سکس با طعم تراول چک

هوا خیلی تاریک شده بود،بارون پاییزی و نوربالای ماشینهای روبرویی باعث میشد چشامو تنگ کنم تا بیشتر چشمام به جاده باشه.خیره به جاده و برفاک کنی که گاه و بیگاه از حرکتشون سردرد میگرفتم تا جایی که همجا تار میشد مجبور بودم برف پاک کن میزدم.خسته بودم،دلم میخواست بزنم کنار و همونجا بخوابم.دوتا چک محکم […]

سکس با طعم تراول چک Read More »

شاید کیری دیگر

مدتی بود رفت وآمدهای خانوادگی ما بافرشید و زنش زیاد شده بود و من و ژاله زن فرشید حسابی باهم صمیمی شده بودیم فرشید وشوهرم توی شرکت بزرگی باهم همکار بودند و رفیق فابریک هم بیشتر وقتها من و ژاله باهم بودیم و هرجا میخواستیم بریم باهم می رفتیم از همان روزهای اول رفت وآمد

شاید کیری دیگر Read More »

سکس با زنداییم سمیرا

این داستان با ویرایش خود سمیرا (مستعار )انتشار داده شده ۱۶ سالم بود که زن داییم شد با یه قیافه با نمک سکسی قد ۱۷۰ وزن ۶۵ سینه و باسنم نگم براتون اصلا استایلش بود که من و عاشق خودش کرد وقتی شلوار مشکی جذب با یه پیراهن جذب رنگی جلوم قر میداد دوست داشتم

سکس با زنداییم سمیرا Read More »

شلوار و شورتشو باهم کشیدم پایین

سلام دوستان من هادی 33 سالمه قدم 190 و لاغر و متاهلم و طرفم مینا 27 سالش اونم متاهل و لاغر سایز سینه 70 و سفید خاطره مربوط ميشه به چند ماه پیش تو ی گروه بود تو تلگرام ی کم چت کردم بعد دیدم یکی اومد گروه و از شانس من همشهری از آب

شلوار و شورتشو باهم کشیدم پایین Read More »

شوهر ببو

شب سرد زمستانی زن پسر داداشمو که زیر یه کرسی خواب بودیم با پام افتادم جون کسش خوابم برد یهو حس کردم بغل سورتم یه پایی هست دست کشیدم دیدم پای معصومه است هرچه دستمو پایین تر بردم دیدم لخته تا اینکه دستم به کس لختش خورد زود چرخیدم افتادم روش بقدری کسش داغ و

شوهر ببو Read More »

بکن بکن در یه جای دنج

سلام دوستان اسم ها رو عوض میکنم من هادی 33 سالمه قدم 190 و لاغر و متاهلم و طرفم مینا 27 سالش اونم متاهل و لاغر سایز سینه 70 و سفید خاطره مربوط ميشه به چند ماه پیش تو سایت چتناک چت سکسی ی کم چت کردم بعد دیدم یکی اومد گروه و از شانس

بکن بکن در یه جای دنج Read More »

شهلا یار مهربونم

من در دوره دانشجوییم با استاد راهنمایم که زن زیبایی بود سکس داشتم و سکس ما از اونجا آغاز شد که یکی از بچه ها در کلاس سربسرش گذاشت خیلی عصبانی شد دستشو انگاری که یکی را میخاد بزنه اورد پایین ناخنش خورد به گوشه میز شکست منو صدا کرد گفت شهرااااام ناخوووونم منم دستشو

شهلا یار مهربونم Read More »

کس سفید و چشم سبز

با سلام و خسته نباشید به همه دوستان بهمن هستم از یکی از شهرهای جنوبی کشورالان ۳۶ سالمه قدم ۱۹۰ وزنم ۱۰۸ و گندمی هستم این داستانی که میگم مال ۸ سال پیشه و هنوز ادامه داره من تو یکی ار بهترین محله های شهر تو یک ساختمان ۳ واحد دارم که یک واحد رو

کس سفید و چشم سبز Read More »

زن دوستمو گاییدم

تو عروسی بودیم شب موندیم خونه باغ داماد مهمان زیاد بود ما جوونا و متاهل ها با زنامون رفتیم پشت بام زیاد بودیم زنا یکطرف مردا یک سمت من تو خط فاصل بین زنها و مردها که نزدیکترین زن خواهرم پروین بود خوابیدم الناز زن دوستم که شاه کس بود بعد از ابجیم و خانمم

زن دوستمو گاییدم Read More »

عشق حسین و زینب

تقدیم به تمام کسانی که خواهر دارند و این نعمت را قدر میدانند داستان از اونجایی شروع شد که جلو آینه ایستاده بود داشت موهاشو شونه میکرد آروم بهش نزدیک شدم گفت سلام داداش صبح بخیر بدون این که جوابی بهش بدم شونه رو از تو دستش گرفتم شروع کردم به شونه کردن مو های

عشق حسین و زینب Read More »

Scroll to Top