شوهرخاله ی وحشی

سلام…راستشو بخوایین اگه بخوام تعریف کنم خیلی زمان میبره پس میرم سر اصل مطلب من اسمم نازلی نوزده سالمه و هیکلم کمی تپله قدمم متوسط …پنج ساله که با پسر داییم دوستم و قصدمون ازدواجه ..از وقتی چشم باز کردم اونو دیدم …بگذریم من ی شوهرخاله دارم به اسم رضوان چهل و دو ساله هیکل […]

شوهرخاله ی وحشی Read More »

جلو کسش زانو زدم

سلام دوستان حمید هستم ۳۳ ساله از تهران. داستانی که براتون مینویسم مربوطه به خاطره اولین سکسم با جنس مخالف.ازین جهت میگم جنس مخالف که من از حوالی ۱۳ سالگی با پسرهای خوشگلی که با دوستام تور میکردیم سکس داشتم و همه جوره باهاشون حال میکردیم.البته تو هر سن به اقتضای تجربه های محدود و

جلو کسش زانو زدم Read More »

من و مینا و مهدیه و منصوره

داستان سکسی منو خواهرم مینا قسمت سوم چند روز بعد تو یه فرصت مناسب که منو مینا تنها بودیم یه سکس توپ با هم داشتیم هفته بعد سر کار بودم که مینا زنگ زد و گفت که عمو و زن عمو دارن میرن شمال ولی منصوره گفته میمونم خونه درس بخونم و قرار شد من

من و مینا و مهدیه و منصوره Read More »

دختر زیبای افغان

سلام آرين هستم ۴٥سالمه ١٧٨ قد٨٥ وزن موضوع داستان بر مى گرده به بيست وپنج سال پيش موقعى كه من بيست سال داشتم پدرم يك اويكو داشت مسافركشى مى كرد شبها جلوى در خونه تو ماشين آهنگ مى زاشتم ماشين رو تميز مى كردم تو همسايگى ما يه خونه دو طبقه بود كه پنج تا پسر

دختر زیبای افغان Read More »

کیر قرمز هاپ هاپی

سلام همسایه ما یه سگ خیلی خوشگل داشت که اسم نژادش یادم نمیاد چون زیاد خونه هم میرفتیم هم با من هم مهربون بود یه موقع ها که همسایمون میرفت بیرون میسپردش به من یه روز که دوستم حالش خوب نبود رفتن بیمارستان مجبور شدن چند روزی سگشون بسپرن به ما شوهرم روزا میرفت سرکار

کیر قرمز هاپ هاپی Read More »

آزیتا رو قبلا کرده بودن

سلام دوستان عزیز. علیرضا هستم الان ۲۷ سالمه خاطره ای ک تعریف میکنم مال اوایل زندگیم تا الانه.بچه ک بودم توی مهدکودمون یه دختری بود ب اسم آزیتا همیشه شلوار لی تنگ میپوشید خونشونم تو کوچمون بود صورتشم سبزه بود.اونموقع چیزی درمورد سکس نمیدونستم ولی برام جذاب بود.خلاصه گذشت تا رسیدیم به چهارم ابتدایی ی

آزیتا رو قبلا کرده بودن Read More »

کونی آقا مجتبی

سلام دوستان حدود 23 سالم بود و دانشجو تو یک شهر تقریباً کوچیک . تازه دانشگاه رو تاسیس کرده بودن شهر هنوز حالت سنتی داشت و پر بود باغ و باغچه. مردم شهر هم ب ظاهر سنتی . منم به هیکل ریزی داشتم و به شدت شهوتی بودم . از دوران راهنمایی چون ریز اندام

کونی آقا مجتبی Read More »

خالم منو کرد یا من خالمو کردم؟

اسمم دانیاله 18 سالمه خونمون نزدیک خونه بابابزرگمه 5 دیقه راهه مامانم دو تا خواهر کوچک تر داره یکی سی ساله یکی 21 ساله من از دو سه سال پیش ک بلوغم کامل شد تمام حواسم رفت به اندام دخترای فامیل و دوست و آشنا ولی هیچکدوم مث مال خالم نمیشد خاله ای هیچوقت به

خالم منو کرد یا من خالمو کردم؟ Read More »

کونی شدن برای پسرای کمسن

حمید هستم ۳۰ سالمه از بچگی بدن ضعیف و لاغر اندامی رو داشتم و خیلی کم مو بودم تو دوران بچگی چن باری مفعول بودن رو تجربه کرده بودم اما خیلی از اون سالها میگذشت و تقریبا یادم رفته بود من قدم یک و هفتاد و وزنم شصت کیلوه و کلا استخون بندیم ریزه یک

کونی شدن برای پسرای کمسن Read More »

وحید من و خواهرمو گایید

حدود 16 سالم بود رفته بودیم مسافرت شمال سمت تالش اونجا بابام یه دوستی داشت اقا رضا حدود ده روزی میرفتیم مهمونشون میشدیم اونا یه همسایه داشتن اقا وحید که حدود 27 سالش بود تازه هم ازدواج کرده بود خواهرم 19 سالش بود با خانم وحید دوس شده بود میرفت خونشون خواهرم هم خوشگل هم

وحید من و خواهرمو گایید Read More »

Scroll to Top