد آره یه هم جلسه ای تازه اومد بینمون اسمش سعید بود من از همون دفعه اولی که دیدمش دلم

کون دیوانه کننده Read More »

کون به کیر آشنا

  وقتی سودابه داشت از تو صف بازرسی فرودگاه برام دست تکون میداد زورکی لبخندی تحویلش میدادم، اما هم من و هم اون میدونستیم که این ابراز علاقه کردنها دروغی بیش نیست. سودابه دختر عموم بود. 45 سال پیش با هم ازدواج کردیم. زمان شاه. نه من و نه اون دخالتی در ازدواج نداشتیم. از

کون به کیر آشنا Read More »

جنده ی حاجی

خاطره ی شب حجله ی شیرین *** عزیز همیشه میگفت؛ دختر كه رسید به بیست باید به حالش گریست، وقتی اخمام میرفت تو هم با خنده ادامه میداد حالا تو چرا اخم میكنی مادر تو كه شوهر داری. آره راست میگفت؛ تازه هنوزم به بیست نرسیده بودم،هفده سالم شده بود و نشون كرده بودم. اون

جنده ی حاجی Read More »

Scroll to Top