کس تازه عروس

ی روز رفتم خونه یکی ازفامیلا یکسال بودپسرخانواده که یکماه بودعروسی کرده بوددریک تصادف فوت کرده بود عروس خانواده قراربودبرادر شوهرش ازدواج کنه بهمین خاطرتوخونه پدرشوهربعدازفوت همسرش مونده بود   وقتی رفتم اونجاچشمم به عروس افتادخیلی حال سکس کردم تاآخرشب اونجابودم اونم خیلی بمن توجا داشت خونه پدرومادرش درشهردیگه ای بودوقتی خداحافظی کردم برم تلفن […]

کس تازه عروس Read More »

شهوت در ساعت چهار

“پاشو سهیلا کمک کن به بقیه ى بچه ها کتابا اومد” داشتم با گوشیم بازی میکردم و با صدای محمدآقا، صاحب فروشگاه به خودم اومدم سریع رفتم کمک بچه ها که کارتنای کتابی که تازه برامون ارسال شده بود رو بیارم داخل مغازه دو سال بود اونجا مشغول بودم و نسبت به دو تا همکار

شهوت در ساعت چهار Read More »

کیرشو کردم تو کسم

سال ۹۳ بود و داشتیم اثاث کشی میکردیم بریم خونه جدید . خودم چون دیسک کمر دارم نمیتونم زیاد وسیله سنگین جابجا کنم و شوهرمم توی بازار تهران کار میکنه و زیاد نمیتونه مغازه شو تعطیل کنه . این بود که زنگ زدیم یه شرکت خدماتی دوتا نیروی زرنگ برامون بفرستن . شوهرم کلی تاکید

کیرشو کردم تو کسم Read More »

سکس از کون

سلام اسمم نازنینه 17 سالمه من با یه پسر دوست شدم ب اسم میلاد البته الانم باهم هستیم و واقعا عاشق همیم میلاد 20 سالشه و خیای کم رو هس ولی من خیلی حشریم ما تقریبا هفته ای یبار قرار میذاشتیم ولی در حد لب همین ولی من میخواستم خیلی بیشتر پیش بریم یبار باهم

سکس از کون Read More »

مفعول فاعل

سلام من ۲۸سالمه تو یکی از شهرهای حومه تهران زندگی میکنیم.این داستان حدودا ۷سال پیش اتفاق افتاد.تو یاهو مسنجر با یکی تو شهر خودمون آشنا شدم به اسم محمد که ۱۷سالش بود و مفعول بود.ما باهم دوست شدیم و کم کم کلی صمیمی شدیم جوری که هروز یا اون پیش من بود یا من پیش

مفعول فاعل Read More »

سربازی وکونی شدن من

. اسمم مهرداده. الان حدود 25سالمه پسر سفید وقد بلند وخوشروهستم بخصوص لبهای قلوه ای قشنگی دارم.داستانی که تعریف میکنم مال 18 سالگیمه که دبیرستانو تموم کردم وکنکور قبول نشدم وباید میرفتم سربازی .دوره دبیرستان پسرای زیادی تو کف من بودن هرکی یکجوری سعی میکرد خودشو بمن نزد4یک کنه حتی بعضی دبیرا ازم میخاستن برا

سربازی وکونی شدن من Read More »

یه جزیره کوچولو در غرب آفریقا

داستانی و که میخوام براتون بکم بر میگرده به سالی که ما رو از دانشگاه به زور بردن نماز جمعه . خلاصه سر نماز کلی با رفیقا کس کلک بازی در آوردیم بماند .نماز که تمام شد .نخود نخود هر که رود خانه خود .موقع رفتن تو خیابون 16 آذر بودم که یه خانوم بهم

یه جزیره کوچولو در غرب آفریقا Read More »

الان که چند وقته ندادم

سلام من به دو سه نفر کون دادم راستش نمی دونستم آنقدر لذت بخشه اما می خوام اولین خاطره ام رو بگم اسمم ارمانه سفیدم برای کار رفته بودیم تهران با چند تا از دوست های دایی م یه شب یکی از دوست های دایی م که اسمش داوود بود آمد کنار خوابید نیمه شب

الان که چند وقته ندادم Read More »

ماجراهای خوشتیپ شاهرود

سلام خلاصه میگم اسم قاسمه بچه شاهرودم قدم 178 وزنم 86 خوش تیپم یک روزازدانشگاه میومدم درب ماشنموبازکردم کیفموگذاشتم صندلی بغلی کمربندوبستم یک هودرب بازشددیدم یک دخترخوشگل که قبلا دیده بودمش نشست گفت اگرمزاحم نیستم تاایستگاه اتوبوس یامتروبیام گفتم باش شروع کردبه حرف زدن گفت مجردیدگفتم بله گفت خوش بحال اونیکه زن توبشه خوش لوس

ماجراهای خوشتیپ شاهرود Read More »

هیچی حس کیر رو نمیده

سلام آراد هستم ۱۶ ساله. داستان من از اونجایی شروع میشه که با بچه های کوچمون کون به کونک میکردیم و من فهمیدم ک دادن بیشتر از کردن بهم لذت میده. این حس مدت ها باهام بود تا این که تصمیم گرفتم برای یک بارش هم که شده امتحان کنم و ببینم کامل دادن از

هیچی حس کیر رو نمیده Read More »

Scroll to Top