شوهر کونی

سلام من پیمان هستم ۲۶ سالمه قد ۱۸۰ وزن ۷۲ از ۲۰ سالگی بدنسازی میرم و هیکلم خیلی خوب شده قیافمم خوبه ولی ن در حد بدنم داستان از اونجایی شروع شد که برخلاف پوست بدنم که سبزه بود رنگ پوست کیرم صورتی بود و خیلی خوش فرم بود و ۱۸ سانت طولش بود و […]

شوهر کونی Read More »

کیر دوره گرد

سلام این داستانم برمیگرده به حدود شش سال پیش ، ۲۱ سالم بود با قد ۱۷۲ وزن ۷۰ ،کمی سبزه ،تجربه سکس یکبار داشتم ولی نه مفصل… خلاصه یه روز نزدیک ظهر تو بازار داشتم میگشتم ، بدجور هوس سکس با یه مرد کرده بودم ، خیلی وقت بود که سکس نکرده بودم ، چشمم

کیر دوره گرد Read More »

منم کونی‌ شدم

بابک هستم ۱۷ سالمه قدم ۱۷۲ وزنم ۶۷ اهل تهرانم به سفید و بی مو هستم بقیه میگن خیلی خوشگلم همیشه پسرا چشمشون دنبالم بوده. تو مدرسه خصوصا سال اخر راهنمایی و دبیرستان به شدت اذیت میشدم. خیلی پچه ها بهم دست میزدن و انگولکم میکردن. امین پسرعمومه و هم سنیم و فقط ۶ ماه

منم کونی‌ شدم Read More »

خاله‌ها لطفا کس بدین

من اسمم سیناس ۲۰ سالمه اهل رامسر از بچگیم فوتبال بازی میکنم و یکی دو سالی میشه دیگه گذاشتم کنار ولی هیکلم چهار شونه و رو فرمه… یه خاله دارم که مجرده و حدود ۳۵ سالش میشه اونم هیکلش حرف نداره و ممه هاشم حدود ۷۵ بشن بنظرم قیافشم خوشگله… از بچگیم تو کفش بودم

خاله‌ها لطفا کس بدین Read More »

چرا غریبه بکنه خودم می‌کنم

چند وقتی بود که به تیپ ابجیم خیلی نگاه می کردم لباس تنگ و خوشگل می پوشید برا بیرون رفتن و تو خونه تاپ یقه باز که سینه سفیدش خودنمایی می کرد.گاهی وقتا نگام بهش می افتاد .یه روز برام چایی اورد وقتی خم شد که بزاره رو میز له لحظه چون یقش گشاد بود

چرا غریبه بکنه خودم می‌کنم Read More »

مامان منم آره

سلام من فریدم ۱۶ سالمه مامانم ۳۸ سالشه سینه های کوچک سایز ۳۸ با نوک قهوای داره پوستش سفیده . از بچگی مامانم میزاشت سینه هاشو بخورم و بام حموم میامد تا ابنکه خوده خرم گفتم تنها میرم و موهای کیرم که در اومد به کسی نگفتم و با تیغا بابام موها مو میزم تا

مامان منم آره Read More »

ضربدری زوری

سلام اسمم میثم قدم ۱۸۰ وزنم ۸۵ خاطره ای رو می نویسم که مربوط به پنج سال پیشه اسامی رو عوض کردم چون خواننده ممکنه با اسمها ما رو بشناسه تقریبا پنج سال قبل از اون ماجرا من مجرد بودم و دنبال کیس خوب برای ازدواج می گشتم و هرکی که معرفی می کرد یا

ضربدری زوری Read More »

فقط به عشق مامانت

این داستان براساس یك سری اتفاقات واقعی نوشته شده. امیدوارم لذت ببرید من سعید هستم ، الان سی و بنج سالمه ، اما داستان مربوط میشه به چندین سال پیش ، قبل از كنكور دانشگاه. ما تو یه محله نوساز توی شهر بزرگ زندگی می كردیم ، اون موقع هنوز كوچه ها اسفالت نداشت و

فقط به عشق مامانت Read More »

زن عمو مرسی که دادی

سلام . داستان از چند ماه پیش شروع شده و امیدوارم بازم اتفاق بیفته …   زن عموم اسمش میناس و یه زن لوند و پررو و خوش اخلاقه که هر کس کنارش بشینه ناخوداگاه هوس میکنه لباشو بخوره از لحاظ اندام هم قد بلند و سکسی که هر مردی رو شهوتی میکنه. خیلی وقتا

زن عمو مرسی که دادی Read More »

فاحشه ی خونه دار

انگار اسمون میخواست واسه شب چله سنگ تموم بزاره. همچین برف میبارید که ادم میترسید اگه چند دقیقه یه جا ثابت بمونه ممکنه زیر برفا دفن بشه. چند کیسه میوه که اوستاش واسه شب چله بهش داده بود باعث میشد راه رفتن واسش سخت بشه و هر وقت پاهاشو رو برفا میزاشت حس میکرد که

فاحشه ی خونه دار Read More »

Scroll to Top