نفر سوم با همکاری شوهرم

سلام دوستان من مهناز هستم 34 سالمه داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط به 6 ماه پیش میشه   من و شوهرم حسین حدودا 8 ساله باهم ازدواج کردیم حسین ادم خیلی مهربون و منطقی هستش تنها عیبی که داره از لحاظ جنسی نمیتونست سیرم کنه و شاید در ماه 2بار باهام سکس میکرد شوهرم […]

نفر سوم با همکاری شوهرم Read More »

کون منیر

سلام عزیزان من عرشیام و ۲۳ سالمه. من یه دخترخاله دارم ۳۲ سالشه اما یه دوستی داره که اسمش «منیر» هست.دختریه با موهای مشکی،چشم زاغ،پوست سفید،کون و ممه گنده،قد بلند و سنشم ۲۰ سالشه.شاید براتون جالب باشه که دخترخاله من یه دوسته ۲۰ ساله داره اما از نظری که دخترخالم که اسمش«مهسا»ست به دلایل خانوادگی

کون منیر Read More »

منم بکن دیگه

داستانی ک میخام براتون تعریف کنم برمیگرده ب ۴ سال پیش   قبلش اینو بگم ک من اسمم امیر هست الان ۱۸سالمه کونم سفید و تپل هست یکم.بگذریم عروسی یکی از فامیل بود با پسر عموی پدرم داشتم حرف می زدم ک یدفعه حرفمو قطع کرد و رفت دم در وبا یکی از دوستانش صحبت

منم بکن دیگه Read More »

مهمانهای شبانه ی مامان

سلام اسم من عارف هست 20 سالمه، امروز تصمیم گرفتم خاطره ای از دوران نوجوانیم براتون بنویسم دورانی که من 15 سال بیشتر نداشتم مامان بابام به علت اعتیاد بابام دو سال بود از هم طلاق گرفته بودن و من با مامانم زندگی میکردم ولی آخر هفته ها یک روز میرفتم پیش بابام. مامانم طبقه

مهمانهای شبانه ی مامان Read More »

جوراب شلوارى شيشه اى

سلام من اولين بارم هست كه داستان مينويسم، من حامد ۲۹ ساله هستم و چندين سال هست كه علاقه دارم كه جوراب يا جورابشلوارى شيشه اى مشكى بپوشم و با مردان پير و مسن سكس كنم، اين داستان برميگرده به چهارسال قبل و اولين بار كه با نورالدين آشنا شدم، نورالدين يه مَرد ٥٥ يا

جوراب شلوارى شيشه اى Read More »

کاره اون نامرد از قتل بدتر بود

شما چی میدونید از حاله کسی که بهش تجاوز شده ??? میدونید چرا لذت میبرم و دوست دارم داستان های تجاوز واقعا اتفاق افتاده باشه ??? چون سبک میشم، چون حس میکنم تنها نیستم، چون دوووووست دارم همههه این بلا سرشون بیاد … چرا من ??? چرا یکی دیگه نباید اون اتفاق تلخ براش میوفتاد

کاره اون نامرد از قتل بدتر بود Read More »

مامانم یه میلفه

سلام من امير حسين هستم كه همه امير منو صدا ميزنن ولي تو شناسنامه معين اسمم خيليم كيريه كه به معين بگي اميرحسين ولي از بچگي اين جوري بوده من الان ١٨ سال دارم و تقريبا ١ ماه ديگر ميشه ١٩ قدم متوسطه و يكمي شكم دارم و پوستم هم خيلي كم سبزه اگر بخوام

مامانم یه میلفه Read More »

جنده شدنم رو باور کردم

هوا خیلی سرد بود احساس میکردم پاهام بی حس شدن کف کفشهام سوراخ بود برف به داخل کفشم راه پیدا کرده بود نای راه رفتن نداشتم اتوبوس لعنتی نمیومد از طرفی کارم دیر شده تمام حواسم پیش حسین اقا بود میدونستم وقتی برسم کارگاه باید منتظر غرغرهاش باشم ،دیگه واقعا خیلی دیر شده بود هرجوری

جنده شدنم رو باور کردم Read More »

پریسا کصی که واقعا طلا بود

من در زمستان سال 82 از کرمانشاه داشتم میرفتم شمال ویلای پسر داییم تو رامسر نزدیکی های نرسیده به آبگرم قزوین ماشین رهگذری خراب شده بود هوای سرد راننده دست بلند کرد وایسادم هر چه کردیم روشن بشو نبود زن و شوهر جوانی بودند که خانمه خیلی سردش بود گفتم برو تو ماشین من تا

پریسا کصی که واقعا طلا بود Read More »

کون دادن به آقای پاکبان

من یه پسر 18 ساله سفیدم باقد متوسط و لاغرم هستم.موهامم بلنده و کج مندازمشون رو پیشونیم… من تو یه آپارتمان زندگی میکنم. خیلی وقت بود که پاکبان (نظافتچی) ساختمون برای نظافت نمیومد.برای همین مدیر ساختمون یه کس دیگه رو استخدام کرد. یه روز که داشتم میرفتم سوار آسانسور شم برم خونه،مدیر ساختمون رو دیدم

کون دادن به آقای پاکبان Read More »

Scroll to Top